تو همچـون سرزمینِ مـادری برایم با ارزش بودی ،
و هر رنجـی کہ از جانبت نصـیبم میشد باز هم برایت
جـآن میدادم .
شما که او را ندیده اید !
چشم هایش ،
چشم هایش ،
چشم هایش ..
باور کنید من هم سیر ندیدمش ؛
چشم هایش نگذاشتند ..