و در دل غمی نهفته
که با لبخند مَستورش میکنم
تا مباد به بیرون سرازیر شود
و ویران تر از پیشم کند...
زمانی فکر میکردم بدترین چیز در این دنیا تنها ماندن است..
اما اینطور نیست ، بدترین چیز این است که با آدم هایی باشی که احساس تنهایی به تو می دهند.
دختر بچه درونم یه گوشه زانو هاشو بغل کرده و داره اشک میریزه
برا تموم خستگی هاش برای تموم نرسیدن هاش برای تموم دلتنگی هاش و تموم خاطراتی که بر نمیگردن تموم اتفاقایی که میشد طور دیگه ای رقم بخوره و حسرت هایی که اگه نبودن الان جای دیگه ای از زندگی ایستاده بود اون اشک میریزه خستست اون بریده اون هزار دلیل برای نتونستن داره اما زل زده به منی که قویه منی که به روی خودش نمیاره که چقدر داره عذاب میکشه و فقط داره ادامه میده.³
منِ عزیزم، به خاطر بسپار که جز خودت و خدای خودت، هیچکس را همیشه همراه و همراز نخواهی یافت.
در سختیها جز به خدا پناه مبر؛ که گشودنِ رازِ درد نزدِ دگران چهبسا که رنجت را افزون کند .
دردهایت را نیمهشب در دلِ تاریکی و سکوت از سینه بیرون کن ؛ برایشان اشک بریز، سپس خودت را در آغوش بگیر و به دلِ خود امید ببخش، تا شبِ تاریکت سحر گردد .
و مباد در روشنای روز، دردهای دلت را نزد اغیار آشکار کنی؛ که برخی نه مرهمِ زخم، که مایهٔ تیرگیِ روزت خواهند شد.
اگر یه مشکل داری که قابل حل نیست اون یه مشکل نیست اون یه واقعیته،باید قبولش کنی.