eitaa logo
پناهِ خستگی
72 دنبال‌کننده
32 عکس
19 ویدیو
0 فایل
خانه‌ای برای حرف‌های نگفته...
مشاهده در ایتا
دانلود
دختر بچه درونم یه گوشه زانو هاشو بغل کرده و داره اشک میریزه برا تموم خستگی هاش برای تموم نرسیدن هاش برای تموم دلتنگی هاش و تموم خاطراتی که بر نمیگردن تموم اتفاقایی که میشد طور دیگه ای رقم بخوره و حسرت هایی که اگه نبودن الان جای دیگه ای از زندگی ایستاده بود اون اشک میریزه خستست اون بریده اون هزار دلیل برای نتونستن داره اما زل زده به منی که قویه منی که به روی خودش نمیاره که چقدر داره عذاب میکشه و فقط داره ادامه میده.³
منِ عزیزم، به خاطر بسپار که جز خودت و خدای خودت، هیچ‌کس را همیشه همراه و همراز نخواهی یافت. در سختی‌ها جز به خدا پناه مبر؛ که گشودنِ رازِ درد نزدِ دگران چه‌بسا که رنجت را افزون کند . دردهایت را نیمه‌شب در دلِ تاریکی و سکوت از سینه بیرون کن ؛ برایشان اشک بریز، سپس خودت را در آغوش بگیر و به دلِ خود امید ببخش، تا شبِ تاریکت سحر گردد . و مباد در روشنای روز، دردهای دلت را نزد اغیار آشکار کنی؛ که برخی نه مرهمِ زخم، که مایهٔ تیرگیِ روزت خواهند شد.
اگر یه مشکل داری که قابل حل نیست اون یه مشکل نیست اون یه واقعیته،باید قبولش کنی.
مشکل اینجاست تو این دنیا چیزی دل بخواهی نیس .
اینکه حس کنی همیشه آدم‌هایی که برات اولویت دارن و جزو آدم‌های مهمِ زندگیتن تو رو توی اولویت‌های خودشون نبینن، اینکه بیشتر اوقات وقتی دیگه تنها می‌شن و کسی رو برای بودن کنار خودشون ندارن سراغت رو بگیرن... حس عجیبیه یه جور دردِ آروم که شاید به زبون نیاد ولی آدم خوب می‌فهمه که چقدر سنگینه… مگه نه؟ (:
آدم هایی هم هستند که وجودشان از غم دنیا می‌کاهد 🤍!
خودت را یافته‌ای ، که به دنبالِ گم شده‌ات می‌گردی؟
خنده می‌بینی ولی از گریه‌ی دل غافلی خانه ما اندرون ابر است و بیرون آفتاب