🔴 نداشتنِ «زندگی جمعی» منکری است که الان معروف شده است
🔴 بعضیها وارد جمع نمیشوند تا رابطۀشان با خدا لطمه نخورد، درحالیکه مسیر الیالله از متن جامعه میگذرد
📌 #تاریخ_بعثت و #عصر_ظهور (فصل دوم) – ج۲۴
🔻 کسانی که به مسجد میروند اما با دیگران ارتباط نمیگیرند تا اخلاقشان و رابطهشان با خدا بههم نخورد، درواقع سرِ خودشان را کلاه میگذارند!
🔻 در شرایطی که ما اکثراً بهجای زندگی جمعی، زندگی فردی داریم، چطور میتوانیم انتظار ظهور داشته باشیم؟!
____
🔘 اسلام میخواهد رابطۀ بین انسان و خدا را تنظیم کند اما انسان الّا و لابد در مسیر سلوک الیالله باید از جامعه عبور کند یعنی شما برای خودسازیتان باید از مسیر جامعهپذیری، اجتماعیشدن و احساس مسئولیت دربارۀ جامعه عبور کنید و الّا نفستان را از بدیها پاک نخواهید کرد.
🔘 هیچ کسی نمیتواند رابطۀ خودش با خدا را بدون در نظر گرفتن خلق درست بکند. یعنی جامعه در ذات سلوک و تقرب فرد الیالله، حضور دارد. فرد باید از جامعه عبور کند و امتحاناتش را در متن جامعه پس بدهد.
🔘 آنهایی که در مسجد جمع میشوند ولی برای اینکه رابطۀشان با خدا بههم نخورد، اخلاقشان خراب نشود، دچار غیبت نشوند یا دچار دوستی و دشمنیها نشوند، ارتباطشان را با بقیه قطع میکنند، درواقع سرِ خودشان را کلاه میگذارند. بدون حضور در جامعه، هنوز رابطه با خدا شکل نگرفته که تو میخواهی این رابطهات بههم نخورد!
🔘 آنها میخواهد با وارد نشدن در متن جامعه، رابطۀشان با خدا لطمه نخورد، درحالیکه این رابطۀ با خدا، خیالی است! رابطۀ واقعی با خداوند وقتی برقرار میشود که شما وارد جمع بشوی، تعاونی راه بیندازی، در جریان کارها، برادران دینیات را تحمل بکنی، مشکلاتشان را برطرف بکنی، عیبهای آنها را به خودت بگیری، خوبیهای خودت را به برادران دینیات نسبت بدهی و...
🔘 حداقلّ زندگی جمعی این است که مثلاً مردمان یک مسجد، مانند اعضای یک گروه یا تشکیلات باشند. اعضای این گروهها باید باهم ارتباط داشته باشند و باهم زندگی کنند.
🔘 سادهترین ارتباط اعضای این گروهها باهم، این است که از حالِ همدیگر باخبر بشوند، به هم محبت کنند، تولد همدیگر را تبریک بگویند، در شبکۀ اجتماعی یک گروه تشکیل بدهند، اظهارنظر کنند، یک فعالیت فرهنگی انجام بدهند و... ارتباط قویتر در این است که باهم کار اقتصادی کنند، مثلاً تعاونی مصرف راه بیندازند
🔘 وقتی ما در متن سلیقههای مختلف و در بستر اختلافات، توانستیم با هم برادری کنیم، آنوقت آدمیّت ما معلوم میشود و الا اینکه از جمع فاصله بگیریم تا یکوقت اختلافی پیش نیاید که هنر نیست!
🔘 امام صادق(ع) میفرماید: مانند حیواناتی نباشید که در چراگاه کنار هم هستند اما از حالِ هم بیخبرند و ارتباطی باهم ندارند. (امالی طوسی/411) خیلی بد است انسانهایی که در کنار هم زندگی میکنند، ارتباطشان باهم، اینگونه باشد و اینقدر نسبت به هم، بیتفاوت باشند.
🔘 امیرالمؤمنین(ع) علّت تفرقه و جدایی مؤمنین از هم را خباثت باطن ذکر میفرماید «مَا فَرَّقَ بَيْنَكُمْ إِلَّا خُبْثُ السَّرَائِرِ وَ سُوءُ الضَّمَائِرِ» چیزی بین شما تفرقه نمیاندازد مگر خباثت باطنی و بدی پنهان درونی. وقتی اینطور بشوید، همدیگر را یاری نمیکنید، برای هم دلسوزی نمیکنید، به هم بذل و بخشش نمیکنید و...
🔘 مؤمنین بر اساس دین خدا با هم برادر هستند. الان شما مسجدی را نشان بدهید که آدمهایش، باهم پیوند اخوّت و برادری دارند و اقتضائاتش را هم رعایت میکنند. آنوقت ما چطور میخواهیم در شرایطی که «زندگی فردی» داریم و باهم ارتباط گروهی نداریم، انتظار رشد و ظهور داشته باشیم؟! ما واقعاً باید سبک زندگیمان را تغییر بدهیم.
🔘 ما باید سالها زندگی جمعی داشته باشیم تا بتوانیم ظهور حضرت را درک بکنیم و در آن زمان زندگی کنیم. البته ممکن است ما یک شبِه، راه صدساله را برویم و انشاءالله ظهور هرچه سریعتر رخ بدهد ولی بالاخره این راهی است که ما باید برویم؛ سبک زندگی مؤمنان باید تغییر کند. اینطوری که الآن ما داریم زندگی میکنیم، صحیح نیست.
🔘 الآن فرهنگ ما طوری شده است که ارتباط نگرفتن و قاطی نشدن با جمع و خود را جمع جدا کردن، نهتنها بد نیست بلکه انگار یک کلاسی هم دارد، یعنی افراد پُز میدهند که «ما به کسی کاری نداریم!» الآن زندگی جمعی نداشتن منکری است که معروف شده است.
🔘 امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: شما مردم تا وقتی با هم متعاونانه زندگی میکنید بهخیر هستید و بدبخت نمیشوید. و در جای دیگری میفرماید: ملتها با یکدلی و «عزم واحد» به آقایی و بزرگی میرسند و با تفرقه و اختلاف، دچار ذلت و حقارت میشوند.
👤علیرضا پناهیان
🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۲/۷
📢صوت: @Panahian_mp3
👈🏻 متن کامل:
Panahian.ir/post/7291
@Panahian_text
🔴 قدرت مرکزی در حکمرانی اسلامی وقتی افزایش پیدا میکند که امام جامعه بتواند از قدرتش کمتر خرج کند
🔴 علی(ع) در دورۀ حکومت، هرچه از قدرتش بیشتر خرج کرد، غریبتر شد چون مردم همراه نبودند
📌 #تاریخ_بعثت و #عصر_ظهور (فصل دوم) –ج۲۵
🔻 پیامبر و امام، نباید نیاز باشد که زیاد امر کنند چون مردم با مشارکت مداوم سیاسی خود، باید تضمینکنندۀ اداره صحیح جامعه باشند
🔻 خیلیها تصور میکنند ولایت، یکنوع دیکتاتوریِ صالحانه است که فرد صالحی فرمان بدهد و همه گوش کنند!
🔻 عدم امکان دزدی در حکومت امامزمان(ع)، بهخاطر قدرت منتشرشده بین مردمی است که مسئولیتپذیر، ناظر و فعالند
____
🔘 وقتی از ولایتمداری حرف میزنیم و میگوییم «باید از ولیّ جامعه تبعیّت کرد» اگر در کنارش نقش مردم و تعهد آنها نسبت به حکمرانی و جامعه را ذکر نکنیم، تصوری که از ولایت در ذهنها ایجاد میشود یک نوع دیکتاتوریِ صالحانه و مصلحانه است، به این معنا که فرد صالحی فرمان بدهد و همه گوش کنند تا سعادتمند بشوند.
🔘 البته ولایت، فرمان هم میدهد اما وظیفۀ ما «مسئولیتپذیری، دخالت در سیاست و فعالیت برای سعادت جامعه» است، یعنی اینطور نیست که ایشان صرفاً فرمان بدهد و ما مثل ربات، عمل کنیم و هیچگونه مسئولیت و نقشی جز فرمانبری نداشته باشیم.
🔘 خدا و رسولش میخواهند به ما نقش بدهند و این فرمان خداست که تکتک شما مسئول هستید «كُلُّكُمْ رَاعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِه» امام جامعه هم این حرکت جمعی را رهبری میکند؛ مثل رهبرِ یک گروه نوازنده که خودش ساز نمیزند، بلکه صداها از سازهای اعضای گروه بیرون میآید.
🔘 نصرتِ امام با اطاعتِ صرف از امام فرق دارد. شب عاشورا شب اطاعت نبود شب نصرت بود، چون امام حسین(ع) به یارانش امر نکرد که «بمانید!» شب عاشورا شب تشخیص بود نه شب تکلیف. اولیاء خدا میخواهند ما به این حد از تشخیص برسیم.
🔘 اینکه پیامبر(ص) منافقین را لو نمیداد و خیلی تحمل و مدارا میکرد، فقط بهخاطر بیظرفیتی مردم نبود و فقط بهخاطر نگرانی ایشان از منافقین و دشمنان هم نبود. پیامبر(ص) میخواست مردم خودشان به قدرت تشخیص برسند.
🔘 چرا اینقدر به ما تأکید فرمودهاند که «تعاون داشته باشید؟» اساساً بار حکومت دینی، برای دولت باید بار سبکی باشد و دولت در حکومت امامزمان(ع) کوچک است؛ بار قوۀ قضائیه هم سبک است چون امکان دزدی وجود ندارد. عدمِ امکان دزدی هم بهخاطر قدرت مرکزی نیست، بلکه بهخاطر قدرت منتشرشده بین مردمی است که همه ناظر و فعال و مؤثر و مسئولپذیرند.
🔘 مدرسۀ خوب مدرسهای است که مدیر و معلمهایش خسته نشوند چون بار ادارۀ مدرسه روی دوش بچهها گذاشته شده؛ مثلاً بهجای ناظم، خود بچهها صفها را مرتب میکنند و حضور و غیاب را بررسی میکنند. اگر بچهها خودشان جامعۀ کوچک مدرسه را اداره کردند و شما از صد مورد فقط در یک مورد دخالت و اعمال قدرت کردی، آنوقت بچهها رشد میکنند.
🔘 قدرت حکومت امامزمان(ع) بهخاطر این است که افراد جامعه، همه قدرتمند و منتظرِ اشارۀ ایشان هستند. البته امامزمان(ع) از این قدرتش، زیاد استفاده نمیکند چون حضرت، بهخاطر حضور و مشارکت مردم، اصلاً نیاز ندارد از قدرتش استفاده کند.
🔘 قدرت مرکزی وقتی افزایش پیدا میکند که آن را کم خرج کنیم. پیامبر و امام نباید زیاد امر کند و اصلاً نیاز نداشته باشد امر کند؛ این یعنی یک قدرت باشکوه! ما باید به ولایت، قدرت بدهیم اما چگونه؟ با بله قربان گفتن!؟ نه؛ با تشخیصی که ما بین خودمان داریم و کسی جرأت نمیکند بهخاطر حضور ما، بصیرت ما و نظارت ما، نسبت به ولایت، تمرّد کند.
🔘 دولت مرکزی ولایی، دولتی است که بهخاطر حضور مردم، زحمتش کم است و بهخاطر احساس مسئولیت مردم، دولتی کوچک است، البته قدرت مرکزی آن بالاست بهخاطر اینکه نیازی نیست زیاد اِعمال بشود، اینجا سیستم امر بهمعروف و نهی ازمنکر حاکم است. مجلسِ آن هم مثل مجلس ما اینهمه قانون تصویب نمیکند. وقتی کار دست خودِ مردم باشد خودشان با توافقِ هم، کارها را جلو میبرند لذا نیازی به تصویبِ اینهمه قانون نیست.
🔘 در دوران ظهور، امامزمان(ع) نیاز ندارد زیاد از قدرت خودش خرج کند. امیرالمؤمنین(ع) در دوران حکومتش، هرچه از قدرتش بیشتر خرج کرد، غریبتر شد. به حدی که میفرمود: من هرچه به شما امر میکنم شما گوش نمیدهید. از دست شما خسته شدم...
🔘 اصلاً چرا امیرالمؤمنین(ع) اینقدر باید امر کند؟! چون مردم، اهل تشخیص نبودند و همدیگر را امر و نهی نمیکردند. نباید بگوییم «چرا حرف حضرت را گوش نمیکردند؟» بلکه باید بگوییم «چرا خودشان تشخیص نمیدادند که لازم باشد حضرت امر کند؟!»
👤علیرضا پناهیان
🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۲/۸
📢صوت: @Panahian_mp3
👈🏻 متن کامل:
Panahian.ir/post/7293
@Panahian_text
🔻 به طرح «محلۀ مردمسالار» بپیوندید:
🔴 طرح محلۀ مردمسالارِ بسیج، هستۀ اصلی طرح تحوّل حکمرانی و کوچکسازی دولت بهمعنای واقعی کلمه است
🔴 زیباترین بخش دین، «مردمسالاری حقیقی» است که با سیستم امر بهمعروف و نهی از منکر، محقق میشود
📌#تاریخ_بعثت و #عصر_ظهور (فصل دوم) – ج۲۶
🔻 در طرح محلۀ مردمسالار، کارهای مردم توسط خودِ مردم انجام میشود
🔻 یکی از دلایل اختلافات داخلیِ بیهوده این است که مشغول مسئولیت جهانیمان نیستیم
🔻 انقلاب ما نرمافزاری برای آزادسازی جهان است؛ اگر در خودمان محدود بشویم محکوم به شکستیم
____
🔘 قرآن میفرماید: «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ» شما بهترین امّت و بهترین گروهی هستید که برای مردم جهان خارج شدید؛ چرا؟ شاید دلیلش، ادامۀ همین آیه باشد: «تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ» این چقدر زیباست و ما چقدر در بیان این حقیقت و این ساختار برای مردم جهان، ضعف داریم!
🔘 در این آیه، ارتباط بین «امر بهمعروف و نهی از منکر» بهعنوان یک سیستم، با جهان و رسالت جهانی ما کاملاً پیداست. شاید این آیه میخواهد بفرماید که شما برای بشریت مفید هستید و مهمترین ویژگی ما برای مفید بودن برای بشریت، مردمسالاری حقیقی است که امر به معروف و نهی از منکر نام دارد.
🔘 الآن ما زیباتر از این قسمت دین، هیچ حرفی برای مردم جهان نداریم. اگر شما آخرِ حرفهای اخلاقیتان را برای مردم جهان بزنید، میگویند «ما خودمان اینها را میدانیم، این چیزها را ما هم داریم...» راست هم میگویند؛ آنها هم شبیهِ این حرفها را در کلمات حضرت عیسی(ع) و حضرت موسی(ع) دارند.
🔘 ما چه چیزی داریم که انصافاً خیلی متفاوت و خیلی جذاب و دلبرانه است؟ سیستم امر به معروف و نهی از منکر. ما اینجا یک ساختار مردمی داریم؛ یعنی سیستم امر به معروف و نهی از منکر که همان مردمسالاری دینی است در مقابل دموکراسی دروغین است. این پرجاذبهتر از همۀ بخشهاست.
🔘 همین الآن در صدر اخبار جهان، اخبار سیاسی و اخبار معطوف به قدرت قرار دارد و ما برای قدرت، طرح داریم؛ طرحمان «تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ» است. حجاب، نماز، روزه، حج و زکات؛ هیچ کدام جذابترین بخش دین نیست. اگر شما بگویی «ما زکات داریم» او میگوید ما هم خیریه داریم که به فقرا کمک میکنیم.
🔘 اگر شما بگویی: ما عزاداری برای امامحسین(ع) داریم، آنها هم یک جاهایی برای عیسی(ع) عزاداری میکنند و میگویند ما هم یکطور دیگری ابراز ارادت میکنیم. البته آنها ادامۀ امر امامت و نبوت و ادامۀ این ستارۀ دنبالهدار و عمق استراتژیک آن را-که همان ساختار امر به معروف و نهی از منکر است- ندارند.
🔘 بسیج، یک طرحی دارد با موضوع محلۀ مردمسالار؛ این طرح غوغاست! هر کسی میخواهد بحثهای روزهای قبل را پیگیری کند و میپرسد «عملاً باید چهکار کنیم؟» بنده میگویم «به طرح محلۀ مردمسالار بپیوندید!»
🔘 در طرح محلۀ مردمسالار-که بسیج، چند سالی است در خیلی از مناطق کشور راه انداخته است- کارهای مردم توسط خودِ مردم انجام میشود. اینطور نیست که بسیج، پستِ بازرسی و شناسایی بگذارد و صرفاً به امنیت بپردازد. بسیج، این شناسایی را برای پیداکردن فقرا، برای راهاندازی شغل، برای پیداکردن استعدادها، برای پیوند زدن بین بخشهای مختلف، در همۀ زمینهها دارد اعمال میکند.
🔘 طرح محلۀ مردمسالار، تحقق ساختار امر به معروف و نهی از منکر و همان «تَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَ التَّقوى» و طرح تحوّل حکمرانی و کوچکسازی دولت بهمعنای واقعی کلمه است. در نهایت، دولت هم هیچ راهی ندارد جز اینکه خدمتگزارِ این طرح بشود. این طرح، مفاسدی مثل مفاسد شوراهای شهر را-که بعضاً پیش آمده- ندارد چون باندهای مافیایی، دیگر قدرت ندارند که بخواهند افراد خودشان را بهوسیلۀ لیستها به مجلس بفرستند. در این طرح، همهچیز شفاف است.
🔘 بهخاطر این طرح، از بسیج قدردانی میکنم اما این گلایه را هم دارم که چرا گروهها و کمیتههای مختلف جهانی درست نکردید که به فکر مردم جهان باشند؟ یکی از دلایل اختلافات داخلی بیهودۀ ما این است که مشغول مسئولیت جهانیمان نیستیم. حضرت امام میفرمود که اگر ما محدود به خودمان بشویم شکستمان قطعی است...
🔘 انقلاب ما نرمافزاری برای آزادسازی جهان است. ما باید صادرکنندۀ مردمسالاری به جهان باشیم؛ بهحدی که مردم جهان انتخاب کنند دموکراسی دروغین آمریکایی میخواهند یا مردمسالاری واقعی به سبک ایران؟ کار فرهنگی ما هم اگر محدود به مصرف داخلی بشود، خیانت است.
👤علیرضا پناهیان
🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۲/۹
📢صوت: @Panahian_mp3
👈🏻 متن کامل:
Panahian.ir/post/7296
@Panahian_text
🔴 استنتاج مردمسالاری دینی از دین، نیازمند «هوش سیاسی» و «هوش استراتژیک» است
🔴 بدون هوش سیاسی، نه میشود از امام تبعیت کرد نه از او دفاع کرد؛ حتی اگر به امامتش معتقد باشیم
📌#تاریخ_بعثت و #عصر_ظهور (فصل دوم) – ج۲۷
🔻 جرم شهید شیخ فضلالله نوری، داشتن هوش سیاسی و هوش استراتژیک بود!
🔻 اگر حوزه، دانشگاه و مدرسه «حافظهمحور» باشند، فاتحۀ هوش سیاسی خوانده میشود
🔻 آن کسانی هوش سیاسی دارند که معادلات قدرت و معادلات نفوذ را درک میکنند
____
🔘 همانطور که علامۀ طباطبایی(ره) میفرماید، اسلام یک دین اجتماعی است. اسلام بهطور مشخص، راهکاری برای حکمرانی مردمی دارد که ما آن را با عنوان «مردمسالاری دینی» میشناسیم. این راهکار، همۀ مردم را وسط میآورد و مسئول میداند، به آنها قدرت میدهد و قدرت را بین مردم توزیع میکند و این مهمترین امر دین است.
🔘 ولایت، هدایتکنندۀ قدرت مردمی است. معنای ولایت این نیست که قدرت را از مردم بگیرد تا مردم قدرت نداشته باشند. اتفاقاً کار ولایت این است که مردم را قدرتمند تربیت کند. رابطۀ مردم با ولایت، یک رابطۀ بسیار دیدنی، باشکوه و پیچیده است.
🔘 خیلی از کسانی که از هوش سیاسی لازم برخوردار نیستند، تلقیشان از ولایت، یک مسئلۀ اعتقادیِ صرف است، آنها از احکام و دیگر معارف دینی، تلقی سیاسی ندارند و وجه سیاسی دین را متوجه نمیشوند.
🔘 وقتی افراد، وجه سیاسی و حکمرانیِ «امر بهمعروف و نهی از منکر» را متوجه نمیشوند، آنرا به موضوع حجاب، تقلیل میدهند. درحالیکه امر بهمعروف و نهی از منکر، طرحی است برای اینکه در جامعه نه مستضعفی باقی بماند و نه مستکبری تولید بشود.
🔘 ما نیاز به «هوش سیاسی» و «هوش استراتژیک» داریم. هوش سیاسی بهتنهایی کافی نیست. هوش سیاسی میتواند برای ما تحلیل درست سیاسی بکند ولی هوش استراتژیک، راه حرکت به سوی آینده را هم نشان میدهد.
🔘 بعضیها نه هوش سیاسی دارند و نه هوش استراتژیک! چون هوش سیاسی ندارند نمیتوانند وضع کنونی را تحلیل کنند و الگوهای درست را درک نمیکنند. کسانی که هوش سیاسی نداشته باشند نه میتوانند از امامشان تبعیت کنند و نه میتوانند از او دفاع کنند، هرچند به امام معتقد باشند.
🔘 آن کسانی هوش سیاسی دارند که معادلات قدرت و معادلات نفوذ را درک میکنند. نفوذ و قدرت دوتا از موضوعاتی است که در هوش سیاسی خیلی مؤثر است.
🔘 امیرالمؤمنین(ع) فرمود: کسی نمیتواند این عَلم را حمل بکند مگر اینکه اهل بَصَر، صبر و علم باشد «إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَوَاضِعِ الْحَق» اینجا بَصَر یعنی همان هوش سیاسی و هوش استراتژیک.
🔘 مثلاً کسی که بخواهد مردمسالاری دینی را از دین استنتاج بکند، نیاز به هوش استراتژیکِ مرحوم شاهآبادی(استاد عرفان حضرت امام) و نیاز به هوش سیاسی و استراتژیک شهید صدر دارد.
🔘 رابطۀ دین و قرآن با هوش سیاسی چیست؟ حلّ مسائل اجتماعی، نیاز به هوش سیاسی دارد. اگر حوزه، دانشگاه و مدرسه «حافظهمحور» باشند، فاتحۀ هوش سیاسی خوانده شده است.
🔘 باید شیوۀ امتحانها را عوض کنند، مثلاً بگویند «شما هرچه بلد هستی مال خودت! این مسئله را برای ما حل کن...» یا بگویند: اصلاً شما کتابباز امتحان بدهید، بروید خانۀتان این مسئله را حل کنید و فردا بیاورید و الّا شما حق ندارید عالیترین مدرک دانشگاه، حوزه و مدرسه را بگیرید.
🔘 شهید آیتالله شیخ فضلالله نوری، دارای هوش سیاسی و استراتژیک بود. در یک زمان کوتاه، بسیاری از همدرسیها و علمای برجسته از ایشان عقب ماندند و ایشان به دار کشیده شد و جرم ایشان، داشتن هوش سیاسی و هوش استراتژیک بود!
🔘 ایشان میگفت مشروطهای که از سفارت انگلستان بیرون بیاید بهدرد مردم نمیخورد... متأسفانه اکثر فقهای آن زمان حرفهای ایشان را متوجه نمیشدند. برخی از علما با ایشان مخالفت کردند اما بعداً متوجه شدند و پشیمان شدند. الآن هم بعضیها طرفدار اندیشۀ اشتباه همان علمایی هستند که دیر متوجه شدند؛ یعنی همان طرز تفکرها امروز هم در جامعۀ ما هم هست.
🔘 شیخ فضلالله نوری با هوش سیاسی و استراتژیک خودش پیشبینی کرده بود که اگر مشروطهچیان غربزده موفق بشوند، کشور را بهسمت نابودی اسلام، رواج بیبندوباری، شیوع منکرات و مسکرات، کشف حجاب و دوری قرآن از جامعه سوق خواهند داد.
🔘 تأسف میخورم که ما برای غربشناسترین فقیه تاریخ معاصر یعنی شیخ فضلالله نوری کار بزرگ سینمایی انجام ندادیم تا افتخار ما در مقابل غرب باشد. بناست امروز حوزۀ علمیه تهران برای شیخ فضلالله نوری بزرگداشت بگیرد. من به حوزۀ علمیه تهران تبریک میگویم و از حضرت آیتالله رشاد که در این جهت اقدام کردند تشکر میکنم.
👤علیرضا پناهیان
🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۲/۱۰
📢صوت: @Panahian_mp3
👈🏻 متن کامل:
Panahian.ir/post/7298
@Panahian_text
🔴 میترسم کسانی که در جهاد تبیین مشارکت نمیکنند جزو خاذلین قرار بگیرند
🔴 دین با حکومت و دولت باقی نمیماند؛ اگرچه دولت رسولخدا(ص) و حکومت عدل علی(ع) باشد!
🔴 دین با زبان همۀ مؤمنین باقی میماند؛ وقتی حرف دین بر زبان همه جاری شد، دین باقی میماند
📌 #جهاد_تبیین –حرم حضرت معصومه(س) - ج۱
🔻چرا با اینهمه طرفدار انقلاب، حزباللهیها فکر میکنند وضع دارد خرابتر میشود؟ چون انقلابیها ساکتند لذا کمتر بهنظر میرسند!
🔻با اینهمه آدم خوب و فهمیدۀ جامعۀ ما، فضای مجازی باید محلّ تهدید دشمن باشد نه ما!
🔻طبق آیۀ قرآن، وقتی ولیّ امر جامعه یک «امر جامع» را مطرح کرد باید برنامۀ زندگی ما بر اساس آن تغییر کند
🔻با پاسخ دادن به یک شبهه میتوانی نامت را جزو مجاهدین ثبت کنی؛ مثل عمّار!
____
خیلی از آدمهای خوب و معتقد نمیدانند که «امر جامع» چیست؛ با اینکه در قرآن تصریح شده «...وَ إِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ» وقتی پیامبر(ص) یک مسألۀ مهمِ دارای اولویّت در جامعه را اعلام میکند، کسی نباید از نزد پیامبر(ص) برود مگر اینکه اجازه بگیرد؛ این آداب اطاعت از ولیّ خدا را نشان میدهد.
تقاضای بنده این است که این آیه قرآن را در مساجدمان نصب کنیم تا همه با آن آشنا بشوند. وقتی ولیّفقیه یک امر جامعی را مطرح میکند، انسان مؤمن، امر جامع را رها نمیکند که دنبال کارِ خودش برود بلکه برنامۀ زندگیاش را بر اساس آن، تغییر میدهد.
الآن ولیِّ امر جامعۀ مسلمین یک امر جامع بهنام «جهاد تبیین» را مطرح کرده و فرموده: جهاد تبیین، واجبِ فوریِ عینی است! این باید در زندگی و برنامههای ما تفاوت ایجاد کند، متأسفانه خیلیها برنامۀ زندگیشان را تغییر ندادهاند تا به جهاد تبیین برسند! طلبهای که بعد از امرِ جامع «جهاد تبیین»، برنامۀ زندگی و کار و تحصیلش هیچ تغییری نکرده، آیا میتواند به مردم، دین یاد بدهد!
من چهکار میتوانم انجام بدهم؟ مثلاً یک گوشیِ موبایل دستم هست، لااقل میتوانم چهار تا پیام بگذارم، لایک کنم، چند تا پیام را فوروارد کنم، یا میتوانم برای چهارتا صفحه، فالوور بشوم، بالأخره باید یک حرکتی انجام بدهم!
قرآن میفرماید: اگر ایمانت خیری نرسانده باشد، روز قیامت این ایمان بهدردت نمیخورد! «لا يَنْفَعُ نَفْساً إيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ في إيمانِها خَيْراً» امامباقر(ع) فرمود: منظور از این خیر، نصرت امام است؛ یعنی ایمانش باید به ما اهلبیت (یا به خطّ اهلبیت) کمک کرده باشد، کمک با زبان هم مثل کمک با شمشیر است!
با اینکه هر سال طرفداران انقلاب از نظر کمّی و کیفی بهتر و بیشتر از سال قبل میشوند اما اکثر حزباللهیها فکر میکنند که هر روز دارد وضع خرابتر میشود، چرا؟ چون همه ساکتند! در تظاهراتها که جمع میشوند، میگویند «عجب جمعیّتی! اینهمه محجّبه، اینهمه انقلابی!» چرا تعجّب میکنند؟ چون وقتهای دیگر، همه خاموشند، لذا معلوم نیست که تعدادشان زیاد است.
پیامبر(ص) به عمّار یاسر که در مقابل شبههافکنی یهودیان مدینه ایستاد جوابشان را داد، میفرماید: «فَأَنْتَ مِنَ الْمُجَاهِدِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الْفَاضِلِينَ» شما هم میتوانید همینطوری، نام خود را جزو مجاهدین در راه خدا ثبت کنید.
دین با کلاسِ اصول عقائد و با تبلیغ توسّط علما و اهل حوزه باقی نمیماند. دین با دولت و حکومت هم باقی نمیماند؛ اگرچه دولت رسولخدا(ص) و حکومت عدل علی(ع) باشد! دین با زبان همۀ مؤمنین باقی میماند؛ وقتی حرف دین بر زبان همه جاری شد، باقی خواهد ماند.
آدم حزباللهی منتظر نشسته و میگوید: اگر اوضاع اقتصادی خوب بشود، إنشاءالله همه انقلابی میشوند! حکومت علی(ع) که مشکل اقتصادی نداشت. پس چرا آنگونه شد؟ حضرت میفرماید: چون شما در مقابل باطل، ساکت ماندید و نگفتید «این غلط است» لذا امثال معاویه بر شما مسلّط میشوند.
با اینهمه آدمِ خوب و فهمیدهای که در جامعۀ ما هست و با این فضای مجازی که در اختیار همه است؛ نهتنها فضای مجازی نباید محلّ تهدید جامعۀ ما باشد بلکه باید محلّ تهدید دشمن باشد، و محلّ فرصت ما باشد؛ البته اگر این ساکتین از خواب بیدار بشوند! خدا برخی از ساکتین-البته نه همۀ آنها- را در قرآن لعنت میکند چرا؟ چون یک جایی باید یک حرفی را بزند، اما نمیزند.
میترسم کسانی که در جهاد تبیین مشارکت نکردند و بر این امر جامع مقیم نشدند، خدای ناکرده جزو خاذلین قرار بگیرند. شاید تقصیر ما طلبههای حوزه است که دین را بد معرّفی کردهایم؛ طوری معرّفی کردهایم که جوان مؤمن، نماز میخواند امّا دین را تبلیغ نمیکند!
👤علیرضا پناهیان- ۱۴۰۱/۲/۲۰
📢صوت: @Panahian_mp3
👈🏻 متن کامل:
Panahian.ir/post/7299
@Panahian_text
🔴 اصلاً چرا تبیین لازم است؟ چون مسیر هدایت، پیچیدگی دارد
🔴 پیچیدهترین بخشی که نیاز به تبیین دارد، عرصۀ سیاسی است که محلّ مظلومیت اولیاء خداست
📌 #جهاد_تبیین –حرم حضرت معصومه(س) - ج۲
🔻 دینداری یعنی حلّ معما؛ بدون تفکر و صرفاً با یادگیری عقاید و احکام، پیچیدگی دین مشخص نمیشود
🔻 بعد از تبیینِ دین «تفکر» لازم است؛ حتی تبیین پیامبر(ص) هم جای تفکرِ مردم را نمیگیرد
🔻 دشمنانِ ما از پیچیدگی و ابهامی که در تطبیقِ دین بر جزئیات زندگی هست، سوءاستفاده میکنند
____
اساساً چرا «تبیین» لازم است؟ چون قرآن و مفاهیم دینی و پیداکردن راه هدایت، یکمقدار پیچیدگی دارد و ما در زندگی فردی و اجتماعی، میتوانیم خودمان را در پیداکردنِ راه هدایت، فریب بدهیم و دیگران هم میتوانند ما را فریب بدهند.
ما در جامعۀ خودمان، این پیچیدگی را خوب جا نینداختهایم و حتی گاهی برعکسِ آن را گفتهایم؛ یعنی گفتهایم که راه، کاملاً واضح و روشن است. البته به یک معنا راه، روشن است اما بعد از تفکر، بعد از تقوا، و قدرت تشخیصی که خدا عنایت میکند که نامش «فرقان» است.
صرفاً با یادگیری اصول عقاید و احکام و یکسلسله داناییها، راه برای کسی مشخص نمیشود؛ نه در زندگی فردی و نه اجتماعی. بلکه اگر کسی اطلاعات دینی داشته باشد اما نخواهد تفکر کند، چهبسا پیچیدگیهای این راه، برای او بیشتر بشود و اطلاعاتش موجب گمراهی بیشترش بشود.
خداوند میفرماید «وَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» یعنی ما قرآن را نازل کردیم، اما تبیینِ پیامبر هم لازم است. اینجا دو مرحله دارد: مرحلۀ اول «لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ» یعنی پیامبر باید برای مردم تبیین کند. مرحلۀ دوم «لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» یعنی مردم باید بعد از تبیین پیامبر، تفکر کنند.
بدون تفکر، حتی با تبیین پیامبر(ص) هم بهجایی نمیشود رسید. حتی اگر در محضر ائمۀ هدی هم باشید، اینطور نیست که هر روز صبح، از امام معصوم بپرسید «آقا امروز من چهکار کنم؟» ایشان هم دقیقاً همهچیز را بگوید و شما این دستورها را فهرست کنی و از صبح تا شب دانهدانه انجام بدهی! اصلاً دین ، این سبکی نیست.
اولیاء خدا در مسائل فردی و اجتماعی، هیچوقت بنا نداشتند تمام جزئیات را بههمه بگویند. بلکه انتظار داشتند مردم، خودشان بفهمند و گاهی به مردم اجازۀ اشتباهکردن میدادند. پس چون همهچیز کاملاً واضح و روشن نیست، ما باید در مقام عمل، در مقام تشخیص مصداق و در مقام تشخیص اولویت، تفکر کنیم.
دشمنان ما از پیچیدگیهای زندگی و ابهامی که در دین هست، در مقام تطبیقدادنِ دین بر جزئیات زندگی سوءاستفاده میکنند. اصلاً همیشه دینداری کردن در زندگی فردی و اجتماعی یعنی حلّ معما. معما هم یک سؤال ساده نیست و فکر میخواهد، چون پیچیدگی دارد و یک فریبی در آن هست.
امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: «يَبْتَلِي خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا يَجْهَلُونَ أَصْلَه» خدا در موضوعاتی امتحان میگیرد که یک جهلی برای ما وجود دارد. همین جهل و بیخبری، جزئی از ماجرای امتحان الهی است. پیشنهاد میکنم به عنوان یک تاکتیکِ ضدّ عملیات روانی دشمن، هرجا خواستید کار تبیینی کنید، اول همین روایت را به مردم یاد بدهید: خدا از چیزهایی امتحان میگیرد که انسان یک بخشهایی از آن را نمیداند.
در امتحانها معمولاً برخی سؤالها طوری پرسیده میشود که شما جواب غلط را انتخاب کنید؛ امتحانات الهی هم گاهی اینگونه است. گاهی خدا طوری فضا را پیچیده قرار میدهد که آدمها بتوانند از این پیچیدگیها سوءاستفاده کنند.
اگر خدا کسی را ناسالم و نالایق ببیند، او را به اشتباه میاندازد. مثلاً شما از سرِ رفیقبازی، یک کسی را-که آدم لایقی نیست- بهزور متقاعد کردهای و به مسجد آوردهای، درست در همان شب، خدا کاری میکند که مثلاً کفشهایش گُم بشود یا دزدیده شود، او هم میگوید «این مسجد شما دزدبازار است! من دیگر نمیآیم!»
هم در عرصۀ زندگی فردی نیاز به تبیین و تفکر داریم هم در زندگی اجتماعی. اما به زندگی اجتماعی که میرسیم اوضاع پیچیدهتر میشود، به زندگی سیاسی که میرسیم خیلیخیلی پیچیدهتر میشود؛ اینجا محلّ مظلومیت اولیاء خداست.
پیچیدهترین بخشی که به تبیین نیاز دارد عرصۀ سیاسی است. خیلی از اوقات، اشتباه در عرصۀ زندگی اجتماعی، جبرانپذیر نیست. مثلاً اگر بهخاطر حرف بعضی از اشخاص، موشکهای خودمان را از دست داده بودیم، الآن چه وضعیتی داشتیم؟ آن اشتباه دیگر جبرانپذیر نبود، چون نابود شده بودیم! این مسائل، نیاز به تبیین دارد.
👤علیرضا پناهیان- ۱۴۰۱/۲/۲۷
📢صوت: @Panahian_mp3
👈🏻 متن کامل:
Panahian.ir/post/7309
@Panahian_text
🔴 چرا جهاد تبیین لازم میشود؟ یک دلیلش توجیهگری و مکر انسان است؛ برای بیان حق، جهاد لازم است تا راه توجیه و فرار از پذیرش حق را ببندد
📌 #جهاد_تبیین –حرم حضرت معصومه(س) - ج۳
🔻طبق آیه قرآن؛ انسان اهل جدل است و از پذیرش حق، فرار میکند؛ این موجب میشود انرژی بیشتری برای تبیین گذاشته شود
🔻ناراحتی روحی انسان و عدم صفای باطنش موجب میشود در برابر پذیرش حق، مقاومت کند
🔻 تولید سخن باطل زحمتی ندارد، زود هم منتشر میشود، این رساندن حرف حق است که زحمت و جهاد لازم دارد
____
دلیل اول برای ضرورت تبیین دین-همانطور که قبلاً بیان شد- این است که «دین، پیچیدگی دارد». دلیل دوم این است که انسان موجود پیچیدهای است؛ انسان توجیهگر است و مکر میکند. نهفقط انسان بلکه جامعۀ انسانی هم اینگونه است، جامعه هم گاهی روحیاتی دارد که ضرورت تبیین برای آن جامعه افزایش پیدا میکند.
قرآن میفرماید: «كَانَ الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا» انسان یک موجود اهل مجادله است؛ مدام بحث میکند، چون و چرا میآورد و میخواهد زیر بار نرود. ناراحتی روحی انسان موجب میشود از پذیرش حق، فرار کند، وقتی انسان صفای باطن نداشته باشد، در برابر پذیرش حق، مقاومت میکند. این روانشناسی قرآن است!
این را خدا لازم دانسته به ما بگوید: «ای انسان، تو موجودی اهل جدل هستی» یعنی انسان نمیخواهد حرف حق را قبول کند، لذا مدام برای خودش دلیل جور میکند، ذهنش دلیل میتراشد تا زیر بار این حرف نرود؛ یعنی دنبال مستمسک میگردد که نپذیرد!
چرا تبیین لازم است؟ چون انسان اهل جدل است، لذا برای تبیین، یک نوع جهاد و یک فعالیت سخت و پرفشار لازم است. یعنی این انسانی که حرف حق را نمیپذیرد و مدام مجادله میکند، با جهاد تبیین، نگهش دار!
یکی دیگر از ویژگیهای روانی انسان که در قرآن آمده، این است: «بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ * وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ» انسان کسی است که عذرتراشی میکند، یعنی برای توجیه اشتباه خودش، عذرِ بیهوده میآورد. این عذر را ذهن آدم درست میکند چون نمیخواهد اشتباه خودش را بپذیرد.
ابلیس میگوید: من وقتی انسان را وادار به یک گناه بکنم، دیگر او خودش دنبالم میآید، چون او بهطور طبیعی، آن گناهش را توجیه میکند... به همین دلیل، فرمودهاند که زود استغفار کنید تا به این دام ابلیس گرفتار نشوید.
چرا تبیین لازم است؟ چون انسان موجود مکّار، توجیهگر و مجادلهکنندهای است و از زیر حرف حق، در میرود. پس اگر دیدی طرف شما نمیپذیرد و زیر بار نمیرود، یکبار دیگر بگو، از یک زاویۀ دیگر بگو...
چرا جهاد تبیین لازم میشود؟ بهخاطر توجیهگری انسان. خدا نکند یک راه غلطی را یک کسی انتخاب بکند، دیگر نمیشود با او حرف زد؛ خیلی سخت میشود.
این ویژگیها دربارۀ یک انسان بود؛ دربارۀ جامعه هم همینطور است! حضرت زهرا(س) یک ویژگی روانشناختی از جامعۀ مدینه اعلام کرد و فرمود: «مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِینَ الْمُسْرِعَةَ إِلَى قِیلِ الْبَاطِلِ» ای مردمی که حرف غلط را زودتر میپذیرید.
الآن اگر یک شایعه علیه نظام جمهوری اسلامی و علیه آدمهای خوب درست بشود، هزار برابر پخش میشود تا یک حرف خوب! حرف خوب، زیاد پخش نمیشود و زیاد کسی آن را فوروارد نمیکند، باید خودت را بکُشی تا یک حرفِ درست، برود و بین مردم بچرخد. اما سخن باطل، راحت میچرخد و پخش میشود.
منظور از «قیل باطل» فقط حرف دروغ نیست، فقط شایعه و تهمت نیست، قیل باطل ممکن است سخن درستِ نابجا باشد؛ سخنی که باطل است بیشتر میچرخد.
اصلاً برخی روزنامهنگارها هنرشان تولید «قیل باطل» برای تیترها است. میگوید اینطوری بیشتر خوانده میشود. چرا؟ چون مردم دنبال حرف غلط هستند.
ما در زمانهای زندگی میکنیم که در جامعۀ بشری، بهطور طبیعی سخن باطل بیشتر به مردم میچسبد. در چنین شرایطی شما اگر بخواهی سخن حق بگویی، معلوم است که باید جهاد کنی! اما کسی که سخن باطل تولید میکند، لازم نیست زیاد زحمت بکشد و جهاد کند.
برای تبیین حق، جهاد لازم است، اما برای انداختن یک حرف مُفت، جهاد لازم نیست و زحمتی ندارد تازه پول هم گیرت میآید؛ راحت فالوورهایت زیاد میشوند! پس عامل دوم پیچیدگی انسان، بیماریهای روحی انسان و ضعفهای جامعه است که باعث میشود انسان به جهاد تبیین نیاز پیدا کند.
اگر یک جامعهای، زیر بار حرف حق نرفت چهکار باید کرد؟ اگر مردم اصلاً نپذیرفتند و دیگر نشد حرف بزنی، چه؟ اینجاست که فاطمۀ زهرا(س) و امامحسین(ع) فدا میشوند و روضهها شکل میگیرد. یعنی شما میتوانید سخن حق را قبول نکنید ولی نمیتوانید اثر خون ما را ضایع کنید، چون خدا قول داده که خون شهید ضایع نشود. «وَ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمالَهُمْ»
👤علیرضا پناهیان- ۱۴۰۱/۳/۳
📢صوت: @Panahian_mp3
👈🏻 متن کامل:
Panahian.ir/post/7334
@Panahian_text
🔴 اگر جهانی نیندیشیم، هم در دین و هم در دنیای خود به انحراف خواهیم رفت
🔴 از جشنوارۀ عمار تقاضا میکنم به احترام آقای طالبزاده، سراغ فیلمهایی برود که دربارۀ مسائل جهان باشد
📌 بزرگداشت مرحوم نادر طالبزاده
🔻 ما اگر مسائل جهان را حل نکنیم، نمیتوانیم جامعۀ خودمان را نجات بدهیم
🔻 یکی از نوادر شخصیتهای جامعۀ ما که واقعاً دغدغههای جهانی دارند، آقای طالبزاده بود
🔻 در کمتر نیروی معتقد انقلابی میبینیم که برای جهان، فکری بکند و فیلمی بسازد
🔻 عالم و روشنفکری که برای مشکلات حیات بشر راه حل ندارد برای جامعۀ خود هم چندان گرهگشا نخواهد بود
🔻 مرگ بر آمریکا برای آقای طالبزاده صرفاً جملۀ دعایی نبود بلکه جملۀ خبری بود
____
🔘 یک عالم دینی یا روشنفکر دانشگاهی، اگر برای مسائل جهان و مشکلات حیات بشر، راه حل نداشته باشد، او برای جامعۀ خودش هم چندان گرهگشا نخواهد بود.
🔘 یکی از نوادر شخصیتهایی که در جامعۀ ما، واقعاً دغدغههای جهانی دارند، آقای نادر طالبزاده بود. بنده در جلساتی که دربارۀ افول آمریکا برگزار میشد، این دغدغهمند بودن و جهاناندیشیِ ایشان را میدیدم.
🔘 در آن جلسات، دربارۀ این موضوع گفتگو میشد که چرا خیلیها عظمت آنچه در کشور ما رخ داده است را درک نمیکنند؟ نه اینکه با اسلام یا ولایت مشکلی داشته باشند، بلکه مشکلشان این است که هیمنۀ ظاهری غرب را باور دارند. باور غرب مانع درک برتری و قدرتی است که ما داریم.
🔘 هنوز برای خیلیها سخت است که افول آمریکا را باور کنند یا حتی دربارۀ آن فکر کنند، اما آقای طالبزاده، خانۀ عنکبوتی امریکا و اسرائیل را درک کرده بود و گول گستردگی تارهای آن را نمیخورد.
🔘 بسیاری از کسانی که دین و ایمان هم دارند، قبول ندارند که آمریکا نمیتواند هیچ غلطی بکند، اینها وقتی میگویند «مرگ بر آمریکا» یعنی چرا این غلطها را میکند!
🔘 خیلی فرق هست که شما مرگ بر آمریکا بگویید با اعتقاد به اینکه آمریکا خیلی غلطها میتواند بکند، یا مرگ بر آمریکا بگویید، با اعتقاد به اینکه مرگ آمریکا فرا رسیده است و این صرفاً جملۀ دعایی نباشد بلکه خبری باشد. آقای طالبزاده، مرگ بر آمریکایش جملۀ خبری بود.
🔘 جهاناندیشیِ آقای طالبزاده خیلی موضوع جذاب و مهمی است. ما الان در کمتر نیروی معتقد انقلابی میبینیم دنبال این باشد که برای جهان، فکری بکند، تصمیمی بگیرد و فیلمی بسازد بهجای اینکه به مباحثات زائد در عرصههای مختلف سیاسی و اجتماعی داخلی بپردازد.
🔘 بنده از جشنوارۀ عمار تقاضا میکنم، به احترام آقای طالبزاده، سال بعد سراغ تولید فیلمهایی بروند که دربارۀ مسائل جهان باشد و مخاطب خارجی داشته باشد؛ کوتاه یا بلند، مستند یا داستانی.
🔘 مثلاً اگر کسی دغدغۀ حجاب دارد، برود دربارۀ موضوع حجاب در فرانسه فیلم بسازد و نشان بدهد که بیحجابی در فرانسه چه مشکلاتی ایجاد کرده و دردهای آنها را در فیلم خودش بیان کند. آنوقت زنان جامعه خودمان هم اینها را ببینند.
🔘 هرکسی هر دغدغهای درباره مسایل داخلی دارد، میتواند دربارۀ آن دغدغه، محصول بینالمللی تولید کند. یعنی اول موضوع آن را در جهان، بررسی و حل کند و بعد سراغ داخل کشورمان بیاید.
🔘 ما اگر جهانی نیندیشیم، هم در دین خود و هم در دنیای خودمان به انحراف خواهیم رفت. ما اگر مسائل جهان را حل نکنیم، نمیتوانیم جامعۀ خودمان را نجات بدهیم.
👤علیرضا پناهیان
🚩بزرگداشت نادر طالبزاده - ۱۴۰۱/۳/۱۱
@Panahian_text
🔴 قیام زنان برای جهاد تبیین، مؤثرتر از قیام مردان است
🔴 اگر جهاد تبیین واجب فوری و عینی است بر زنان هم مثل مردان واجب است
📌 #جهاد_تبیین –حرم حضرت معصومه(س) - ج۴
🔻 در سه مقطع حساس که دست سه امام بسته بود، سه زن برای دفاع از دین قیام کردند
🔻 در جهاد تبیین ممکن است زنان بتوانند در جامعه کارهایی انجام بدهند که از دست مردان برنمیآید
🔻 قیام زنان علیه باطل یقیناً مؤثرتر از قیام مردان است و اثر اجتماعی آن هم بالاتر است
🔻 آفرین به مادرانی که در رژۀ فرهنگی «سلام فرمانده» بهخاطر امامزمان(ع) فرزندان خود را به میدان آوردند
____
در زمان ائمۀ هدی(ع) در سه مقطع زمانی حساس و بحرانی، دست سه امام معصوم بسته بود؛ علی بن ابیطالب، علی بنالحسین و علی بنموسیالرضا (علیهمالسلام) در هر سه مقطع، سه زن برای دفاع از دین قیام کردند و در تاریخ اثر گذاشتند.
وقتی دستان علی(ع) بسته بود، فاطمۀ زهرا(س) قیام کرد. وقتی دستان امام سجاد(ع) بسته بود، زینب کبری(س) قیام کرد. در زمان امامرضا(ع) و تبعید ناروای ایشان به مرو هم فاطمۀ معصومه(س) قیام کرد و از مدینه به سمت مرو حرکت کرد.
این اتفاقات تصادفی نیست و خیلی معنا دارد. وقتی آنچنان عرصه بر یک امام تنگ میشود که نمیگذارند اقدامی انجام بدهد، خداوند عَلَم را به دوش زنانی از اهلبیت(ع) قرار میدهد که قیام کنند و اثرگذار باشند.
اگر حرکت حضرت معصومه(س) از مدینه به مرو اثر نداشت، به کاروان ایشان حمله نمیکردند و بنا بر احتمالات تاریخی، ایشان را مسموم نمیکردند بلکه اجازه میدادند به امام رضا(ع) برسد. معلوم است این خواهر نقش ویژهای دارد و حرکتش معنای سیاسی دارد.
حضرت معصومه(س) که از نُه سالگی در فقه و علم و معرفت، شهرۀ آفاق شده بود، کاری صرفاً از سرِ عاطفه یا تفنن انجام نمیدهد؛ حتماً برای یاریِ امام زمانش احساس تکلیف کرده بود که به سمت مرو حرکت کرد. این حرکت اگر به سرانجام میرسید میتوانست برای امام رضا(ع) قدرتبخش بشود.
بعد از شهادت امام رضا(ع) وقتی حرکت زنان اتفاق افتاد، معلوم شد که اگر این خواهر به برادر میرسید و زینبوار کنار حسینِ زمان خود میایستاد، آثارش از نظر اجتماعی در زمان خودش چهبسا بیشتر از زمان حضرت زینب(س) میشد.
امروز هم در جهاد تبیین ممکن است زنان بتوانند در جامعه کارهایی انجام بدهند که از دست مردان برنمیآید. قیام زنها علیه باطل یقیناً مؤثرتر از قیام مردان است و اثر اجتماعیاش بالاتر است.
خانمها منتظر نمانند که ببینند آقایان در جهاد تبیین چه میکنند و دنبال آنها بروند. اگر جهاد تبیین واجب فوری و عینی است، پس بر زنان هم مثل مردان واجب است یعنی اگر همۀ مردان هم به جهاد تبیین عمل کنند تکلیف از زنان برداشته نمیشود.
بیتردید زنان در قیام برای جهاد تبیین مؤثرتر از مردان هستند، خصوصاً اگر در جهاد تبیین، زنان قیام اجتماعی بکنند. بر این اساس باید گفت جهاد تبیین بر زنان مؤمن واجبتر است و اولویتش بیشتر است.
همین الآن اگر زنان در جامعۀ ما علیه یک باطل، محکم قیام کنند، کسی جلودارشان نیست و تأثیرش جهانی است. در هر موضوعی اگر مردان تظاهرات چندهزار نفره کنند به اندازه اقدام زنان تأثیر ندارد. پس یکوقت زنان به حاشیه رانده نشوند.
در روایات آخرالزمان آمده است؛ زنانی که در خانه هستند میتوانند بر اساس قرآن و سنت پیامبر(ص) حکم شرع را بیان کنند چون دارای حکمت هستند و زنان حکیم، قدرت تشخیص تکلیف دارند «إِنَّ الْمَرْأَةَ لَتَقْضِي فِي بَيْتِهَا بِكِتَابِ اللَّهِ»
در قرآن بعد از توصیۀ به امر به معروف و نهی از منکر میفرماید تفرقه نکنید «وََ لَا تَكُونُواْ كاَلَّذِينَ تَفَرَّقُوا» معلوم میشود یکی از لوازم مؤثر بودن امر به معروف و نهی از منکر، کار جمعی و اتحاد کلمه است. اگر در امر به معروف و نهی از منکر یک جمع متحداً یک کلام را نگویند اثر چندانی ندارد.
در سرود «سلام فرمانده» اگر نوجوانها و خانوادههای گرامی هر کدام در خانه همنوایی میکردند و لذت میبردند و پای گیرندههای خودشان این سرود را میخواندند، این اثر جهانی را نداشت. باید دور هم جمع شد.
باید آفرین گفت به مادرانی که چنین فرزندانی تربیت کردند و به میدان محبت امام زمان(ع) و حضور در این رژۀ فرهنگی آوردند. اگر این مادران علاقه به امامزمان(ع) نداشتند کودکان از کجا متوجه حضرت ولیعصر(ع) میشدند؟
اگر زنان جامعۀ ما از الگوی حضرت زهراء(س) در تبلیغ چهره به چهره با همسایگان خود تأسی کنند، دیگر نقطهای از این سرزمین باقی نمیماند که در جهالت بهسر ببرد. مطمئن باشید جهاد تبیین مقدمۀ قیامهای بعدی است که انشاءالله در پیش خواهیم داشت بلکه امیدواریم پای رکاب خودِ حضرت ولیعصر باشد.
👤علیرضا پناهیان- ۱۴۰۱/۳/۱۰
📢صوت: @Panahian_mp3
👈🏻 متن کامل:
Panahian.ir/post/7338
@Panahian_text
🔴راهزنهای هویت اصیل ایرانی، غربزدههاییاند که ما را از شاهنامۀ فردوسی جدا میکنند؛ درحالیکه خون شاهنامه در وجودمان جاری است
🔴دین نرمافزاری است برای اینکه ما با فرهنگ شاهنامه باقی بمانیم؛ یعنی با همان فرهنگ قدرتمندی، سلحشوری، جوانمردی، گذشت و مبارزه با ظلم
📌 شرح سخنرانی ۱۴خرداد رهبری در گفتگوی زندۀ تلویزیونی شبکه یک
🔻یک دبیرستانی باید اینقدر به هویت اصیل ایرانیاش افتخار کند، که دلش برای هیچ کجای عالم، لَک نزند!
🔻کسی که به هویت ایرانی و انقلابی خود افتخار نمیکند، دچار ویروس غربزدگی شده
🔻روحیۀ غربزدگی روحیۀ هویتزداست؛ چه انسان انقلابی و نمازخوان باشد، چه نباشد!
🔻حتی مرعوبشدن نسبت به غربزدهها در لایهای از انقلابیها هم هست
____
یکی از مباحث محوری در بیانات ۱۴خرداد رهبر انقلاب، بحث هویت بود. اساساً «هویت» خاصیتش این است که معمولاً خیلی دیر درک میشود، یعنی ممکن است خیلی دیر برای افراد جا بیفتد که چه هویتی دارند؟ مثلاً هویت صنفی، هویت قومی و...
اما هویت فرّار است؛ همان هویتی که دیر شکل میگیرد، به آسانی میشود این هویت را شکست، یعنی دیگران میتوانند حمله کنند و هویت انسان را از او بگیرند و در ضمنِ آن، اعتماد بهنفس و عزتش را هم بگیرند.
رهبر انقلاب تأکید میفرماید که هویت انقلاب را درک کنید و مواظب باشید این هویت را از شما نگیرند... بخشی از جهاد تبیین و فعالیت تبیینی عمیق ما همین است که این هویت را درک کنیم.
در این ۴۰سال، تلاش عجیبی در داخل کشورمان صورت گرفت برای اینکه یک هویت وارداتی به ما داده شود، یعنی هویت اصیل ایرانی و انقلابی ما را انکار بشود و بهجای آن، یک هویت غربی به ما داده شود.
مثلاً مفهوم دموکراسی را گرفتند و کسانی در حد رئیسجمهور گفتند «ما بهسوی دموکراسی غربی پیش میرویم!» یعنی این مردمسالاری که در کشورمان هست، شبیه کردند به آنجا! درحالیکه رهبر انقلاب بارها فرمودند این دموکراسی که در ایران داریم، مردمسالاری دینی است؛ برآمده از دین و نشأتگرفته از تعلیمات انبیاء است و با دموکراسی غربی فرق میکند.
روح حاکم بر همۀ برنامهها و همۀ آموزشهای ما باید تقویت این هویت باشد، وقتی جوان ما از دبیرستان بیرون آمد، باید یک جوان ایرانیِ اصیل با یک تعریف مشخص باشد و اینقدر به ایرانی بودن خودش افتخار کند که دلش برای هیچ کجای عالم، لَک نزند!
این هویت اصیل ایرانی ما راهزنهایی دارد که همان غربزدهها هستند. اگر اسلام و انقلاب را هم کنار بگذارید، ما «ایرانی» هستیم، ما بهجای اینکه هویت خودمان را از شاهنامه بگیریم، نباید از غربیها بگیریم، راهزنهای هویت، غربزدههایی هستند که ما را از شاهنامۀ فردوسی جدا میکنند درحالیکه خون شاهنامۀ فردوسی در وجودمان جاری هست.
اگر بچههای ما روی شاهنامه، خوب کار کنند، وقتی شخصیت امام را ببینند، متوجه میشوند ایشان مثل رستمِ دستان است؛ البته در جلوههای دیگری. دین هم نرمافزاری است برای اینکه ما با فرهنگ شاهنامه باقی بمانیم، یعنی با همان فرهنگ قدرتمندی، سلحشوری، جوانمردی، گذشت، مبارزه با ظلم و...
اگر به شاهنامه برگردید، میبینید که این صفات خوب، در انقلاب ما هم جریان دارد، حتی برخی ضدانقلابها که نمیخواستند برای تقدیر از سردارسلیمانی، از ادبیات دینی و انقلابی استفاده کنند، مجبور شدند برای احترام به او، او را با شخصیتهای شاهنامه مقایسه کنند؛ این یعنی همه قبول دارند که انقلاب در جهت روحیه اصیل ایرانی است
غربزدهها تأمینکنندۀ ویژگیهای ایرانی ما هم نیستند، ما بالاخره بهعنوان یک ایرانی، برای خودمان یک تاریخی داریم، یک عقل و فهمی داریم، یک موقعیتی برای تأثیرگذاری در عالم داریم، چرا از این امکانات استفاده نکنیم؟!
غربزدهها اولاً خودشان آدمهای بیهویتی هستند و همانطور که میدانید عنصر اصلی هویت، عزت است. وقتی ایمان ضعیف میشود، انسان در یک جای دیگری دنبال عزت میگردد. قرآن میفرماید: «أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ» امام(ره) هم میفرمود: وقتی دشمنان از شما تعریف کردند، آنموقع آغاز بدبختی شما است.
غربزدگی را فقط در یک جریان سیاسی پر سر و صدا نباید ببینیم، بلکه این غربزدگی در بدنهای از عناصر فرهنگی جامعۀ ما جاری شده است. حتی مرعوب شدن نسبت به غربزدهها هم در لایهای از انقلابیون هست.
روحیۀ غربزدگی روحیۀ هویتزدا است. کسی که با افتخار و روشنبینی نسبت به آینده، و با دیدن وجوه مثبت قوی، از انقلاب و هویت ایرانی انقلابی دفاع نکند، دچار ویروس غربزدگی شده، حالا چه انقلابی و نمازخوان باشد چه نباشد!
🚩 گفتگوی تلویزیونی شبکه یک – ۱۴۰۱/۳/۱۴
📢صوت: @Panahian_mp3
👈🏻متن کامل:
Panahian.ir/post/7347
@Panahian_text
🔴 هر اشکالی در ابزارهای رسانهای و تعلیم و تربیتی کشور در تبلیغ امور دینی هست، اولاً به ضعف بنیان تبلیغ در حوزه برمیگردد
📌ضرورت تحول در تبلیغ و تعلیم دین - قسمت اول
🔘 در کنار چندهزار مبلغ که محتوای تبلیغشان آثار نامطلوب در ذهن مخاطب دارد، وجود صد مبلغ خوب هم فایده چندانی نخواهد داشت
🔘امام(ره) قبل از انقلاب درست گفت که فرمود یکساعت رادیو را در اختیار ما قرار دهید؛ ولی ما راه و روش امام را در تبلیغ، بطور کامل ادامه ندادیم
🔘امروز نسبت به زمان پیامبر(ص)، شرایط جامعه و جهان از هر جهت برای موفقیت در تبلیغ بسیار بهتر است
🔘با توجه به زمینۀ بالای موفقیت در تبلیغ، تدبیر ما برای تبلیغ موفق، بسیار کم است
____
ممکن است حوزۀ علمیه، طلبههای مجاهد و فضلای اندیشمند، خودشان را در امر تبلیغ، دستتنها ببینند و بگویند «سینما، رسانهها و بسیاری از برنامهسازان تلویزیون و بقیۀ ابزار تبلیغی که پرمخاطبتر هستند در اختیار ما نیستند لذا ابزار تبلیغی ما محدود است»
هر اشکالی که در سینما، تلویزیون و سایر ابزار رسانهای و تعلیم و تربیتی کشور در تبلیغ امور دینی میبینید، این اشکال اولاً برمیگردد به ضعفها و نقایص بنیان تبلیغ در حوزه علمیه.
اگر فیلم و سریال قوی ساخته نمیشود، بهخاطر این است که مطالب قوی به فیلمساز منتقل نشده؛ مثلاً اگر فیلم خوبی دربارۀ حجاب ساخته نشده، اولین نقصش به حوزۀ علمیه برمیگردد، باید شما یک کتابی نوشته باشید که حقایق را باز کرده باشد تا استعداد آن کارگردان هم شکوفا بشود.
معنویت رو به پیشرفت موجود در جامعه تماما نتیجۀ موفقیت حوزه در تعلیم و تبلیغ دین نیست، بلکه بیشتر ناشی از فطرت پاک انسانها و کارهای غیر تبلیغی مثل تأثیر عمل آدمهای خوب مثل خوبان و شهدا است.
امروز نسبت به زمان رسول خدا(ص)، شرایط جامعه و جهان از هر جهت برای موفقیت در تبلیغ بسیار بهتر است.
با توجه به زمینۀ بالای موفقیت در تبلیغ، تدبیر ما برای تبلیغ موفق، بسیار کم است.
امام(ره) قبل از انقلاب سخن به گزافه نگفت که فرمود یکساعت رادیو را در اختیار ما قرار دهید. امام به ادبیات خودش و استادش مرحوم شاهآبادی نگاه میکرد؛ ولی ما در بدنه حوزه راه امام را در فعالیت تبلیغی چندان ادامه ندادیم.
فایدۀ چندانی ندارد که صد نفر مبلّغ خوب داشته باشیم که از حیث محتوا و روش خوب عمل کنند، اما در کنارش چندهزار مبلّغ داشته باشیم که به شیوهای که آثار نامطلوب در ذهن مخاطب دارد سخن بگویند.
آن چند هزار مبلغ ۲۴ ساعته دارند در این برکه آبی را جاری میکنند که آثار سوئی دارد، بعد در کنارش چند تا حرف خوب زده شود، چقدر فایده دارد؟ مهم آن برداشت درست یا غلطی است که مردم در مجموع از دین پیدا میکنند.
👤علیرضا پناهیان
🚩 همایش تبلیغ نو در حوزه علمیه قم – ۱۴۰۱/۴/۲
📢صوت: @Panahian_mp3
@Panahian_text
🔻جوانان ما بیشتر خواستار «توصیف حقایق دینی» هستند نه اثبات حقانیت دین و رد شبهات
🔻قرآن و احادیث هم بیشتر به توصیف حقایق میپردازند نه اثبات؛ اما کتب درسیِ ما اکثرا دنبال اثباتاند که آثار سوء دارد
📌 ضرورت تحول در تبلیغ و تعلیم دین - قسمت دوم
🔘 برای ایجاد انگیزۀ دینداری «توصیف حقایق» مؤثرتر از استدلالآوردن است
🔘 در حوزۀ علمیه، دانشی که ما طلبهها را در توصیف توانمند کند نداریم
🔘 توصیف خیلی بیشتر از استدلال، نیاز به دانش و حکمت و عقلانیت دارد
🔘 مسخرهکنندگانِ دین، دشمن اصلیتری هستند تا شبههافکنان
🔘 در مقابل استهزاء و تمسخر دشمنان، این قدرتِ توصیف حقایق است که آنها را ساکت میکند
____
در قرآن کریم یکی از مسائل اساسی، تمسخر دشمنانِ دین است، نه شبههافکندنِ آنها. میفرماید: «يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُن» (یس،30) مستهزئین، دشمن اصلیتری هستند تا شبههافکنان. در مقابل استهزاءکنندگان هم قدرتِ توصیف حقایق است که آنها را ساکت و مغلوب میکند. این توانمندی در طول مدت تحصیل درسهای حوزۀ علمیه کجا بوده و هست؟
اغلب دانشجویان ما ذهنشان درگیرِ هیچ شبههای نیست و بیشتر از اینکه دنبال پاسخ شبهات غربیها یا ملحدین باشد، دنبال این هستند که ببینند حرف دین و خدا و قرآن حقیقتاً چیست و چه طرحی برای اداره زندگی انسان دارد؟ درحالیکه اکثر کتابهای آموزش دین ما مجموعهای از پاسخ به شبهات است.
جوانان بیش از اینکه محتاج به اثبات حقانیت حقایق دین و رد شبهات باشند، خواستار توصیف حقایق دینی هستند. اساساً توصیف حقایق در ایجاد انگیزۀ دینداری، مؤثرتر از استدلال آوردن است. قرآن و احادیث هم حقایق را بیشتر «توصیف» میکنند، اما کتابهای درسی ما اکثراً مباحث کلامی و به دنبال اثبات حقانیت است.
اما در حوزۀ علمیه دانشی که ما طلبهها را در توصیف توانمند کند نداریم. در حالیکه توصیف خیلی بیشتر از استدلال، نیاز به دانش و حکمت و عقلانیت دارد. ولی ما تلقیمان به اشتباه این است که توصیف یک امر هنرمندانه است، لذا توصیف را به ذوق افراد واگذار میکنیم. در حالیکه امیرالمؤمنین توصیفگر اول جهان اسلام برای حقایق معنوی هستند.
امام خمینی(ره) میفرماید: «فرهنگ دانشگاهها و مراكز غير حوزهای به صورتی است كه با "تجربه و لمس واقعيتها" بيشتر عادت كرده است، تا "فرهنگ نظری و فلسفی". بايد با تلفيق اين دو فرهنگ و كم كردن فاصلهها، حوزه و دانشگاه درهم ذوب شوند، تا ميدان برای گسترش و بسط معارف اسلام وسيعتر گردد.» آیا ما در این سی چهل سال، این کار را بهخوبی انجام دادهایم؟
اکثر متون دینی ما در قرآن و روایات به همین شیوهای است که اینجا امام(ره) میفرماید، طبیعتاً برای جذب دانشگاهیان باید از این شیوه استفاده کنیم. یعنی اکثراً با ادبیات واقعگرایانه آثار دینداری، عبادات و ولایت توصیف میشود. چیزی که ما در حوزۀ علمیه، دانش آن را تحصیل نمیکنیم.
👤علیرضا پناهیان
🚩 همایش تبلیغ نو در حوزه علمیه قم – ۱۴۰۱/۴/۲
📢صوت: @Panahian_mp3
👈🏻متن کامل:
Panahian.ir/post/7361
@Panahian_text