eitaa logo
متن | علیرضا پناهیان
12.5هزار دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 در مقابل باندهای مافیایی قدرت و ثروت، ساختار امر به‌معروف و نهی‌ازمنکر و احساس مسئولیت اجتماعیِ مردم قرار دارد 🔴 جای مسئولیت مردم را نمی‌شود پُر کرد؛ حتی با مسئولین خوب و قانون و نظارت قوی 📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم) – ج۱۰ 🔻 طبق آیه قرآن، اگر «ساختار امر به‌معروف و نهی‌ازمنکر» در جامعه پیاده نشود، باندهای مافیایی قدرت و ثروت، ما را اداره می‌کنند 🔻 امر به‌معروف و نهی از منکر، شامل احساس مسئولیت اجتماعیِ مردم و پیوند قوی بین کسانی است که این مسئولیت را پذیرفته‌اند 🔻 بالاترین مقاومت ابلیس در آخرالزمان برای این است که مؤمنین باهم پیوند اجتماعی قوی برقرار نکنند 🔻 بدون حضور مردم در عرصۀ مسئولیت اجتماعی، نصف دین را باید کنار گذاشت! _ 🔘 امروز الگوی بعثت در مقابل ما قرار دارد و باید ببینیم بر اساس این الگو، پیامبر(ص) درگیر چه مسائلی بود و بعد، این مسائل را در زمان غیبت و در آستانۀ ظهور حل کنیم. 🔘 وقتی برای ادارۀ جامعه و زندگی در یک امّت اسلامی دنبال الگو باشیم، به «ساختار امر به معروف و نهی از منکر» می‌رسیم. امر به معروف و نهی از منکر، شامل احساس مسئولیت اجتماعی آحاد مردم و پیوند اجتماعی بین کسانی است که این مسئولیت اجتماعی را دارند. این ضمانتی برای اجرای حق در جامعه است. 🔘 اگر به‌جای ساختار امر به معروف و نهی از منکر، و به‌جای سیستم احساس مسئولیت مردمی با پیوندهای اجتماعی «بروکراسی» را قرار بدهیم درواقع طرح و نقشۀ خدا را به‌هم زده‌ایم چون خدا ما را برای رشد آفریده و قطعاً بخشی از رشد ما با حضور در این ساختار است. 🔘 حتی پیامبران و اوصیا هم حق نداشتند جای مردم بنشینند و کاری که باید خودِ مردم به عهده می‌گرفتند، انجام بدهند. لذا آنجاهایی که مردم مسئولیت اجتماعی خود را انجام ندادند، اولیاء خدا مظلوم واقع شدند و اسلام ضربه خورد و الا برای اولیاء خدا کاری نداشت که عده‌ای را دور خود جمع کنند و یک باند سیاسی تشکیل بدهند با همان، جامعه را اداره کنند. 🔘 جای مردم را نمی‌شود پُر کرد. اینکه بخواهیم مسئول خوب یا قانون خوب و نظارت قوی را به‌جای احساس مسئولیت مردم بگذاریم، واقعاً شدنی نیست چون بر خلاف فلسفۀ خلقت بشر است؛ یک مرحله از رشد بشر در جریان مسئولیت اجتماعی است. 🔘 ما انقلاب کردیم تا حاکمیت اسلامی در جامعه فراهم بشود و حاکمیت اسلامی یعنی حاکمیت مردمی؛ این‌هم با احساس مسئولیت اجتماعی و حضور و مشارکت مردم ممکن می‌شود. 🔘 شما اگر نخواهی در عرصۀ مسئولیت اجتماعی و پیوند بین کسانی که احساس مسئولیت اجتماعی دارند حاضر بشوی، نصف این دین به دردت نمی‌خورد و همان دین‌ها و معنویت‌های تحریف‌شده برایت کافی است! 🔘 اگر نخواهید ساختار امر به معروف و نهی از منکر و احساس مسئولیت اجتماعی را در جامعه پیاده کنید، می‌دانید جایگزینش چه خواهد شد و چه کسانی شما را اداره می‌کنند؟ باندهای مافیایی قدرت و ثروت. 🔘 قرآن می‌فرماید: «الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ...» ارتباط منافقان با هم خیلی محکم است. اینها چون خدا را ندارند و از قدرت دین هم ترس دارند، لذا در مقابل دین، پیوند محکمی باهم دارند(البته به ظاهر) 🔘 منافقین، اول یک پیوند مافیایی و باند سیاسی قدرت تشکیل می‌دهند و بعد، ثروت را جمع می‌کنند و از پخش‌کردن آن بین مردم، امساک می‌کنند. لذا برخی از باندهای سیاسی وقتی حاکم می‌شوند مردم کلاً فقیرتر می‌شوند. 🔘 طبق آیه قرآن، در مقابلِ این باندهای مافیایی نفاق، ساختار امر به معروف و نهی از منکر قرار دارد. می‌فرماید: مؤمنین و مؤمنات هم یار و یاور و پشتیبان هم هستند و پیوند خوب باهم دارند «بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ» بالاترین مقاومت از سوی ابلیس در آخرالزمان برای این صورت می‌گیرد که مؤمنین این‌گونه نباشند. 🔘 شیطان کاری می‌کند که مؤمنین با هم اختلافات زیادی پیدا کنند. طبق روایت، مؤمنین در آخرالزمان، همدیگر را لعنت می‌کنند. ابلیس این کار را می‌کند، چون می‌خواهد اینها باهم متحد و یکپارچه نشوند. الآن شما این را در جامعه می‌بینید. در جبهۀ باطل، همه پشت هم هستند اما در جبهۀ حق، کسی حاضر نیست پشت‌سر کسی برود و از او حمایت کند یا او را تأیید و تقویت کند. 🔘 الان مشارکت حقیقی مردم در وضعیت سیاسی کشورمان خیلی ضعیف است، به دلیل اینکه باندهای قدرت تصمیم می‌گیرند که لیست به مردم بدهند. نامزدها زیاد از بدنۀ جامعه، بالا نمی‌آیند. حتی اگر اینها آدم‌های خوبی باشند و نماز شب بخوانند باز هم روشی که مافیایی باشد غلط است و مردم باید خیلی جدی‌تر از این حرف‌ها وارد بازی بشوند. 👤علیرضا پناهیان 🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۱/۲۴ 📢صوت: @Panahian_mp3 👈🏻 متن کامل: Panahian.ir/post/7257 @Panahian_text
🔴 برای اینکه قدرت و ثروت جامعه، چپاول نشود باید قدرت بین مردم پخش بشود 🔴 چگونه می‌شود قدرت را بین مردم تقسیم کرد؟ با ساختار امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر 📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم) – ج۱۱ 🔻 الان خیلی‌ها اهل نماز و روزه‌اند و خیلی از احکام دین هم اجرا می‌شود؛ پس پیامبر(ص) دنبال چه امری بود که محقق نشد؟ 🔻 آنچه با بعثت محقق نشد، سیستمی بود که با تقسیم قدرت بین مردم، جلوی ظلم را بگیرد و آن «ساختار امر به‌معروف و نهی از منکر» است 🔻 تقسیم قدرت بین مردم به‌وسیلۀ «نظام امر به‌معروف و نهی از منکر» نشانۀ آمادگی‌ ما برای ظهور است 🔘 زندگی خوب یعنی شکوفایی استعدادها و رسیدن به خواسته‌هایمان بدون اینکه مزاحمت برای دیگران ایجاد کنیم. دینی که پیامبر(ص) بر آن مبعوث شد، برنامه‌ای است برای شکوفایی همۀ استعدادهای انسان و تحقق همۀ خواسته‌های انسان، بدون مزاحمت برای دیگران. 🔘 پیامبران دنبال این هستند که ما بتوانیم خود را بشناسیم و استعدادهای خود را بروز بدهیم و به خواسته‌هایمان برسیم. اما سرِ راه این هدف، مانع هست؛ آن‌هم اذیت و ظلم انسان‌ها به همدیگر است، این مانع باید برداشته بشود. 🔘 طرح پیامبر(ص) برای تحقق خواستۀ فوق این است «قدرت بیجا به کسی ندهید، نگذارید باندهای قدرت و ثروت بر شما سیطره پیدا کنند، به شما ظلم کنند، شما را محدود کنند و اجازۀ شکوفایی استعداد به شما ندهند» 🔘 پیامبر(ص) چگونه این طرح را اجرا می‌کند؟ با ساختار امر به‌معروف و نهی ازمنکر؛ این ساختار، قدرت را بین مردم پخش می‌کند و همۀ مردم را در کنترل قدرت، فعال می‌کند. 🔘 همین دولت فعلی که شعارهایش خوب است، عدالتخواه است، دنبال اشرافی‌گری نیست، دنبال مدیریت جهادی است و... اگر قدرت در این دولت خوب، محدود بشود و در همین ایام به‌دست مردم نرود، مثل یک گوشت لخمی خواهد بود که گربه‌های عرصۀ قدرت برایش نقشه می‌کشند که آن را بدزدند و این کار را هم خواهند کرد. 🔘 برای اینکه قدرت سالم بماند، باید آن را بین مردم پخش کنید و در مثال فوق، باید آن را مثل گوشت نذری، ریز ریزش کنید و به همۀ مردم بدهید. 🔘 اگر مردم یک محله، همۀ طلاهای خود را در یک خانه‌ای جمع کنند، و برایش نگهبان هم بگذارند بالاخره یک دزدی می‌آید و آن طلاها را می‌برد ولی اگر هر کسی یک‌ذره طلا در خانۀ خودش نگه دارد، آن دزد که نمی‌تواند همۀ خانه‌ها را بزند. 🔘 وقتی طلاها در همۀ خانه‌ها پخش بشود، همه نگهبان هستند «كُلُّكُمْ رَاعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِه‏» اگر هم دزد خانۀ یک نفر را بزند، او به دیگران خبر می‌دهد و همه هوشیار می‌شوند. 🔘 ما از سراسر کشور پول‌های بیمه‌مان را اینجا در تهران در یک حساب می‌ریزیم، خُب بالاخره یکی پیدا می‌شود که برای تصاحب آن، یک نقشه‌ای می‌ریزد. 🔘 باید ساختار درستی طراحی کرد که زمینۀ دزدی و رانت‌خواری فراهم نشود؛ این یعنی هرچه مردمی کردن قدرت. امر به معروف و نهی از منکر، قدرت را پخش می‌کند و اگر وارد عرصۀ اقتصاد بشود، ثروت را هم پخش می‌کند، «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» را محقق و «تعاون بر تقوا» را ایجاد خواهد کرد. 🔘 پیامبر(ص) دنبال این نبودند که فقط زمان خودشان همه‌چیز درست بشود بلکه می‌خواستند حیات بشر تغییر پیدا بکند. اما هنوز این هدف محقق نشده است. ائمۀ هدی(ع) را به شهادت رساندند، خانه‌نشین کردند، این‌همه جنایت در حق‌ مردم انجام شد. 🔘 الان خیلی‌ها در دنیا نماز می‌خوانند و روزه می‌گیرند، خیلی از احکام اسلام اجرا می‌شود، خیلی‌ها محجبه هستند، حتی خیلی‌ها نمازشب‌خوان هستند. پس پیامبر(ص) دنبال چه چیزی بود که محقق نشد؟ 🔘 آن چیزی که بعد از بعثت، محقق نشد و اساس اسلام را تشکیل می‌دهد، سیستمی بود که مردم بتوانند جلوی ظلم را بگیرند تا شکوفایی استعداد و رسیدن به خواسته‌ها فراهم بشود و آن، «ساختار امر به‌معروف و نهی از منکر» است. 🔘 منتظر یک قهرمان نباشیم که بیاید و مشکل را حل کند، در جوامع مختلف قهرمان‌هایی(مثل گاندی، ماندلا و...) بودند اما مشکل حل نشد. راهش این است که قدرت تقسیم بشود و طرحش را اسلام دارد؛ طرحش امر به معروف و نهی از منکر است البته با همۀ جزئیاتش. 🔘 قبل از ظهور، ما هرچه عقل و تجربۀ بشری و فهم از دین داریم باید به‌کار ببندیم تا این ساختار اجرا بشود. ساختار امر به‌معروف و نهی از منکر، یعنی یک ساختار و نظامی که در آن، قدرت بین مردم تقسیم شده و تکاثر قدرت و ثروت وجود ندارد، ما باید به سمت این نظام برویم تا آمادگی‌مان را برای ظهور اعلام کنیم. 👤علیرضا پناهیان 🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۱/۲۵ 📢صوت: @panahian_mp3 👈🏻 متن کامل: Panahian.ir/post/7260 @Panahian_text
🔴 آیا مردمی‌کردن حکمرانی به نفع مردم است؟ 🔴 اگر مردم، دین را نخواستند و نگذاشتند کارها به آنها سپرده بشود، چه؟ 📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم) – ج۱۲ 🔻 نبرد فرهنگی ما در آخرالزمان این است که زندگی جمعی مسئولانه را برای اصلاح امور انتخاب کنیم و آن را بخش مهمی از معنویت بدانیم 🔻 آیا مردم مصلحت خود را درست تشخیص می‌دهند؟ اگر اطلاعات درست به مردم داده شود و اغواگری نشود، مردم نوعاً و غالباً راه درست را انتخاب می‌کنند 🔻 اگر برجامیان اطلاعات درست به مردم می‌‌دادند، مردم از اول همراهی نمی‌‌کردند _ 🔘 طبق برخی روایات، جاانداختن امر به‌معروف و نهی ازمنکر، قبل از ظهور خیلی سخت است. چرا؟ تحلیل بنده این است که چون در زندگی فردی-که محصول تمدن غرب است- دخالت ندادن مردم در امور، خیلی تقویت شده و اصلاً بعضی‌ها به دخالت نکردن در سیاست و نپرداختن به امور اجتماعی پُز می‌هند و افتخار می‌کنند. 🔘 در آخرالزمان و قبل از ظهور، نبرد فرهنگی و فکری ما این است که این زندگی جمعی مسئولانۀ فعالانه را برای اصلاح امور، انتخاب کنیم و این را بخش جدّی از معنویت و سیر و سلوک خودمان بدانیم. 🔘 امر به معروف و نهی از منکر، ساختاری است که مشارکت مردم را در ادارۀ امور خودشان، حداکثری می‌کند و به مردم اعتبار و قدرت می‌دهد و قدرتمند شدن نابجا و زیادیِ بسیاری از افراد و باندها را از بین می‌برد. ولی اگر مردم، دین را نخواستند، چه؟ 🔘 خداوند با توصیۀ محکمی که برای امر به معروف و نهی از منکر دارد، در واقع به جامعۀ بشری این اعتماد بزرگ را می‌دهد که «وقتی مردم حضور و مشارکت داشته باشند، راهی غیر از راه خدا را انتخاب نخواهند کرد. 🔘 الآن ممکن است در دنیا و کشور خودمان، مردم راه‌های غلط را انتخاب کنند، یا در رأی‌گیری‌ها اشخاص غیرشایسته را انتخاب کنند، به‌دلیل اینکه قدرتمندان، از طریق رسانه‌های رذل، با وارونه جلوه‌دادن حقایق و دروغ‌پراکنی، مردم را مأیوس می‌کنند تا مردم استضعاف را بپذیرند. 🔘 ولی اگر مردم تحت تأثیر اغواگری نباشند، نوعاً و غالباً به‌درستی انتخاب و عمل خواهند کرد، مخصوصاً در آخرالزمان که مردم با تجربۀ بشری، نتیجۀ راه‌های غلط را دیده‌اند. 🔘 پس اینکه بگوییم «اگر مردم نخواستند کار به آنها سپرده بشود، چه می‌شود؟» فرض محالی است. همین الان در جامعۀ خودمان، اگر کار به مردم سپرده بشود و اطلاعات درست به مردم داده بشود، مردم بهترین انتخاب را می‌کنند تا منافع‌شان تأمین بشود. 🔘 در دولت قبلی، در ماجرای برجام و ارتباط با آمریکا، برجامیان اطلاعات غلط به مردم دادند. مردم ما هم صلح‌جو هستند و از سرِ عافیت‌طلبی و تنبلی رأی ندادند، بلکه گفتند اگر یک راه معقولی وجود دارد، چرا به خودمان سخت بگیریم؟ 🔘 اگر اطلاعات درست به مردم داده می‌شد، همین احساسی که مردم در سال‌های آخر دورۀ برجامیان داشتند، همان اول هم پیدا می‌کردند و با آنها همراهی نمی‌کردند. 🔘 آیا مردمی‌کردن حکمرانی به نفع مردم است؟ بله. آیا مردم مصلحت خویش را درست تشخیص می‌دهند؟ غالباً بله؛ البته ممکن است موارد نادر هم پدید بیاید ولی اگر مردم اطلاعات دقیق داشته باشند معمولاً درست اقدام می‌کنند. 🔘 رسول‌خدا(ص) می‌فرماید: اگر امر به معروف و نهی نکردید، سلطه‌ اشرار واقع خواهد شد «لَيُسَلِّطَنَّ اللَّهُ شِرَارَكُم» رهبر انقلاب دربارۀ این روایت فرمود: امر به‌معروف و نهی از منکر، جهتش، ضدّ سلطه‌ اشرار است، یعنی این امر و نهی، باید در مقابل سلطه‌ اشرار باشد. 🔘 ایشان می‌فرماید: اولویت‌ امر و نهی را آنجاهایی قرار بدهید که باعث تسلّط اشرار است؛ مثلاً اگر یک جوانی، یک زنی، حجابش خوب نبود ولی گناهش موجب تسلّط اشرار نمی‌شد، او در اولویت نیست... 🔘 برای اینکه تشخیص بدهیم اولویت در امر به معروف و نهی از منکر چیست، بینش سیاسی لازم است. مثلاً آیا مرگ بر آمریکا و مرگ بر بی‌حجاب، هر دو یک وزن دارد؟! ما نمی‌گوییم مسئلۀ بی‌حجابی مهم نیست؛ بلکه می‌گوییم باید دید کدام‌یک مهم‌تر است؟ 🔘 رهبر انقلاب می‌فرماید: بعضی تصوّر می‌کنند امر به معروف و نهی از منکر، منحصر می‌شود به اینکه انسان به فلان زن یا فلان مردی که یک فرع دینی را رعایت نمی‌کند تذکّر بدهد... مهم‌ترین قلم امر به معروف و نهی از منکر عبارت است از امر به بزرگ‌ترین معروف‌ها که در درجه‌ اوّل عبارت است از ایجاد نظام اسلامی و حفظ نظام اسلامی؛ حفظ عزّت و آبروی ملّت ایران... اعتلای فرهنگ...رونق دادن به اقتصاد و تولید... 🔘 کسی که وضعیت معیشت و نان و آب‌ مردم را درست کرده است اگر به آنها بگوید «حجاب داشته باشید» مردم از او قبول می‌کنند. 👤علیرضا پناهیان 🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۱/۲۶ 📢صوت: @panahian_mp3 👈🏻 متن کامل: Panahian.ir/post/7262 @Panahian_text
🔴 شهید صدر: مردم زمان پیامبر(ص) با دیدن فواید دین، آن را پذیرفتند؛ نه صرفاً با اصول عقاید 🔴 رهبر انقلاب: باید مفاهیم دینی را عملیاتی کنیم تا طعم آن در جامعه چشیده بشود 📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم) – ج۱۳ 🔻 ضعف‌های ما در تبیین دین دقیقاً چه چیز‌هایی است؟ 🔻 در اساسی‌ترین مسائل، رهنمودهای امامین انقلاب را در امر تبیین، اجرا نکرده‌ایم 🔻 طبق کلام امام(ره)، فاصله‌ ادبیات حوزه و دانشگاه باید کم بشود و حوزویان، ملموس‌تر با واقعیت‌ها، مسائل را بیان کنند 🔻 امروز باید دین را به‌گونه‌ای جهانی عرضه کنیم که همه آن را به‌عنوان یک روش معقول برای زندگی بپذیرند _ 🔘 ما باید امروز دین را به گونه‌ای جهانی عرضه کنیم که آن مسیحی یا آتئیست که در گوشه‌ای از دنیا زندگی می‌کند هم دین را به‌عنوان یک روش معقول برای زندگی بپذیرد. در این صورت می‌توانیم دین را به جوان خودمان هم انتقال بدهیم. 🔘 در جلسات قبل گفتیم «جهاد تبیین لازم شده است چون ما در تبلیغات ضعیفیم و آن‌طور که باید و شاید درست عمل نکرده‌ایم» حالا سؤال این است که ضعف‌های ما در تبیین دین دقیقاً چه چیز‌هایی است؟ 🔘 امام(ره) در سال آخر عمر شریف‌شان فرمود: «فرهنگ دانشگاهها و مراکز غیرحوزه‌ای به صورتی است که با تجربه و لمس واقعیت‌ها بیشتر عادت کرده است، تا فرهنگ نظری و فلسفی. باید با تلفیق این دو فرهنگ و کم کردن فاصله‌ها، حوزه و دانشگاه درهم ذوب شوند، تا میدان برای گسترش و بسط معارف اسلام وسیع‌تر گردد.» (صحیفه امام/ج21/ص99) 🔘 این کلام امام یعنی فاصله‌ ادبیات حوزه با ادبیات دانشگاه باید کم بشود و حوزویان، یک‌مقدار ملموس‌تر و درگیرتر با واقعیت‌ها مسائل را بیان کنند. صرفاً استدلال عقلی و برهان نظری نیاوریم؛ کمی هم با ادبیات واقع‌گرایانه سخن بگوییم. 🔘 امام می‌فرمود: اگر حوزه اقدام شایسته در تبلیغ برای جوان‌ها نکند جوان‌ها جذب لیبرال‌ها می‌شوند... ما به این کلام امام، گوش نکرده‌ایم و کم نیستند جوان‌هایی که جذب لیبرال‌ها شدند. لیبرال‌ها وانمود می‌کنند که «ما واقع‌بین هستیم» و بعد ذهن جوان‌ها را خراب می‌کنند. درحالی‌که اساساً دین، ما را به واقع‌بینی دعوت کرده است. 🔘 ما در حوزه، بیشتر یاد می‌گیریم که برای اثبات حقایق، استدلال بیاوریم و کمتر یاد می‌گیریم چگونه حقایق را توصیف کنیم درحالی‌که ادبیات قرآن و روایات، بیشتر توصیفی است، مثلاً مؤمنان را توصیف می‌کند یا آثار و فوائد مفاهیم دینی (مثل امامت) را توضیح می‌دهد. 🔘 شهید صدر، فقیه و فیلسوف بزرگ می‌فرماید: «اینکه مسلمانان صدر اسلام در راه اسلام ازخودگذشتگی می‌کردند به خاطر بهشت و جهنم نبود، بلکه به‌خاطر این بود که به اسلام عشق می‌ورزیدند و می‌دیدند که جاهل بودند و اسلام آمد و آنها را عالم کرد، پراکنده بودند اسلام آمد آنها را یکپارچه کرد، فقیر بودند سیرشان کرد...» (حوزه و بایسته‌ها؛ محمدباقر صدر) 🔘 یعنی گرایش مردم به دین در زمان پیامبر(ص) صرفاً به خاطر اعتقادات نبود، بلکه آثار اجتماعی حرکت پیامبر(ص) را دیدند یعنی به‌خاطر اصول عقاید، رفتارشان دینی نشد، بلکه به‌خاطر اینکه فوائد دین را دیدند، رفتارشان دینی شد. 🔘 الآن هم ما باید فوائد دین را برای مردم بگوییم. ولی این ادبیات، در تبلیغات دینی ما و خصوصاً در آموزش و پرورش نیست. الان ما وقتی می‌خواهیم دین را یاد بدهیم اصول عقاید یاد می‌دهیم. 🔘 رهبر انقلاب بیش از بیست سال پیش فرمودند: همان‌طور که شما وقتی می‌خواهید مردم را به انجام حج، ترغیب کنید، فلسفۀ حج و آثار و فوایدش را می‌گویید، برای ولایت فقیه هم همین‌طور تبیین کنید. (15/11/1376) آیا ما یک کتاب دربارۀ ولایت فقیه داریم که به‌جای پرداختن به مبانی ولایت فقیه، آثار و نتایج ولایت فقیه را در یک جامعه بیان کند؟ اینها ضعف ما در تبلیغات است. 🔘 ما در اساسی‌ترین مسائل، رهنمودهای امامین انقلاب را در امر تبیین، اجرا نکرده‌ایم. لذا یک تهیه‌کننده‌، دستش خالی است چون موادّ خام اولیه مثل کتاب و... در اختیارش نیست که آن را به یک محصولِ رسانه‌ای تبدیل بکند، چون منِ طلبه، کتابی متناسب با زمانۀ خودمان ننوشته‌ام که از آن، یک قصۀ قشنگ دربیاورد. 👤علیرضا پناهیان 🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۱/۲۷ 📢صوت: @Panahian_mp3‌‌ 👈🏻 متن کامل: Panahian.ir/post/7264 @Panahian_text
🔴 امام‌حسن(ع) و امام‌حسین(ع) متفاوت عمل نکردند؛ اتفاقاً مشابه عمل کردند! ➖هر دو امام، تا وقتی مردم پای کار بودند، پای کار ایستادند ➖وقتی مردم پای کار نیامدند، هر دو امام برای «حفظ عزت» اقدام کردند 📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم) – ج۱۴ 🔻 چگونه با صلح امام‌حسن(ع) عزّت ایشان و مؤمنین حفظ شد؟ 🔻 وقتی مردم پای کار نیایند، امام آخرین سنگر را حفظ می‌کند؛ آخرین سنگر «جان» و «آبرو» نیست؛ عزّت است 🔻 امام‌حسن(ع) بعد از صلح، پنهانی شروع به شبکه‌سازی و سازمان‌دهی افراد کرد 🔻 چرا برخی به‌جای اینکه بگویند «پیامبر الگوی ماست» می‌گویند «مدینة‌النبی الگوی ماست»؟ 🔻 بعضی‌ها دنبال جامعۀ مهدوی نیستند؛ دنبال شکل‌دادن جامعه‌ای مثل کوفه هستند! _ 🔘 در این جلسه، بخش جدیدی از بحث تاریخ بعثت و عصر ظهور را با نکات مهمی دربارۀ دوران امام حسن(ع) شروع می‌کنیم و به سؤال مشهور «چرا امام حسن(ع) صلح کرد و امام حسین(ع) جنگ کرد؟» از زاویۀ دیگری پاسخ می‌دهیم. 🔘 نه امام حسن(ع) و امام حسین(ع) متفاوت عمل کردند، نه مردم در زمان این دو امام متفاوت عمل کردند! اما تشابه عملکرد این دو امام در چه بود؟ 🔘 تشابه اول اینکه هر دو امام، به مردم بها دادند و تا وقتی مردم پای کار بودند، ایشان هم پای کار ایستادند. هر دو «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» را عمل کردند؛ یعنی خودشان جای مردم کار نکردند بلکه منتظر نصرت از جانب مردم شدند؛ یعنی منتظر شدند مردم وظیفه‌شان را در قیام به قسط-که امر به معروف و نهی از منکر هم بخشی‌ از آن بود- انجام بدهند. 🔘 تا وقتی مردم، پای رکاب امام‌حسن(ع) بودند، ایشان لشکرگاه تشکیل داد و حرکت کرد، اما وقتی مردم عقب نشستند، امام هم عقب نشستند. امام‌حسین(ع) هم وقتی مردم ایشان را دعوت کردند، به سمت کوفه حرکت کرد و وقتی مردم دعوت‌شان را شکستند و ایشان را محاصره کردند، فرمود «من را رها کنید که برگردم» 🔘 اگر به امام‌حسین(ع) هم مثل امام‌حسن(ع) اجازه داده بودند که برگردد، ایشان هم برگشته بود، اما نگذاشتند و ایشان را محاصره کردند. پس امام‌حسین(ع) هم عین امام‌حسن(ع) عمل کردند. 🔘 دومین تشابه عمکرد امام‌حسن(ع) و امام‌حسین(ع) این است که وقتی مردم پای کار نبودند، هر دو امام، یک کار کردند و آن «حفظ عزت» بود. امام حسین(ع) فرمود «هیهات مِنّا الذّلّه»؛ ذلّت را نمی‌پذیرم. ایشان نه فقط برای عزّت خودش، بلکه برای عزّت اسلام و مؤمنین اقدام کرد. 🔘 امام حسن(ع) هم با پذیرفتن صلح، عزت خودش و عزت مردم را حفظ کرد، چون اگر وارد جنگ می‌شد، یاران‌شان به ایشان خیانت می‌کردند و شکست می‌خوردند و ایشان را هم تحویل معاویه می‌دادند. 🔘 چرا مردمی که از ظلم معاویه و مهر امام حسن(ع) خبر دارند، باز به سمت معاویه می‌روند؟ این بدبختی در طول تاریخ، دامن بشریت را گرفته؛ یعنی ولایت‌گریزی و طاغوت‌پذیری(مرعوب شدن در مقابل ستمگران) 🔘 در مدیریت ولایی اولاً تا وقتی مردم پای کار باشند امام هم هست. پیامبر(ص) هم تا وقتی مردم مدینه پای کار نیامدند، در شعب ابی‌طالب اسیر بودند. امیرالمؤمنین(ع) هم تا وقتی مردم پای کار نیامدند، خلافت را به‌‌دست نگرفتند. 🔘 ثانیاً وقتی مردم پای کار نیامدند، امام آخرین سنگر را حفظ می‌کند؛ آخرین سنگر «جان» و «آبرو» نیست؛ بلکه عزّت است. البته خیلی به امام حسن(ع) توهین شد؛ حضرت از آبروریزی‌های خُرد صرف‌نظر کرد تا یک عزّت کلان برای جبهۀ حق پدید آورد. 🔘 برخی اصحاب امام‌حسن(ع) مخفیانه به معاویه نامه نوشتند که «شما بیایید؛ ما در میانۀ جنگ، امام‌حسن را دست‌بسته به شما تحویل می‌دهیم!» طبق برخی از اسناد، بعضی‌ها در کشورمان و در اوج جنگ، مشابه همین حرف را به دشمن گفتند که «شما به امام(ره) سخت بگیرید تا قبول کند!» خیلی از تحریم‌های اخیر هم به‌خاطر این بود که بعضی‌ها از این‌طرف به آمریکا گفتند «ایران را تحریم کن، تا کوتاه بیایند!» 🔘 بعضی‌ها از مدینۀ پیامبر(ص) خیلی خوشحالند؛ اینها نمی‌گویند پیغمبر(ص) الگوی ماست، بلکه می‌گویند «مدینة النبی الگوی ماست!» چرا؟ چون در مدینه، منافقینی بودند که هر غلطی می‌کردند، وقتی اینها می‌گویند «آزادی» منظورشان آزادکردن منافقین است. اینها دنبال جامعۀ مهدوی نیستند بلکه دنبال شکل‌دادن جامعه‌ای مثل کوفه هستند. 🔘 امام حسن(ع) بعد از ماجرای صلح، یک حرکتی را شروع کرد که برای ما خیلی مهم است؛ ایشان به‌طور پنهانی شروع به تربیت و سازماندهی افراد کرد، شیعیان را باهم مرتبط کرد؛ در واقع شبکه‌سازی از زمان امام حسن(ع) شروع شد و این شبکه‌سازی موجب عزت می‌شود. اعضای همین شبکه، بعداً همدیگر را در کربلا پیدا کردند و پای عزت ایستادند. 👤علیرضا پناهیان 🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۱/۲۸ 📢صوت: @Panahian_mp3‌‌ 👈🏻 متن کامل: panahian.ir/post/7267 @Panahian_text
🔴مرعوب شدن و کوتاه‌آمدن دربرابر طاغوت، یک بیماری‌ است که تهِ دل همه هست 🔴توبه و استغفار یعنی از این حسّ پنهان در درون خودت پاک بشوی 📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم) – ج۱۵ 🔻 بعضی‌ها تمایل دارند که طاغوت، آنها را اداره کند؛ این یک بیماری روانی بزرگ است! 🔻 چرا خیلی‌ها ولایت اولیاءخدا را نمی‌پذیرند؟ چون نمی‌خواهند دردسرِ درگیری با طاغوت را بپذیرند 🔻عدمِ اجتناب از طاغوت، یک مانع بزرگ برای بندگی خداست؛ عقل و فکر را از بین می‌برد و انواع ترس‌ها و اضطراب‌ها را ایجاد می‌کند _ 🔘 یک رازی هست که موجب می‌شود مرعوبین در مقابل مغرورین و مستکبرین کوتاه بیایند و ظلم را بپذیرند. تقریباً همه می‌دانند که ولایت به آنها کرامت و آزادی می‌دهد اما از آن صرف‌نظر می‌کنند چون نمی‌خواهند دردسرِ درگیری با طاغوت را بپذیرند. 🔘 توبه و استغفار یعنی از این حسّ پنهان در درون خودت پاک بشوی؛ تقرّب به خدا هم یعنی از ناخداها دور بشوی و آنها را ناخدا ندانی. کسانی در حدّ سیاستمداران برجسته در کشور ما هستند که طواغیت را در حدّ ناخدا قبول دارند. امام فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. اما هنوز برخی این را باور دارند. 🔘 حقیقت دین ما این است «أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت» خدا را بندگی کنید و از طاغوت اجتناب کنید. هیچ‌کدام از ما مشکلی با قسمت اول یعنی «بندگی خدا» نداریم؛ مشکل در «اجتناب از طاغوت» است. عدم اجتناب از طاغوت، یک بیماری‌ است که تهِ دل همه هست و باید این را از دل بکَنیم. 🔘 انسان موجودی است که مرعوب می‌شود و اگر کسی با وحشی‌گری با او برخورد کند، معمولاً در مقابلش کوتاه می‌آید و برای اینکه دفعۀ بعد، به او حمله نکند دوست دارد به او مقرّب بشود. 🔘 چرا تمسخر در اسلام ممنوع است؟ چون اگر کسی شما را تمسخر کرد، شما دفعۀ بعد دوست داری پیش ‌او طوری رفتار کنی که مسخره‌ات نکند و بگوید «بَه‌بَه!» یعنی تعریف او را می‌خواهی. همین اسارت، یک نوع بندگی است. 🔘 طاغوت یعنی هر کسی که بخواهد زندگی‌ات را جهت بدهد و مستقیم یا غیرمستقیم به تو فرمان بدهد «اجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ» یعنی نگذارید کسی روی‌ شما اثر بگذارد؛ این راز خلقت و راز دین است. مثأثر شدن از دیگران هم یک نوع بت‌پرستی است. همین‌که از طاغوت ترسیدی یعنی عبد او شده‌ای. 🔘 اگر در مقابل طاغوت، مرعوب بشویم، خودمان عاملِ قدرت طاغوت خواهیم شد و طاغوت، با کمک ما، اولیاء خدا را می‌کشد؛ مثل یزید که اصلاً خودش جلو نیامد و به‌وسیلۀ مرعوبین، امام‌حسین(ع) را به شهادت رساند. 🔘 قاتلان امام‌حسین(ع) با بندگی خدا «اعْبُدُوا اللَّهَ» مشکلی نداشتند و اهل نماز و عبادت هم بودند. مشکل آنها سرِ «و اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت» و مرعوب‌شدن در مقابل طاغوت بود. 🔘 در قرآن، بندگیِ طاغوت و عبودیتِ غیرخدا، خیلی ارزان است، لازم نیست به دستور طاغوت، حتماً کسی را ترور کنیم یا بین ما و طاغوت، ارتباط‌ تشکیلاتی برقرار بشود، همین‌که به طاغوت، میل پیدا کنیم کافی است! 🔘 طبق آیه قرآن، برخی گمان می‌کنند ایمان دارند اما تمایل‌شان به این است که طاغوت، آنها را اداره کند «يُريدُونَ أَنْ يَتَحاکَمُوا إِلَي الطَّاغُوتِ» این یک بیماری روانی بزرگ است. 🔘 خدا دستور داده به طاغوت کفر بورزیم «وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَکْفُرُوا بِهِ» کفر به طاغوت یعنی قبول نداشته باشیم که طاغوت، تأثیری در زندگیِ ما دارد، قبول نداشته باشیم که او می‌تواند غلطی بکند، مرعوبش نشویم و تشویق او را نخواهیم. 🔘 خدا یک قدرت ظاهری به طاغوت می‌دهد، مثلاً از نظر تکنولوژی یک برتری‌ای به او می‌دهد و بعد، حال ما را می‌پرسد. اگر کسی یک‌ذره در مقابل طاغوت، احساس ضعف کرد، باید گفت «چرا مرعوب شدی؟ چرا جا خوردی؟» 🔘 اگر در اثر ترس از تمسخر، قدرت، ثروت یا هر چیزی که طاغوت را بزرگ نشان می‌دهد، کم بیاوری یا اگر خوشَت بیاید که او تو را تأیید کند، خدا از تو بدش می‌آید؛ گناه اصلی این است. 🔘 درگیری اصلی قرآن این است که در مقابل تکبّر، تهدید و تمسخرِ طاغوت و هرکسی که با این سه ابزار، به تو حمله کند، بایستی و کم نیاوری و الا بندۀ خدا نیستی. 🔘 چرا برخی میل‌ دارند به‌سمت طاغوت بروند با اینکه عاشق طاغوت نیستند؟ یک عملیات روانی صورت می‌گیرد؛ در روانشناسی می‌گویند «کسی که مرعوب یک قدرتی بشود، دوست دارد به مرکز قدرت نزدیک بشود تا پناه بگیرد» البته خدا می‌فرماید «او به تو پناه نمی‌دهد و حالا تو با من در افتاده‌ای» 👤علیرضا پناهیان 🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۱/۲۹ 📢صوت: @Panahian_mp3‌‌ 👈🏻 متن کامل: panahian.ir/post/7270 @Panahian_text
🔴 ایمان یعنی تو از چه کسی امنیت می‌گیری؟ از خدا یا طاغوت 🔴 کسی که به قدرت غیبی و حقیقی خدا اعتماد نمی‌کند به‌سمت قدرت ظاهری و پوشالی طاغوت می‌رود 📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم) – ج۱۶ 🔻 اگر از قدرت خدا امنیت بگیری «عبد خدا» هستی و اگر از طاغوت امنیت بگیری «عبد طاغوت» 🔻 چرا بعضی‌ها علاقه دارند عبد طاغوت بشوند؟ 🔻 بر اساس تجربیات روانشناسی؛ آدم‌ها پناه‌بردن به یک قدرت زورگو را بیشتر از آزادی دوست دارند 🔻 رهبر انقلاب: مستضعفانِ مرعوب، مؤثرترین ابزار قدرتمندیِ مستکبران و نردبان خودکامگی و سلطه‌جویی آنها هستند 🔻 اصحاب بدر، ضعف‌هایی داشتند که یاران امام‌عصر(عج) این ضعف‌ها را ندارند _ 🔘 313 نفر اصحاب بدر، همیشه محترم بوده و هستند، ولی ای مردم، بیایید مانند اصحاب بدر نباشیم! یاران امام‌عصر(عج) مانند بدریون نیستند چون اصحاب بدر ضعف‌هایی داشتند. 🔘 یکی از ضعف‌های اصحاب بدر، این بود که گروهی از آنها دور پیغمبر(ص) جمع شدند و به بهانۀ اینکه ما می‌خواهیم از خودِ پیامبر محافظت کنیم در جنگ شرکت نکردند. 🔘 ضعف بعدی آنها این بود که در پایان جنگ، تعدادی اسیر گرفته شد و دستور اولیه این بود که آنها را بکشند ولی مردم به رسول‌خدا(ص) تحمیل کردند که از کشتن آنها صرف نظر کند و در ازای دریافت پول، آنها را آزاد کنند. 🔘 پیامبر(ص) خواستۀ آنها را قبول کرد اما فرمود: به تعداد اسرایی که آزاد می‌کنید، سال بعد کشته خواهید داد» و همین‌طور هم شد؛ در جنگ احد بیش از 70 نفر شهید دادند که یکی ‌از آنها حمزه سیدالشهدا بود. از دست‌دادن این تعداد برای جمعیت آن روز مسلمانان، هزینۀ سنگینی بود. 🔘 اصحاب بدر شخصیت‌های برجسته‌ای بودند، اما کمی روحیۀ انفعال و رعب در آنها دیده می‌شد. در ماجرای سقیفه هم باز مردم مدینه همین احساس رعب و انفعال را نشان دادند و از یاری امیرالمؤمنین(ع) عقب‌نشینی کردند. 🔘 رهبر انقلاب در کتاب «شرح نهج‌البلاغه» می‌فرماید: مستضعفینِ مرعوب، مؤثرترین ابزار قدرتمندیِ مستکبرین جنایتکار و نردبان خودکامگی و سلطه‌جویی آنها هستند. 🔘 حالا سراغ ریشه‌های روانی‌ میل به طاغوت برویم؛ چه می‌شود که بعضی‌ها علاقه دارند عبد طاغوت بشوند؟ روانشناسان برجسته به‌واسطۀ برخی تجربیات این بحث را مطرح کردند که آدم‌ها پناه بردن به یک قدرت زورگو را بیشتر از آزادی دوست دارند. 🔘 برخی آدم‌های ظاهراً باکلاس، عبد طاغوت شدن را تئوریزه می‌کنند و می‌گویند «برای نجات از طاغوت، راهی نیست!» این کورباطن‌ها به خاطر ذلّت درونی‌شان و خفّتی که در دل دارند، راه نجات پیدا نمی‌کند. 🔘 بعضی‌ها فکر می‌کنند «ایمان به غیب» یعنی «ایمان به وجود خدا»؛ درحالی‌که این ایمان خیلی حداقلی است. بر اساس تعالیم قرآن، مسئله‌ بشر این نیست؛ حتی این هم نیست که خدا یکی است یا دوتا یا سه‌تا. 🔘 ایمان به غیب یعنی ایمان به قدرت خدا که غیب است؛ چون قدرت خدا زیاد ظاهر نیست. در مقابلش چیست؟ تو ایمان می‌آوری به قدرتی که ظاهر است و دیده می‌شود. 🔘 بشر در معرض انتخاب یکی از این دو قدرت است که به آن پناه ببرد. اگر انسان به قدرت خدا که غیب است پناه ببرد، ایمان داشتن یعنی امنیت یافتن از قدرت غیبی خدا. کلمات «امن، امان و ایمان» هم‌ریشه‌اند. 🔘 ایمان یعنی «تو از چه کسی امنیت می‌گیری؟» تو که خودت ضعیف هستی. وقتی که می‌ترسی و ضعف خودت را می‌بینی، اگر امنیت خود را از قدرت خدا بگیری می‌شود «یؤمنونَ بالغَیب» و «یؤمنونَ بالله» و اگر امنیت خود را از طاغوت بگیری، می‌شود ایمان به طاغوت و عبد طاغوت. 🔘 اگر قدرت ظاهری و پوشالی طواغیت را ببینیم و به آنها پناه ببریم و از آنها امنیت بجوییم، در این صورت خدا خیلی غضب می‌کند؛ می‌گوید «من با این‌همه قدرت اینجا هستم. آن‌وقت تو رفتی به قدرت چه کسی پناه بردی؟» 🔘 کسی که نمی‌تواند به قدرت غیبی و حقیقی خدا اعتماد کند به سمت قدرت ظاهری و پوشالی طاغوت می‌رود. درحالی‌که قدرت خدا همیشگی و توأم با حکمت و مهربانی است ولی طاغوت، انسان را ذلیل می‌کند. 🔘 کسی که مرعوب قدرت خدا شد، به‌جای خوف از دیگران، خوف خدا در دلش قرار می‌گیرد، البته خوف از خدا مثل این خوف‌های رایج، افسرد‌ه‌کننده و ضعیف‌کننده نیست، بلکه قوی‌کننده است. 🔘 انسان نمی‌تواند عبد نباشد؛ ما مستقل نیستیم و اصلاً استقلال مطلق در عالم وجود ندارد. خدا می‌فرماید: اگر عبد من بشوی تو را به اوج استقلال می‌رسانم، تا جایی که مثل من، خدایی کنی؛ من ابدی هستم تو هم ابدی بشوی... عبد خدا بودن، واقعاً باشکوه است. 👤علیرضا پناهیان 🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۱/۳۰ 📢صوت: @panahian_mp3 👈🏻 متن کامل: panahian.ir/post/7271 @Panahian_text
🔴 پیامبر(ص) مبعوث شد تا ضعفا را قوی کند؛ وقتی همه قوی باشند، زیر بار ظلم‌ نمی‌روند 🔴 شاخص معنویت و سلامت، قدرتمندی است 🔴 ایمانی که به تو قدرت روحی ندهد معنویت نیست؛ بازی است! 📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم) – ج۱۷ 🔻 چرا نباید گناه کنیم؟ بدیِ گناه به این است که آدم را ضعیف می‌کند 🔻 خیانت است که بگوییم خدا از ما می‌خواهد خوب باشیم اما نگوییم «شاخص‌ خوب‌بودن، قدرتمندی روحی است» 🔻 یکی از شاخصه‌های ضعف انسان، امر به‌معروف و نهی از منکر نکردن است 🔻 اگر بخواهیم برای ظهور آماده بشویم باید آدم‌های قوی‌ای بشویم _ 🔘 در جلسات قبل گفتیم که پیامبر(ص) مبعوث شد تا ضعفا را از ضعف بیرون بیاورد، یعنی زورگویان و قدرتمندان پوشالی را ضعیف کند و انسان‌های ضعیف را تقویت کند. وقتی همه قوی باشند، دیگر کسی به کسی ظلم نمی‌کند. 🔘 طرح عملیاتی رسول‌خدا(ص) برای اینکه امکان زورگویی در جامعه پدید نیاید «امر به معروف و نهی از منکر» است. هیچ نهاد قانونی و هیچ ساختار حکومتی جای این را نمی‌گیرد. ولایت هم همراه با حرکت عمومی امر به معروف و نهی از منکر است که قدرت می‌گیرد. در واقع قدرت‌ ولایت از مردمی است که قدرتمند هستند. 🔘 در روایت هست: خدا از مؤمن ضعیف بدش می‌آید و مؤمن ضعیف، مؤمنی است که هیچ وقت امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کند. کسی که نهی از منکر نمی‌کند، هیچ هیبتی ندارد. یکی از شاخصه‌های ضعف انسان، نهی از منکر نکردن است. (معانی‌الاخبار/ص344) 🔘 بدی‌ِ گناه به این است که آدم را ضعیف می‌کند. خاصیت‌ کارهای خوب و عبادات هم این است که آدم را قوی می‌کند. اگر کسی خواست بفهمد که نماز و عبادتش به‌درد خورده یا نه، ببیند آیا بعد از نماز از نظر روحی قوی‌تر می‌شود یا نه؟ ترسش از غیرخدا می‌ریزد یا نه؟ نگرانی‌ها و استرس‌هایش از بین می‌رود یا نه؟ 🔘 هدف شاخص برای اندازه‌گیری معنویت یک انسان یا سلامت روح انسان، قدرتمندی است. اسلام می‌خواهد ما را به قدرتِ روحی، فکری، عقلانی و عاطفی برساند. 🔘 آموزش و پرورش ما وقتی خوب است که شاخص تعلیم و تربیت درست را «قدرتمندی روحی» قرار بدهد. درس دینی، قرآن، عقاید، اخلاق و... اگر افراد را به قدرتمندی برساند درست است. ایمانی که قدرت روحی به تو ندهد تا از کسی غیرخدا نترسی، معنویت نیست، بازی است، چون فایده ندارد. 🔘 اگر بخواهیم برای ظهور آماده بشویم باید آدم‌های قوی‌ای بشویم. هر کدام از آدم‌های حضرت قدرت چهل مرد را دارند. (وَ أُعْطِیَ قُوَّةَ أَرْبَعِینَ رَجُلًا) قلب آدم‌های حضرت، قوی است و نمی‌لرزد. 🔘 جوان‌ها می‌پرسند: چرا باید برخی از خوشی‌ها و راحتی‌های خودم را کنار بگذارم؟ چرا حجاب داشته باشم؟ چرا موسیقی حرام گوش ندهم؟ چرا این کارها را ترک کنم؟ اینکه بگوییم «چون خدا گفته» کافی نیست باید دلیلش را ذکر بگوییم. 🔘 چرا نباید گناه کنیم؟ چون گناه، انسان را ضعیف می‌کند. حتی طبق روایت، اگر شما ضعف نفس داشته باشی و از سرِ ضعف، گناه نکنی، این گناه نکردن از سر ضعف، ارزش ندارد و به‌درد نمی‌خورد. (احتجاج/ج2/ص320) 🔘 چرا می‌گوییم ما در تبلیغات ضعیفیم؟ چون جا نینداخته‌ایم که اشاعۀ شهوات یعنی ضعیف‌کردن انسان‌ها. و اینکه با بدحجابی دختر و پسر هر دو به ضعف‌های روحی دچار می‌شوند. 🔘 خیانت است اگر بگوییم خدا می‌خواهد تو آدم خوبی بشوی، اما نگوییم «شاخص‌ خوب‌بودن قدرتمندی روحی است» چرا خیانت است؟ چون مردم از خوب‌بودن برداشت خوبی پیدا نمی‌کنند لذا به خوب‌بودن علاقه نشان نمی‌دهند و اصلاً از خوب‌بودن بدشان می‌آید. 🔘 حدود چهل آیۀ قرآن داریم که خدا به تعابیر مختلف می‌فرماید: از کسی غیر از من نترس، از من بترس، چرا از دیگران می‌ترسی؟ چرا از فقر می‌ترسی؟ چرا از دشمنانت می‌ترسی؟... همه اینها دعوت به ایمان و قوّت روحی است. 🔘 ایمان یعنی امنیت پیداکردن. اگر تو فقط بدانی که «خدا هست» و تسلیم بشوی، این اسلام است نه ایمان! ولی اگر وقتی که فهمیدی خدا هست، قلبت قوی شد، یعنی ایمان آورده‌ای. 🔘 بعضی‌ها باور دارند که خدا هست اما «کافر» هستند؛ اینها از نظر ذهنی، یقین دارند که خدا هست، اما قلب‌شان با خدا امنیت پیدا نمی‌کند. اینها از کوچک‌ترین تهدید دیگران هم می‌ترسند. 🔘 عبادت و استغفار، باید ما را قوی کند و ضعف‌های ما را از بین ببرد. در شب‌های قدر از کجا بفهمیم خدا ما را بخشیده است؟ از اینکه ترس‌ها و اضطراب‌هایت از بین برود و احساس قدرت روحی بکنیم. 👤علیرضا پناهیان 🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۱/۳۱ 📢صوت: @Panahian_mp3‌‌ 👈🏻 متن کامل: Panahian.ir/post/7272 @Panahian_text
🔴عدم ‌احساس مسئولیت مردم در موضوع قدرت؛ دردی بود که علی(ع) بخاطرش آرزوی مرگ کرد 🔴 مردم می‌خواستند علی(ع) مثل دیکتاتورها جامعه را اداره کند، اما حضرت می‌خواست مردم خودشان احساس مسئولیت کنند و در برقراری عدالت مشارکت کنند 📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم) – ج۱۸ 🔻 آنچه باعث می‌شود افراد خبیث، در جامعه قدرت پیدا کنند، عدم حضور و مسئولیت‌پذیری مردم است 🔻 اصل امر و نهی برای قدرت‌طلب‌هاست؛ گناهان فردی با دعوت و موعظه هم قابل حل است 🔻 علی(ع): «امر و نهی را ترک نکنید و الا قدرت دست اشرار می‌افتد» یعنی موضوع امر و نهی، اوّلاً قدرت و سیاست است 🔻 ستاد امر به‌معروف، موضعش را نسبت به سیاست معلوم کند و از ترس اتّهام طرفداری از یک جناح، امر و نهی سیاسیون را ترک نکند _ 🔘 در مظلومیت اولیاء خدا، خیلی وقت‌ها آن دشمن نابکاری که در خطّ مقدم است (مثل ابن‌ملجم و شمر) دیده می‌شود. درحالی‌که مشکل اولیاء خدا وجود چند منافق یا انسان خبیث نبوده و نیست. این افراد خبیث، تا زمان امام‌زمان(ع) هم هستند. مسئله این است که چرا اینها جرأت و قدرت پیدا کردند؟ به‌خاطر عدم‌حضور مردم. 🔘 انحطاط‌ مردم بعد از پیامبر(ص) لااقل در سه مرحله اتفاق افتاد؛ مرحلۀ اول، بی‌تفاوتی مردم نسبت به فریادهای حضرت زهرا(س) بود. مرحلۀ دوم، عدم مسئولیت‌پذیری مردم در زمان حکومت امیرالمؤمنین(ع) بود. و مرحلۀ سوم هم قتل امام‌حسین(ع) توسط همین مردم بود. 🔘 «احساس مسئولیت سیاسی‌اجتماعی داشتن موضوع اول و مهم‌ترین موضوع دینی ما است؛ یعنی حساس‌بودن به اینکه قدرت به کدام سمت می‌رود و چه کسانی قدرت پیدا می‌کنند؟ 🔘 مهم‌ترین مسئلۀ اجتماعی، حساسیت دربارۀ قدرت یا همان «سیاسی‌بودن» است. مهم‌ترین بخش‌ امر به معروف هم مربوط به همین است نه مربوط به کسانی که گناه فردی انجام می‌دهند؛ اینها باید «دعوت» بشوند «نصیحت و موعظه» بشوند. اینها با ناز و نوازش و با دیدن یک الگوی دل‌ربا هم می‌توانند متحول بشود. 🔘 اصل امر و نهی برای قدرت‌طلب‌هاست؛ کسانی که قدرت، آنها را کور کرده و به شلّاق امر و نهی نیاز دارند. موضوع امر و نهی اولاً سیاسی است. ستاد امر به معروف و نهی از منکر باید موضعش را نسبت به سیاست معلوم کند. آیا به‌خاطر اینکه از اتّهام طرفداری از این جناح یا آن جناح می‌ترسد، سیاسیون را نهی از منکر نمی‌کند؟ 🔘 این‌قدر دین، بد آموزش داده شده که مردم اکثراً احساس نمی‌کنند «عدم ‌احساس مسئولیت سیاسی‌اجتماعی» چیز بدی است، وقتی امر به‌معروف و نهی از منکر را در موضوع قدرت و سیاست، ترک می‌کنند، اصلاً احساس نمی‌کنند گناه خاص یا جنایت بزرگی مرتکب شده‌اند! 🔘دردهای امیرالمؤمنین(ع) فقط در مواجهۀ با ابن‌ملجم و معاویه نیست؛ بلکه در مواجهه با عموم مردمی است که مسئولیت‌پذیر نیستند. می‌فرمود: خدایا، من از این مردم خسته شده‌ام «وَ مَلِلْتُهُمْ وَ مَلُّونِي» اینها می‌خواهند من را وادار کنند مثل دیکتاتورها با آنها رفتار کنم... 🔘 مردم می‌گفتند «یک کسی ما را اداره کند» امیرالمؤمنین(ع) انتظار دارد مردم خودشان احساس مسئولیت کنند و در برقراری عدالت مشارکت کنند؛ این اوج تربیت دینی است و همان چیزی است که علی(ع) به‌خاطرش آرزوی مرگ کرد چون مردم حاضر نشدند این مسئولیت‌پذیری را جزء برنامۀ جدی زندگی‌شان قرار بدهند. 🔘 غصۀ امیرالمؤمنین(ع) از عدم ‌احساس مسئولیت جمعی در ارتباط با موضوع «قدرت» است. تک‌تک ما اگر دین داریم باید مراقب باشیم قدرت دارد به کدام سمت می‌رود؟ مبادا این قدرت، آزادی مردم را سلب کند و بی‌دینی و به جهنم رفتن را به مردم تحمیل کند. قدرت‌طلب‌ها فریبکارند و با دروغ و فریب سراغ جوامع بشری می‌روند. در طول تاریخ همیشه این‌طور بوده است. 🔘 وصیت امیرالمؤمنین(ع) این است: امر به‌معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که قدرت به دست اشرار می‌افتد «فَيُوَلَّى عَلَيْكُمْ شِرَارُكُم‏» یعنی موضوع امر به معروف و نهی از منکر اوّلاً «قدرت» است! حضرت نفرمود که امر به‌معروف و نهی از منکر را ترک نکنید و الّا بی‌حجابی در جامعه زیاد می‌شود! موضوع این است که اشرار مسلّط نشوند و قدرت نگیرند. 🔘 رهبر انقلاب به دشمنان کشور فرمود «دوران بزن در رو تمام شده است» همچنین دوران دزدی قدرت و دزدی آزادی مردم توسط باندهای مافیایی هم تمام شده و دوران نصحیت‌کردن اینها به پایان رسیده؛ ما دیگر نباید به اینها اجازۀ تنفس در جامعه بدهیم؛ هرکسی علیه اینها نهی از منکر نکند، بی‌دینی کرده است. 👤علیرضا پناهیان 🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۲/۱ 📢صوت: @Panahian_mp3 👈🏻 متن کامل: Panahian.ir/post/7274 @Panahian_text
🔴 شیوۀ مدیریت امیرالمؤمنین(ع) چگونه بود که مردم با آن همراهی نمی‌کردند؟ 🔴 در مدیریت ولایی اگر مردم ولیّ‌خدا را نصرت نکنند و اتحاد و حرکتِ جمعی نداشته باشند، ولایت غریب می‌ماند 📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم) – ج۱۹ 🔻 علت غربت علی(ع) نوع مدیریت ایشان بود 🔻 مکمل مدیریت ولایی، مردم هستند که باید احساس مسئولیت کنند و باهم به میدان بیایند 🔻 انسان چند تا دورۀ بلوغ دارد: 1️⃣بلوغ اولیۀ اجتماعی که او را از خانه به «جمع رفقا» می‌کشاند 2️⃣بلوغ دوم، او را به وضعیت اجتماعی مسئولانۀ کوچک یعنی «خانواده» می‌کشاند 3️⃣بلوغ سوم؛ بلوغ اجتماعی است که امروز در بسیج، تبلور پیدا کرده 4️⃣بلوغ چهارم، آنجایی است که من برای جامعه تدبیر می‌کنم که همان «بلوغ سیاسی» است ____ 🔘 ما نیازمندیم به اینکه بدانیم شیوۀ مدیریت امیرالمؤمنین(ع) چگونه بود که بسیاری از اوقات، مردم کم می‌آوردند و گاهی ابن‌عباس و حتی مالک اشتر هم کم می‌آورد. 🔘 چرا مردم بااینکه فضائل و عدالت علی(ع) را دیده بودند، باز ایشان را تنها و غریب گذاشتند؟ همه می‌دانستند که ایشان اهل زهد است و چیزی برای خودش برنمی‌دارد. مردم عدالت علی(ع) را با تمام وجود چشیدند و می‌دیدند که حضرت بیت‌المال را مساوی تقسیم می‌کند. 🔘 مگر امیرالمؤمنین(ع) چیزی کم داشت برای اینکه مردم عاشق ایشان بشوند؟! مردم، عبادت علی(ع) و علم و معرفت و حکمت ایشان را می‌دیدند و در کنار همۀ اینها، شجاعت ایشان و مهربانی ایشان را به خانواده‌های یتیم، می‌دیدند. حضرت این‌قدر خاکی بود که به او ابوتراب می‌گفتند. 🔘 نگویید «آنها عقیده به امامت امیرالمؤمنین(ع) نداشتند» مگر مردم شام، عقیده به امامت معاویه داشتند که این‌قدر حرفش را گوش می‌کردند؟! نگویید: آنها محبت امیرالمؤمنین(ع) در دلشان نبود. خُب مگر اهل شام، عاشق معاویه بودند؟ نگویید: علی(ع) چون عدالت را رعایت می‌کرد، لذا مردم ایشان را کمک نمی‌کردند! عدالت که به نفع اکثر مردم است نه یک عدۀ خاص. 🔘 سؤالِ تاریخی علی(ع) از مردم این بود: چرا یاران معاویه، امام باطلِ خود را اطاعت می‌کنند ولی شما امام حق را اطاعت نمی‌کنید؟ (نهج‌البلاغه/خطبۀ 97) 🔘 امیرالمؤمنین(ع) به این دلیل غریب ماندند که نوع مدیریت ایشان به‌گونه‌ای بود که تا وقتی مردم، خودشان قیام به قسط نکنند، تا وقتی مردم، قیام به نصرت ولیّ خدا نکنند، تا وقتی مردم، بصیرت برای این قیام نداشته باشند، تا وقتی مردم، جمعیّت و اتحاد و حرکت خودجوش و جمعی نداشته باشند، ولایت غریب می‌ماند. 🔘 بحث بر سر نوع مدیریت علی(ع) است؛ مدیریت ولایی آن‌قدر کرامت و آزادی و حقوق انسان‌ها را رعایت می‌کند که هیچ جای دنیا الآن این حقوق در این سطح بالا تعریف نشده است. مکمّل مدیریت ولایی هم مردم هستند که باید احساس مسئولیت بکنند و باید به میدان بیایند و دست به دست هم بدهند چون به‌طور انفرادی و تنهایی فایده ندارد. 🔘 چرا امیرالمؤمنین(ع) سر به چاه می‌گذاشت و فریاد می‌زد؟ ایشان یک انتظاراتی از مردم داشت که مردم آن انتظارات را برآورده نمی‌کردند. مثلاً یک نمونه‌اش در زمان ما این است که هیئتی‌ها و مذهبی‌ها، الان باید رکن رکین اقتصاد مقاومتی باشند، به‌جای اینکه هر کسی تنهایی یک جایی کارمند یا مغازه‌دار باشد، با هم جمع بشوند و تعاونی راه بیندازند. 🔘 انسان چند تا دورۀ بلوغ دارد: یک، بلوغ اولیۀ اجتماعی است که سنّ بلوغش او را از خانه به «جمع رفقا» می‌کشاند. دورۀ بلوغ دوم، او را از سطح رفقا به وضعیت اجتماعی مسئولانۀ کوچک یعنی «خانواده» می‌کشاند. این دوتا بلوغ را معمولاً همه سعی می‌کنند داشته باشند. هرچند فرهنگ غرب دارد همین بلوغ دوم را هم از بین می‌برد! 🔘 دورۀ بلوغ سوم، بلوغ اجتماعی است که با افتخار عرض می‌کنم در بسیج، تبلور پیدا کرده است. بسیج شجرۀ طیبۀ این انقلاب است. این بلوغ، یعنی اینکه من به‌درد مؤمنین بخورم. بلوغ چهارم، آنجایی است که من برای جامعه تدبیر می‌کنم که به آن می‌گویند «بلوغ سیاسی» 🔘 انگیزۀ مشارکت در سیاست، همان چیزی است که رهبر انقلاب قبل از انتخابات اخیر فرمودند: «كُلُّكُم راعٍ و كُلُّكُم مَسؤولٌ عَن رَعِيَّتِه»؛ این احساس مسئولیتی است که امیرالمؤمنین(ع) بخاطر آن، دلش خون شد. 🔘 علی(ع) می‌فرماید: اگر از کمک‌کردن به حق، کوتاه نیامده بودید و وهن باطل را اثبات کرده بودید، آن‌وقت دشمن شما به شما طمع نمی‌کرد و بر شما قدرت پیدا نمی‌کرد. 🔘 بنده الآن تحریم‌های غربی‌ها را ناشی از طمعِ غربی‌ها می‌دانم برای اینکه ما را زمین بزنند؛ این طمع را سیاست‌ورزان نابکار ما ایجاد کردند و الّا دشمنان ما جرأت نداشتند ما را محاصره کنند. 👤علیرضا پناهیان 🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۲/۲ 📢صوت: @Panahian_mp3 👈🏻 متن کامل: Panahian.ir/post/7276 @Panahian_text
🔴آیا می‌شود امام جامعه به‌شیوۀ علی(ع) مدیریت کند اما غریب و مظلوم نماند؟ 🔴 تنها راه‌حل؛ وجود یک «حلقۀ میانی بین امام و امّت» است که بصیرت‌بخش و سازماندهی‌کنندۀ مردم هستند 📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم) – ج۲۰ 🔻 در مدیریت ولایی، اگر مردم احساس مسئولیت نکنند ولیّ جامعه دچار غربت و مظلومیت می‌شود 🔻 اگر امام‌زمان(ع) هم مثل علی(ع) کریمانه برخورد کند و مردم سستی کنند، غربت و مظلومیت تکرار می‌شود 🔻 آیا امام‌زمان(ع) به همان شیوۀ علی(ع) مدیریت می‌کند یا شیوۀ جدیدی می‌آورد؟ 🔻 امام‌زمان(ع) نیاز به یک حلقۀ میانی دارد که درواقع دولتِ حضرتند؛ اینها با فداکاریِ خود، راه را برای مولا باز می‌کنند ____ 🔘 گفتیم علّت غربت اولیاءخدا احساس مسئولیت نکردن مردم است. اگر مردم نخواستند احساس مسئولیت کنند و خواستند تنبلی و سستی کنند، ولایت هم به آنها زور نمی‌گوید و نمی‌خواهد با سیاست‌بازانه و فریبکارانه و بی‌تقوا عمل بکند و آنها را به مسیر درست وادار کند، در این‌صورت ولایت دچار غربت می‌شود. 🔘 ولیّ خدا کریمانه و بزرگوارانه برخورد می‌کند. دزدان قدرت و باندهای مافیایی هم که همیشه هستند، و همه‌چیز هم به مسئولیت‌پذیری مردم و امر به معروف و نهی از منکر توسط مردم واگذار شده است حالا اگر مردم، آن بصیرت لازم و آن سازماندهی و عزم و انگیزه برای تحرک را نداشتند، طبیعتاً ولیّ جامعه مثل علی(ع) غریب می‌ماند. 🔘 آیا امام‌زمان(ع) هم می‌خواهد مانند علی(ع) رفتار کند یا می‌خواهد روش را تغییر بدهد؟ اگر روش را تغییر بدهد که این خلاف قرآن است که فرمود «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» چون مردم خودشان باید به قسط قیام کنند. اگر امام‌زمان(ع) به همان شیوۀ بزرگوارانه و کریمانه رفتار بکند، ولی مردم سستی کنند و از آن‌طرف، دزدان قدرت هم به میدان بیایند، دوباره امام‌زمان(ع) هم مثل علی(ع) غریب می‌ماند. 🔘 پس راه‌حل چیست؟ راهش وجود یک «حلقۀ میانی بین امام و امّت» است؛ گروه برگزیده‌ای که قوی‌تر از مردم هستند، بهتر از مردم، امام را درک می‌کنند و بیشتر از مردم برای مردم فداکاری می‌کنند، اینها سازماندهی‌کننده و انگیزه‌بخش‌ به مردم هستند، اینها در مردم علاقه به دین ایجاد می‌کنند و در میان مردم، بصیرت را پخش و منتشر می‌کنند. 🔘 امیرالمؤمنین(ع) چنین یارانی داشت که البته آنها را دانه دانه از دست داد. نمونه‌اش مالک اشتر و عماریاسر است که نقش‌های هر کدام با همدیگر متفاوت بود و معاویه گفت امیرالمؤمنین(ع) دو دست داشت، دست راست و چپ او را قطع کردیم. 🔘 وقتی این دست‌ها قطع می‌شوند، هرچند علی(ع) بین مردم زندگی می‌کند، ولی انگار بین و ایشان مردم فاصله ایجاد می‌شود. حضرت کریمانه برخورد می‌کند؛ ولی ابهّت‌اش می‌ریزد و خیلی‌ها جرأت جسارت پیدا می‌کنند. ابهّت‌ و اقتدار این امام مهربان را چه کسی باید حفظ کند؟ اگر اقتدار نباشد، از طرف دزدها و قدرت‌طلب‌های زورگو که حرمت‌شکنی می‌کنند، ولیّ خدا و جامعه آسیب می‌خورد. 🔘 اگر کسی نباشد که حرمت ولیّ خدا را حفظ کند، ولیّ خدا تنها می‌ماند؛ چون بناست خودِ او کریمانه برخورد کند و ممکن است مردم بصیرت و عزم کافی نداشته باشند. 🔘 این حلقۀ میانی بین امام و امت، در واقع دولتِ حضرت هستند. اینها گاهی به‌خاطر دفاع از مولا، مظلوم واقع می‌شوند، حرف می‌شنوند، غریب می‌مانند و فدا می‌شوند اما راه را برای مولا باز می‌کنند. تیرها را این گروه به جان خود می‌خرند تا به مولا نخورد. 🔘 یک عده‌ای باید باشند که تیرها و ضربات را به جان بخرند تا به امام جامعه برخورد نکند. البته هر کسی توان این فداکاری را ندارد. کسی که سعۀ صدر ندارد، می‌بُرّد و نمی‌تواند امامش را از غربت بیرون بیاورد. 🔘 امام زمان(ع) باید یارانی داشته باشد که تحمل مظلومیت داشته باشند. یاران امام‌زمان(ع) هم مانند خودِ ایشان، با مردم کریمانه و باتقوا برخورد می‌کنند و این مدارا و تحمل را در اوج دارند. 🔘 در زمان امام‌زمان(ع) چنین یارانی هستند که دولت ایشان را تشکیل می‌دهند. به‌واسطۀ وجود این افراد، بصیرت برای همه فراهم می‌شود. اینها با رفتارشان، با منش‌شان و با گفتارشان، مسائل را تبیین می‌کنند. تبیین حق خیلی سخت است. امروز هم حرف حق زدن و نترسیدن از شماتت دیگران، خیلی دشوار است. 🔘 الآن خیلی از روشنفکران و علماء حوزه و دانشگاه در جامعۀ ما به‌خاطر ترس از دوقطبی‌های کاذبی که در جامعه درست شده، نمی‌توانند حرف بزنند، می‌گویند «اگر حرفی بزنم متهم می‌شوم به اینکه طرفدار این جناح یا آن جناح هستم» 👤علیرضا پناهیان 🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۲/۳ 📢صوت: @Panahian_mp3 👈🏻 متن کامل: Panahian.ir/post/7277 @Panahian_text
🔴دعا برای فرج یعنی «من حاضرم مسئولیت اجتماعی‌ام را انجام بدهم» 🔴مسئولیت اجتماعی، بزرگ‌ترین امر واجب الهی است که باید آن‌را در زندگی‌مان وارد کنیم 📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم) – ج۲۱ 🔻 اینکه ما به دیگران توجه کرده و حال آنها را درک کنیم، مرحله‌ای از رشد و بلوغ اجتماعی است 🔻 رسیدن به بلوغ سیاسی، یک مرتبه از مراتب ایمان و بلکه آدمیت است 🔻 وقتی می‌شود گفت «تربیت دینی، درست انجام شده» که آدم‌ها سیاسی بشوند ____ 🔘 در این ماه مبارک رمضان، از چه گناه‌هایی بیشتر باید توبه کنیم؟ از گناه‌های اجتماعی، از عدم احساس مسئولیت نسبت به جامعه، و ترک امر به معروف و نهی از منکر. به تعبیر مقام معظم رهبری، باید توبۀ اجتماعی کنیم. 🔘 بر اساس آیات قرآن و روایات، مسئولیت اجتماعی بزرگ‌ترین امر واجب الهی برای ما است و باید آن را در زندگی‌ِ خودمان وارد کنیم. 🔘 در جلسات قبل، مراحل بلوغ اجتماعی را عرض کردیم؛ مرحلۀ اول، ورود در جمع رفقا، مرحلۀ دوم، تشکیل خانواده، مرحلۀ سوم بلوغ اجتماعی است؛ اینکه دیگران را ببینیم و درک کنیم. 🔘 بعضی‌ها اصلاً به بلوغ سوم نمی‌رسند یعنی نمی‌توانند تک‌تک افرادی را که در اطراف‌شان هستند ببینند و نمی‌توانند حالِ دیگران را درک کنند. همین‌که ما دیگران را ببینیم و بتوانیم حال آنها را درک کنیم، خیلی رشد پیدا کردیم. در این‌صورت وقتی خطا کنند ناتوانایی آنها را می‌بینیم و به آنها حق می‌دهیم و زود آنها را می‌بخشیم‌ و هیچ‌وقت کسی را مسخره نمی‌کنیم. 🔘 بعد از این مرحله، نوبت به دیدن کلّیت جامعه می‌رسد، یعنی ببینیم کلّیت حرکت جامعه به کدام سمت می‌رود. در اینجا مقولۀ قدرت و سیاست مطرح می‌شود. رسول‌خدا(ص) با این قدرت، می‌خواست مردم را به رهایی برساند تا در این رهایی، فطرت‌ها جوشیده بشود. 🔘 بیشتر تلاش پیامبر(ص) در این جهت است که موانع را با کمک خودِ ما، از سرِ راه ما بر‌دارد. این موانع در واقع همان قدرت‌طلبی‌هایی است که باید جلویش گرفته بشود. اما مردم زمان پیامبر(ص) در این زمینه خوب عمل نکردند. 🔘 انسان‌ها اکثراً سیاسی نیستند. تربیت دینی آن‌وقتی درست انجام شده است که آدم‌ها سیاسی بشوند. سیاسی‌شدن یک مرتبه از مراتب ایمان و بلکه آدمیت است. «تو کز محنت دیگران بی‌غمی نشاید که نامت نهند آدمی» یک برنامۀ دینی اگر منجر به سیاسی شدن افراد نشد، احتمالاً آن برنامه زیاد دینی نیست. 🔘 کسانی که وظیفۀ اجتماعیِ خود را انجام نمی‌دهند، خیلی‌ در روایات، مذمّت شده‌اند. یک نمونه از این وظیفۀ اجتماعی «جهاد» است، البته جهاد، مراتبی دارد و فقط با جنگیدن نیست. 🔘 مرتبه‌ای‌ از جهاد، جهاد با زبان است، مانند همین جهاد تبیین که رهبر انقلاب فرمودند. مرتبه‌ای از جهاد هم با قلب است. جهاد با قلب یعنی اینکه انسان لااقل در قلب خودش، معروف را معروف بداند و منکر را منکر بداند، یعنی از منکر، قلباً بدش بیاید. 🔘 این جنایت و خیانت در حقّ بشر است که ما مسائل اجتماعی را در «اخلاق اجتماعی» محدود کنیم. این یعنی کمک به امام جامعه و کنترل قدرت در جامعه را رها کنیم و فقط بگوییم «بیایید به یک نفر فقیر کمک کنیم!» درحالی‌که با کنترل قدرت، می‌شود ریشۀ فقر را از بین برد. 🔘 انقلابی بودن یعنی دنبال این باشیم که ریشۀ فقر را بکَنیم. دعا برای فرج یعنی «من حاضرم مسئولیت اجتماعی‌ام را انجام بدهم» خدا کسانی را که می‌خواهند در دوران غیبت، مسئولیت اجتماعی خود را انجام بدهند امتحان می‌کند تا ببیند آیا می‌توانند این مسئولیت را انجام بدهند یا نه؟ 🔘 امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «أَعْظَمُ مَا افْتَرَضَ سُبْحَانَهُ مِنْ تِلْكَ الْحُقُوقِ حَقُّ الْوَالِي عَلَى الرَّعِيَّةِ وَ حَقُّ الرَّعِيَّةِ عَلَى الْوَالِي‏» بزرگ‌ترین حقی که خدا واجب کرده حقّ والی بر مردم است و بعد، حقّ رعیّت بر والی است، وقتی هر دو حق ادا بشود، اوضاع جامعه درست می‌شود. 🔘 چرا در اعتقادات شیعی، حقّ والی بر رعیّت یا حقّ امام به گردن ما مهم‌تر است؟ چون امام بنا نیست با زور و مکر و فریب عمل کند. پس با چه قدرتی باید عمل بکند؟ با قدرت مریدان و یارانش که به او قدرت می‌دهند. همین قدرت امام، برای جامعه امنیت می‌آورد نه اینکه حتماً اِعمال قدرت بکند. امام زمان(ع) خیلی وقت‌ها اِعمال قدرت نخواهد کرد. 👤علیرضا پناهیان 🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۲/۴ 📢صوت: @Panahian_mp3 👈🏻 متن کامل: panahian.ir/post/7282 @Panahian_text