ابر بارنده به دریا میگفت:
گر نبارم تو کجا دریایی؟
در دلش خندهکنان دریا گفت:
ابر بارنده
تو هم از مایی
- حمید مصدق
سیه چشمی ، به کار عشق استاد،
به من درس محبت یاد می داد
مرا از یاد برد آخر، ولی من
بجز او ، عالمی را بردم از یاد
- فریدون مشیری
تا زمانی که جهان را قفسم می دانم
هر کجا پر بزنم طوطی بازرگانم
گریه ام باعث خرسندی دنیاست چو ابر
همه خندان لب و شادند که من گریانم
حاضرم در عوض دست کشیدن ز بهشت
بوی پیراهن یوسف بدهد دستانم
زندگی مثل حصاری ز غم و دلتنگی است
مرگ ای کاش رهایم کند از زندانم
بیت آشفته ایَم در غزلی ناموزون
میل دارم که ردیفی بدهد پایانم
- سجاد سامانی
موهای داداشمو با موزر کوتاه کردم یکم بعد براش مدل دادم
رفت دانشگاه اومد گفت همه دوستام ازم پرسیدن کجا رفتی آرایشگاه
گفتم تو چی گفتی ؟ گفت گفتم خواهرم زده 🙂
من : 🕶🕶😂