#پاراگراف
🪴زندگی آنچه زیسته ایم نیست،
بلکه همان چیزی است که
در خاطرمان مانده
و آن گونه است که به یادش می آوریم
تا روایتش کنیم...
📖 زندهام که روایت کنم
✍🏻 گابریل گارسیا مارکز
#بفرما_پاراگراف | 📖
┄┅─═◈═─┅┄𑁍┄┅─═◈═─
☕️▣⃢🗞
https://eitaa.com/joinchat/2729640001Cb1d34d8ce8
#پاراگراف
🪴عادت کردهایم هر روز دوش بگیریم، اما یادمان میرود که ذهنمان هم به دوش نیاز دارد. گاهی با یک غزل حافظ میتوان دوش ذهنی گرفت و خوابید.
یک شعر از فروغ، تکهای از بیهقی، صفحهای از مزامیر، عبارتی از گراهام گرین، جملهای از شکسپیر، خطی از نیما... ولی غافلیم!
شبانهروز چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال میتپانیم توی کلهمان؟! بعد هم با همان کلهی بادکرده به رختخواب میرویم و توقع داریم در خواب پدربزرگمان را ببینیم که یک گلابی پوست کنده و با لبخند میگوید: بفرما!
📖سمفونی مردگان
✍🏻عباس معروفی
#بفرما_پاراگراف | 📖
┄┅─═◈═─┅┄𑁍┄┅─═◈═─
☕️▣⃢🗞
https://eitaa.com/joinchat/2729640001Cb1d34d8ce8
#حکایت
📚روزی ابلیس نزد فرعون رفت. فرعون خوشهای انگور در دست داشت و تناول میکرد. ابلیس گفت: آیا میتوانی این خوشه انگور تازه را به مروارید تبدیل کنی؟
فرعون گفت: نه.
ابلیس به لطایفالحیل و سحر و جادو، آن خوشه انگور را به خوشهای مروارید تبدیل کرد.
فرعون تعجب کرد و گفت: احسنت! عجب استاد ماهری هستی.
ابلیس خود را به فرعون نزدیک کرد و یک پس گردنی به او زد و گفت: مرا با این استادی و مهارت حتی به بندگی قبول نکردند، آن وقت تو با این حماقت، ادعای خدایی میکنی؟!
#بفرما_پاراگراف | 📖
┄┅─═◈═─┅┄𑁍┄┅─═◈═─
☕️▣⃢🗞
https://eitaa.com/joinchat/2729640001Cb1d34d8ce8
#نمایشگاه_کتاب
با من همراه باشید.
کمی نمایشگاه گردی کنیم.
میخوام چندتا کتاب هم معرفی کنم.
#نمایشگاه_کتاب
نمایشگاه کتاب با تمام محاسنش یک عیب بزرگ دارد، که آن گولزدن مخاطب است!
شما با انبوهی از کتابها مواجه میشوید که هیچکدام را نخواندهاید و مدام به چاپهای جدید آنها نیز اضافه میشود.
این مسئله باعث میشود کتاب بخرید و روی کتابهای دیگرتان انباشته کنید.
#نمایشگاه_کتاب
خرید کتاب فینفسه اشکالی ندارد، اما وقتی با اشتهای کاذب که تا الان مطالعهی خوبی نداشتهایم، کتاب روی کتاب انباشته میکنیم، از ما موجودی متعصب و خطرناک میسازد!!!!!
#نمایشگاه_کتاب
امسال انتشارات مشهور هم حضور داشتند. نشر نیلوفر، نگاه، نو، خوارزمی، کرگدن، بیدگل، ماهی، امیرکبیر و... .
امسال شور بود. شوق هم بود. مردم هم بودند و کتاب هم میخریدند. حنی کتابهای جدید هم منتشر شده بودند، ولی امسال حرف تازهای نبود!!!
اهالی کتاب اندازهی کاباب فروشیهای نمایگشاه هم خلاقیت نداشته و دست به ابداعی نزده بودند. امسال دکّهای آبدوغ خیار هم داشت! این چیز جدیدی بود که در گرما مشتری داشت!
اما کتابفروشان همان روش و حرفهای تکراری را پیش گرفته بودند.
#پاراگراف
💐چقدر خوب است که همیشه در زندگیتان کسی را داشته باشید که حتی در نبودنش هم باعث لبخندتان شود.
📗دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
✍🏻 آنا گاوالدا
#بفرما_پاراگراف | 📖
┄┅─═◈═─┅┄𑁍┄┅─═◈═─
☕️▣⃢🗞
https://eitaa.com/joinchat/2729640001Cb1d34d8ce8
#پاراگراف
🪴بذر دوستی را میباید با فروتنی کاشت، با عشق آبیاری کرد و علفهای هرزِ داوریها را که مانع رستنِ نهال هستند، چید.
من دوستانم را داوری نمیکنم و در پی به دستآوردن امتیازی بر آنها نیستم. در باور من«دوستی» تقسیم کردنِ امتیازهاست.
📕در فاصلهی دو نقطه
#بفرما_پاراگراف | 📖
┄┅─═◈═─┅┄𑁍┄┅─═◈═─
☕️▣⃢🗞
https://eitaa.com/joinchat/2729640001Cb1d34d8ce8
▪️بسمهتعالی
[غمگینیم، اما نگران نیستیم... .]
🔻خدای ما اهالی دنیا خدایِ "انقطاع" است، تا میآییم دل به چیزکی ببندیم طوری از دستمان میگیرد که گویا اصلا نداشتیمَش! او اینبار از مستضعفین سیدِ محرومان را گرفت، از سیاسیّون توهم سندروم پست بیقرار را و از ما احساس میکنم جانمان را ستانده است که اینچنین بیقرارش شدهایم. این طلبهی ساده چه معاملهای با خدا کرد که اینگونه دلِ دوست و دشمن را درهم شکست؟ من از رفتنش همانقدر غمگینم که نگران نه! اصلا حساب و کتابِ خدا را میبینید؟ آنقدر خوشگل زد به برجکمان که هنوز همه بهت زدهایم. اصلا رئیسجمهورِ پاستورنشین را چه به رفتن؟ دولتی ناتمام و رئیسی ابدی! انگار آمده بود تا تحولی در نحوهی گفتمان خدمت ایجاد کند. او درگیر خدمت بود و ما سرگرم طنز و مزاح با جملات و "بهشما ناهار دادنها". اصلا همین بود تحولش. جملات پوچ روحانی را به گفتمان جدیدی تبدیل کرد. هرچه تخریبش کردند او صبورانه ایستاد و ساخت! آنقدر غرق در خدمت شد که حتی برای یافتنش در سفر، ملتی ۱۲ ساعت دست بهدعا بودند. ما با او آرزوها داشتیم.
🔻 مگر نه اینکه با او برنامهی دولت اسلامی را کشیده بودیم و میخواستیم با او به قلّهها برسیم؟ اما اینبار، خدا معادلات را بههم زد که حواسمان باشد همهچیز دست خداست. و صاحب این انقلاب هم خداست! مگر صلابت سیّدعلی را نمیبینید؟ خم بهابرو نمیآورد این مرد. من امروز خدارا در خمابروی او خواهم دید. بار اولمان که نیست. در ۴ماه بهشتی و باهنر و رجایی را یکجا تقدیم خدا کردهایم. باکری و باقری و شهریاری و فخریزاده و... دادهایم؛ و با هر جانی که از دست دادهایم صدجان بهِمان اضافه شده و با قدرت بهمسیر قله حرکت کردهایم.
🔻انقلاباسلامی اگرچه قدردان تلاشها و مجاهدتهای این مرزبانان غیور و مصلح است، اما وابستهی هیچکدامشان نبوده و نخواهد ماند. قطار انقلاب اگرچه محتمل است آرام شود اما بهمسیر خود ادامه میدهد. میدان را که خوب نگاه کنیم پر است از حججیها و رئیسیها و سیدرضیها. و ما بیشتر از افراد، باید وابستهی آن نور مطلق باشیم. پس خدای جنگِ تحمیلی و غربتِ دههی شصت، خدای امروزمان نیز هست. و این رقصِ در خون کردنها و سلوک ذیلِ ابتلائات الهی از آگاهی و پویایی نهضت است، که همچنان ادامه دارد. و ما هربار که میمیریم زندهتر میشویم و هربار که مبتلا شدهایم عمیقتر گشتهایم که صدای مرگ بر اسقاطیل را از قلب کاخ سفید میشنویم. ما ادامه خواهیم داد، و با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ تا جهان را برای آمدن پسر فاطمه'س' مهیا کنیم انشاءالله.
✍ امیرحسناوصالی
#بفرما_پاراگراف | 📖
┄┅─═◈═─┅┄𑁍┄┅─═◈═─
☕️▣⃢🗞
https://eitaa.com/joinchat/2729640001Cb1d34d8ce8
#دیالوگ
🪴همیشه فکر میکردم که آنچه مرا از پیری متنفر میکند، چروک صورت، لرزش دستها و ناتوانی تمام و کمالیست که تمامیتم را زیر سوال میبرد! اما حالا نظر دیگری دارم!
آن چیز که در پیری مرا بیشتر آزار میدهد این است که در مقابل انبوه خاطراتت تنها باشی!
#بفرما_پاراگراف | 📖
┄┅─═◈═─┅┄𑁍┄┅─═◈═─
☕️▣⃢🗞
https://eitaa.com/joinchat/2729640001Cb1d34d8ce8