#پاراگراف
🪴خشم درون همهٔ ما وجود دارد، و اگر یاد نگیریم چگونه این خشم را تخلیه کنیم با زندگیمان هزینهاش را پرداخت میکنیم؛ با تنفر، خشونت، انتقام و تخریب.
- عصبانی نشیم!
#بفرما_پاراگراف | 📖
┄┅─═◈═─┅┄𑁍┄┅─═◈═─
☕️▣⃢🗞
https://eitaa.com/joinchat/2729640001Cb1d34d8ce8
#پاراگراف
🪴همهی امورِ شخصی را باید چون رازی نگاهداریم بهطوری که آشنایان جز آنچه به چشم میبینند، به آن واقف نشوند. زیرا آگاهیِ آنان از امورِ بسیار بیاهمیت هم ممکن است در زمان و شرایط خاص، باعث زیانِ ما شود.
به طور کلی صلاح در این است که آدمی شعورِ خویش را با نگفتن نشان دهد، نه با گفتن؛ زیرا سکوت از هوشمندی است و گفتن از خودپسندی.
- آرتور شوپنهاور
پ.ن: قابل تأمل!
#بفرما_پاراگراف | 📖
┄┅─═◈═─┅┄𑁍┄┅─═◈═─
☕️▣⃢🗞
https://eitaa.com/joinchat/2729640001Cb1d34d8ce8
پاراگراف| امیرحسناوصالی
#خاطره_نگاری ▪️در تاکسی ۱: منتظر تاکسی بودم. مادری با دختر ۷_۸سالهی مو بلندش کنارم ایستاده بود. پر
#خاطره_نگاری
▪️در تاکسی ۲:
منزلم را برای عمل کردن پای دخترم فروختم و الان مستأجرم.
خانم مقداری از مشکلات شخصیاش میگوید و مکث میکند.
حرفهایش را تایید کردم که کسی منکر مشکلات نیست و با لحنی آرام گفتم:
البته مسائلی که گفتید شخصی هستند و ارتباطی با شورای شهر ندارد. هر ارگان و ادارهای وظیفهای دارد؛ البته این بهمعنای طرفداری از ضعفهای شورای شهر نیست. آنچه لازم است شهروند مطالبهگر است. اینکه من برای هزینه تاکسی زنگ میزنم به اعضای شورای شهر نباید برای شما خندهدار باشد! همهی ما باید پیگیر و مطالبهگر باشیم. فرقی هم نمیکند کار چه کسی باشد. ولی باید #انصاف داشته باشیم. من آخوندم و برای ضایع نشدن حق آقای راننده تماس گرفتم، ولی ایشون گفت من مال حرام آخوندی نخوردم! این انصاف نیست!
خانم حرفم را قطع میکند و میگوید:
من برای روضه زنگ میزنم سخنران دعوت کنم، میگه یه ربع ۸۵۰هزار میگیرم!
گفتم: من میام رایگان روضه میخونم، مشکل حل میشه؟
راننده وسط صحبتم میپرد و با صدای بلند میگوید:
من آخوندی که برای نماز خواندن پول بگیرد هر روز لعن میکنم!!!
گفتم:
هزینه برای نماز نیست! برای کرایهی اسنپ و تاکسیه که داشتی سر ۵تومنش دعوا میکردی!!!
رزق دست خداست. اینکه میگی ندارم، مشکل یهجای دیگهست، به ما آخوندا هم ارتباطی ندارد!
فضای ماشین را سکوت فرا میگیرد! دخترک با لحنی مؤدبانه عذرخواهی میکند از حرفهای مادرش! و من با کلام سلامت باشی عموجان، این چه حرفیه، بدرقهاش میکنم و از تاکسی پیاده میشوند.
راننده نیز سکوت کرد و تا لحظهی پیادهشدنم صحبتی نکرد!
پ.ن: در حرفها و قضاوتهایمان بیانصافی نکنیم. و با آرامش اهل گوشدادن باشیم. گاهی مردم از روی فشار زندگی دوست دارند فقط شنیده شوند.
✍️امیرحسناوصالی
#بفرما_پاراگراف | 📖
┄┅─═◈═─┅┄𑁍┄┅─═◈═─
☕️▣⃢🗞
https://eitaa.com/joinchat/2729640001Cb1d34d8ce8
#نظر_نامحبوب
_ از خواص ویتامین شب میتوان به ایجاد شور نویسندگی اشاره کرد!
هرشب چند خطی بنویسید. خاطره و روایت و جستار و مقاله و.. فرقی نمیکند. اما میدانم استمرار در هرکاری از ما استادی خبره میسازد.
_ پس نویسندگی در شبها را فراموش نکنید!
بسمهتعالی
▪️حق نادان بودن
[ما حریف عصر سرعت نمیشویم]
در عصری زندگی میکنیم که نه همهچیز را دربارهی یک موضوع میدانیم، و نه چیزهایی از همهچیز را! یک مشت آدم "نادان" دور هم جمع شدهایم و هر روز در باب مسائلی که در آنها عمیق نیستیم و در آینده نیز نخواهیم شد مشاجره میکنیم. باید بپذیریم "ما" حریف "عصر سرعت" نمیشویم. عصری که سیاهمشقهای به تحریر درآمده روی کاغذهای سفید سر بهفلک کشیدهاند و مرر نادانستههایمان را از دانستههایمان حسابی جدا کردهاند. البته ما حق داریم نادان باشیم، ولی حق نداریم "تنبل" بمانیم؛ و این، همان مرزیست میان "بودن" و "شدن" که هویت آدمی را شکل میدهد. زندگی با کتاب و زیستن در عالَم آن اگرچه محاسن فراوانی دارد، اما شاهعیبِ آن این است که نادانی را قبیح و دانایی را حسن مطلق جلوه میدهد! البته نادانی در کلام ما "گونهای از ناآگاهی و دانش نیست که فرد بهصورت عمد، اطلاعات مهم و حقایقی را نادیده میانگارد، بلکه مراد ما همان عدم فرصت کافی برای دانا شدن است!
ما همه دانش و آگاهی را دوست داریم و میدانیم که علم نیز بهتر از ثروت است، اما زمان کافی برای بهدست آوردنش را نداریم! حتی این هوش غیرواقعی که میتوان من بعد نامش را در لیست اشیای بازی "اسموفامیل" هم نوشت نیز نتوانسته این خلأ را پر کند. وقتی نادانی را با تمام تلخیاش بپذیریم، مسیر "یادگیریمان" تغییر میکند. نه پرخوری میکنیم و نه کمخوری! بهجای زیادخواندن، دقیقخوانی میکنیم و بهجای کمخوری هم فکر کرده و مسئله تولید میکنیم؛ که این نگاه ما را از انحصار مصرفِ انبوهِ لختِ معلومات و انباشتن آنها در ذهن رهایی بخشیده و از ما منتقدی میسازد متبحّر! پس من نقد میکنم پس هستم! من نقد میکنم پس اندیشمندم! من نقد میکنم پس مسئله دارم! و من نقد میکنم چون موضعی متفاوت دارم. پس نقد هوچیگری و ندیدن خوبیها و منفینگری نیست!
اینجا نقد، اندیشه و تکنیکیست برای رهایی از تجویز و تحمیل داوریِ حکم و حقیقتِ آغشته با سلطه از طریق راستاندیشی، باز اندیشی و بازکرداری. بنابراین منتقد اندیشمندیست که هیچ اندیشهای به وی تحمیل نشده و هر امری را با انتخاب خود درک و دریافت میکند.
پ.ن:
تنها با نگاه نقادانه میتوان از مصرفگرایی در عصر سرعت رها شد.
✍امیرحسن اوصالی
#بفرما_پاراگراف | 📖
┄┅─═◈═─┅┄𑁍┄┅─═◈═─
☕️▣⃢🗞
https://eitaa.com/joinchat/2729640001Cb1d34d8ce8
#پاراگراف
🪴فراموش شدهام، نمیتوانم با کسی دوستی برقرار کنم، تحمل یک رابطه دوستانه را ندارم، وقتی گروهی از آدمها را میبینم که شادمانه دور هم جمع شدهاند، در عمق سرشار از حیرت بیپایان میشوم،
یا بخصوص موقعی که پدر و مادرها را با بچههایشان میبینم؛ به علاوه، از یاد رفتهام، نه فقط در اینجا بلکه بطور کُلی در خانهام، و از این گذشته، از یاد رفته توسط آدمها، اما تا حدی توسط خودم در ارتباط با آدمها، با قدرتم در ارتباط با آدمها، من از عاشقها خوشم میآید.
_فرانتس کافکا
پ.ن: عاشق بودن تمام راه است. در زندگی عاشق باشید. مخصوصا عاشق همسرتان.
#بفرما_پاراگراف | 📖
┄┅─═◈═─┅┄𑁍┄┅─═◈═─
☕️▣⃢🗞
https://eitaa.com/joinchat/2729640001Cb1d34d8ce8
#خاطره
_ یادم میاد وقتی بچه بودم(۶_۷) سالگیم، تلویزیونمون حسابی داغ کرده بود! منم رفتم از یخچال یک پارچ آب خنک آوردم ریختم پشتش تا خنک بشه :))))
پ.ن: بچههای الان با توپ و لیوان و.. میزنن تلویزیون میشکونن! ما اونموقع بهفکر اصلاح و رفع داغی تلویزیون بودیم!
✍️امیرحسن اوصالی
میبینم که ایتا قطع شده بود و دلتون تنگ شده واسه مطالب زیبای کانال :))
#شهید
امشب توفیق شد اومدیم زیارت شهدای گمنام. اما همیشه یه مسئله در این مکان مقدس آزارم میده، و اونم صدای مداحی بلنده!
_احساس میکنم کسی که میاد اینجا واسه آرامش و خلوت میاد، و گاهی صدای بلند مداحی این تمرکز رو از زائر میگیره.
_اینکه مدح و روضه قداست داره، سر جای خودش. صحبت من در نحوهی ارائهی محتوای درست در این مکانهای زیارتیه.
نظر شما چیه؟
#ضرب_المثل
🔹ضرب المثل زاغ سیاه کسی را چوب زدن!
منظور از زاغ ، همان پرنده شبیه کلاغ نیست . زاغ (زاج) نوعی نمك است كه انواع گوناگون دارد: (سیاه، سبز، سفید و غیره )
زاغ سیاه بیشتر به مصرف رنگ نخ قالی ،پارچه و چرم میرسد. اگر هنرمندی ببیند كه نخ ، پارچه یا چرم همكارش بهتر از مال خودش است، در نهان سراغ ظرف زاغ همکارش میرود و چوبی در آن می گرداند و با دیدن و بوییدن ،تلاش میکند دریابد در آن زاغ چه چیزی افزودهاند یا نوع ، اندازه و نسبت تركیبش با آب یا چیز دیگر چگونه است .
✔️این مثل وقتی به کار میرود که کسی کسی را میپاید و میخواهد ببیند او چه میکند و از چیزهایی پنهان و رازهایی آگاه شود که برایش سودمند است
_روزهای زوج ضربالمثل 👌
#بفرما_پاراگراف | 📖
┄┅─═◈═─┅┄𑁍┄┅─═◈═─
☕️▣⃢🗞
https://eitaa.com/joinchat/2729640001Cb1d34d8ce8
#پاراگراف
🪴خیلی به چیزی وابسته نباش؛
فرض کن آنچه در اختیار داری چیزی است که جهان به طور موقت به تو داده است و میتواند در یک چشم بر هم زدن آن را یا حتى بیشتر از آن را از تو پس بگیرد.
📚هنر شفاف اندیشیدن
✍🏻رولف دوبلی
#بفرما_پاراگراف | 📖
┄┅─═◈═─┅┄𑁍┄┅─═◈═─
☕️▣⃢🗞
https://eitaa.com/joinchat/2729640001Cb1d34d8ce8