eitaa logo
پاراگراف| امیرحسن‌اوصالی
3.5هزار دنبال‌کننده
587 عکس
31 ویدیو
5 فایل
📃روزنامه‌نگار _ حافظ‌پژوه و منتقدِ سینما 🎤تبیین با چاشنی اندیشه 🔎اینجا فکر کردن یاد می‌گیری ❌️ کپی با ذکر منبع 👌 ارتباط با من: @a_h_osali #آموزش_نویسندگی #آموزش_نقد_فیلم
مشاهده در ایتا
دانلود
با تاخیر بخوانید👇 ▪️کاش جای فغانی بودم اگر کتاب‌های فیلم‌نامه‌نویسی را خوانده باشید، می‌دانید که نویسنده، قهرمان خود را در نقاط عطفی قرار می‌دهد تا مسیر داستان را تغییر دهد. این نقاط عطف معمولاً در دو پرده‌ی اول و دوم فیلم‌نامه رخ می‌دهند، و پرده‌ی سوم، گره‌گشایی است. وقتی در زندگی انسان‌های عبرت‌‌ساز غور می‌کنم و غرق در مطالعه‌ی وقایع تاریخی می‌شوم، احساس می‌کنم خداوند متعال نیز نقاط عطفی در زندگی ما قرار می‌دهد؛ لحظاتی سرنوشت‌ساز که می‌توانند مهر عاقبت‌بخیری را زودتر بر نامه‌ی اعمال‌مان بنشانند. صبر حرّ در برابر امام(ع)، تصمیم زهیر، شکیبایی و وفاداری یاران در شب عاشورا، تردید عمر بن سعد، گریختن ضحاک بن عبدالله و… هرکدام نقطه‌ی عطفی بودند. عاشورا خود، نقطه‌ی عطف تاریخ بود. انقلاب امام(ره)، دفاع مقدس، شهادت مدافعان حرم، همگی نقطه‌های عطف‌اند. مقاومت در برابر ظلم، نقطه‌ی عطف می‌شود. حماسه‌ی سحر امامی هم، نقطه‌ی عطفی در کارنامه‌ی رسانه‌ای او شد. شیرزنی که شاید بسیاری از ما نامش را نمی‌دانستیم، با همان اتفاق بزرگ و نقطه‌ی عطف زندگی‌اش، مورد تمجید رهبری قرار گرفت. حالا با خودم فکر می‌کنم خدا چقدر فغانی را دوست داشت که او را در چنین موقعیتی قرار داد؛ موضعی که می‌توانست تمام ضعف‌ها و کوتاهی‌هایش را بپوشاند. چشم در چشم، و یک‌قدمی شغال زرد و دهن‌گشادِ قاتلی که دستور بمباران خاک ایران را داده است. کاش من جای فغانی بودم تا با مشت گره‌کرده‌ای که سال‌ها در راهپیمایی‌ها با فریاد مرگ بر آمریکا مشق مبارزه کرده بودم، آن‌چنان بر دهانش می‌کوبیدم که دندان‌هایش خرد شود. در آن لحظه، فکر شکنجه‌های بعد از آن زیر چکمه‌های سرباز آمریکایی ذهنم را مشغول نمی‌کرد. تنها تصویر لبخندهای زیبای حاج‌قاسم و حاجی‌زاده جلوی چشمانم بود؛ لبخندهایی که این شیّاد قمارباز از ما گرفت. گمان می‌کنم عاقبت‌بخیری‌ام با کوبیدن بر دهان این شغال قمار‌باز امضا می‌شد و حماسه‌ای در تاریخ رقم می‌خورد؛ همانند پرتاب لنگه‌کفش به سوی بوش، اما پرشورتر، عمیق‌تر، و ایرانی‌تر. ✍امیرحسن‌ اوصالی | ↙️ ‌‌‌┄┅─═◈═─┅┄⁣𑁍┄┅─═◈═─ ☕️▣⃢🗞 https://eitaa.com/joinchat/2729640001Cb1d34d8ce8
▪️آیت الله حائری شیرازی رحمه الله: 🌱کسی که ماهیانه، حقوق یا شهریه می‌گیرد و خودش را به دولت می‌فروشد و با آن ارتزاق می‌کند، چشمش به دست دولت است، نه خدا. این فرد چطور می‌تواند با تمام وجود، چشمش به دست خدا باشد؟ اما هنگامی که ثمرۀ کار خودش را دید، از خدا می‌خواهد که به او توفیق کار بیشتر بدهد. می‌گوید من تلاش می‌کنم این نخواست، یکی دیگر. اما کسی که می‌گوید اگر دولت نخواست برای او کار بکنم، بعد چه می‌شود؟ چنین فردی از نظر اعتقادات تحلیل می‌رود. 🌱یک فردی در جملۀ اول وصیت‌نامه‌اش نوشت: «پسرانم را توصیه می‌کنم که در شغل نوکری وارد نشوند!» نوکری یعنی استخدام دولت شدن! جوری باش اگر یک روز خواستند با تو تسویه‌ حساب کنند، نترسی! می‌گوید روزیِ خودت را دست کسی نده که هر روز بلرزی که بیرونم می‌کنند یا چه کسی در رأس کار هست و چه کسی نیست؟ روزیِ کم با حفظ استقلال، به انسان شخصیت و عزت می‌دهد. روزی فراوان ولی مصرفی بودن، وابستگی انسان را سنگین می‌کند. | ↙️ ‌‌‌┄┅─═◈═─┅┄⁣𑁍┄┅─═◈═─ ☕️▣⃢🗞 https://eitaa.com/joinchat/2729640001Cb1d34d8ce8
▪️برخی از بی‌خردان می‌پندارند: وقایع روز عاشورا بر سیدالشهدا(ع) امری عادی بوده است. رنج و زحمت و عطش و جرح و قتل و أسر همه آن‌ها امور بسیار سهل و آسان بوده است. چون برای امام(ع) که روحش ملکوتی می‌باشد، عطش و گرسنگی و زخم و آفتاب و شمشیر برّان اثری ندارد. وی با وجود نورانی و تجردی خود در برابر همه این‌ها به عنوان برخورد با حلوا و شیرینی و سیرابی و امثالها مواجه می‌شود. آنگاه تعجب می‌کنند که چگونه حضرت علی‌اکبر عرضه داشت: عطش مرا کشت و سنگینی زره مرا بیتاب نمود؟... این برداشت برداشت نادرستی می‌باشد. سیدالشهدا(ع) بشر بوده است و دارای بدن و جسم طبیعی بوده است. عطش را خوب ادراک می‌نموده است. زخم و جراحت را خوب می فهمیده است. ناله العطش اطفال و نوحه و زاری زنان حرم را خوب می‌دانسته است. بلکه صدها برابر بیشتر. زیرا او انسان کامل بوده است و به مقتضای کمال در انسانیت، ظهور و بروز محبت و مودت به مخلوقات الهی و ادراک لوازم بدنی و طبیعی که لازمه مقام جمع الجمعی می‌باشد، در وی عمیق‌تر و ریشه‌دارتر بوده است. 📚|علامه سیدمحمدحسین حسینی طهرانی . امام‌شناسی . ج۱۵ :۳۱۲-۳۱۳| | ↙️ ‌‌‌┄┅─═◈═─┅┄⁣𑁍┄┅─═◈═─ ☕️▣⃢🗞 https://eitaa.com/joinchat/2729640001Cb1d34d8ce8
تیرماه تموم شد اسباب‌کشی ما تموم نشده 😅
لاغر اندام بود و با دمپایی آمده بود! بین ۳نفر دیگر بیشتر جلب توجه می‌کرد. اولش ته دلم گفتم این میخواهد وسایل‌ها رو جابه‌جا کنه؟! اما کاربلد بود. قلق کار دستش بود. همین مبل ۳تفره را تنهایی آورد! مثل یک بقچه انداخته بود پشتش و در راه‌پله‌ها ویراژ می‌داد! از قدیم گفته‌اند، عقل که کار کند، تن به زحمت نمی‌افتد! و هرکاری قلقی دارد. قلق کار می‌شود همان تخصص خودمان. کسی در رقابت پیروز است که متخصص باشد. تخصص خودت را، قلق کارت را پیدا کرده‌ای؟
اول صبح خوبه با روضه‌ی سیدالشهدا'ع' شروع بشه. شکرخدا تو شهرمون ۸۰ روز زیارت‌عاشورا بهمراه صبحانه برپاست. شهر بوی حسین'ع' گرفته و هوای اربعین همه‌رو مست کرده.
از اونجایی که کتاب سواد روایت رو نخونده بودید، بحثش رو نگه داشتم بعدا :)
🔻نظر لطف دوستان کلاس نویسندگی‌مون. ما یک مسیر نویسندگی‌ آغاز می‌کنیم. یک مسیر برای تبیین.
من که عکاسی بلد نیستم، ولی این چای دعای ندبه رو از من پذیرا باشید؛ که اموات اهالی کانال رو هم در این مجلس شریک کردم. ولی چای دعای ندبه یه لول از بقیه چای‌ها بالاتره >>>>
یک سری کتاب‌ها در باب نماز نوشته شده‌اند که صرفا بازی با کلمات هستند و مخاطب را درگیر حال و سفر خوب می‌کند! درحالی که نماز یک تکلیف الهی است‌. به قول علامه حسن‌زاده'ره' عبدالله باشیم نه عبدالحال! یعنی امکان دارد گاهی در نماز حال خوب پیدا نکنیم، ولی دلیل نمی‌شود نمازمان را نخوانیم‌‌. اگر اهل مطالعه‌ هستید، کتاب "اسرار الصلاة" را از آیت‌الله میرزا جواد ملکی تبریزی‌ بخوانید، که نگرش شما را نسبت به نماز دگرگون می‌کند‌. و نکته‌ی آخر این‌که برای نماز عاشقانه خواندن، باید از مراتبی عبور کرد، که ابتدای آن همان نگاه تکلیف‌محور و انجام واجبات است.