#پارت50
یدالله
🌸سید ابوالفضل کاظمی🌸
ابراهیم دریکی از مغازه های بازار مشغول کار بود. یک روز ابراهیم را در وضعیتی دیدم که خیلی تعجب کردم!
دو کارتن بزرگ اجناس روی دوشش بود. جلوی یک مغازه، کارتن هارا روی زمین گذاشت.
وقتی کار تحویل تمام شد، جلو رفتم وسلام کردم. بعد گفتم:آقا ابرام برای شما زشته، این کار باربراست نه شما!
نگاهی به من کرد وگفت:کار عیب نیست، بیکاری عیبه، این کاری هم که من انجام می دم برای خودم خوبه، مطمئن می شم که هیچی نیستم. جلوی غرورم رو می گیره!
گفتم:اگه کسی شما رو اینطور ببینه خوب نیست، توورزشکاری و...خیلی ها می شناسنت.
ابراهیم خندید وگفت:ای بابا، همیشه کاری کن که اگه خدا تو رو دید خوشش بیاد، نه مردم.
🌷🌷🌷
╔═•♡🌸♡•════•♡❣♡•═╗
@parastohae_ashegh313
╚═•♡❣♡•════•♡🌸♡•═╝
7.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ڪلیپتصویرے 📹
#شهیدرسولخلیلے🎙
🦋 خدایا میدانم که کمکاری از من است؛ خدایا میدانم که من بیتوجّهم، خدایا میدانم که من بیهمّتم، خدایا میدانم که من قلب #امامزمانم را رنجاندهام، 💔
امّا خودت میگویی که به سمت من بازآیید. آمدهام خدا کمکم کن تا از این جسم دنیویو فکرهای مادی نجات یابم.
#سالروزشهادتقمرے
#اللهمعجللولیکالفرجبحقزینبڪبرے
╔══════••••••••••○○✿❤️╗
@parastohae_ashegh313
╚❤️✿○○••••••••••══════╝
-بقولحاجآقامجتهدی :
عاشق اگر رنگی از معشوق نگیرد؛
در عشق خود صادق نیست!
ما بدون گریه بر حضرت سیدالشُهدا
نمیتوانیم زنده بمانیم... :)♥️
#محرم
#امام_حسین
@parastohae_ashegh313
📖 آیه روز 📖
ا❁﷽❁ا
و آنان که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند و نماز را برپا داشتند و کارشان در میان خودشان بر پایه مشورت است و از آنچه روزی آنان کرده ایم، انفاق میکنند. (شوری/۳۸)
✍🏻 در این آیه نظام شورى براى اداره امور جامعه مورد تأکید قرار گرفته و به همین جهت این سوره شورى نام گرفته است. البته شورى و مشورت، مربوط به امور اجتماعى مردم است، نه احکام و دستورات دینى.
📚 آیات برگزیده، حجتالاسلام و المسلمین قرائتی
╔═•♡🌸♡•════•♡❣♡•═╗
@parastohae_ashegh313
╚═•♡❣♡•════•♡🌸♡•═╝
🌼چو عاشق میشدم گفتم؛ربودم گوهر مقصود
🌼ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد
#شهیدبزرگوارعبداللهاسکندری🕊☘
╭┅•••••••••°🦋°ৡ✧°ৡ═══ৡ
@parastohae_ashegh313
ৡ═══ৡ°✧ৡ°🦋°•••••••••┅╯
💞کمک به یاران برادر💞
(شهید برونسی) از اینکه آنجا چه کاره است و چه مسئولیتی دارد، هیچ وقت چیزی نمی گفت، ولی از مسائل معنوی جبهه زیاد برام حرف می زد.
یک بار می گفت: «داشتیم مهمات بار می زدیم که بفرستیم منطقه. وسط کار، یک دفعه چشمم افتاد به یک خانم محجبه، با چادری مشکی. پا به پای ما کار می کرد و مهمات می گذاشت توی جعبه ها. تعجب کردم. تعجبم وقتی بیشتر شد که دیدم بچه های دیگر اصلاً حواسشان به او نیست، انگار نمی دیدندش. رفتم جلو، سینه ای صاف کردم و خیلی با احتیاط گفتم: خانم! جایی که ما مردها هستیم، شما نباید زحمت بکشید.
رویش طرف من نبود. به تمام قد ایستاد و فرمود: مگر شما در راه برادر من زحمت نمی کشید؟ یاد💕امام حسین(ع)💕 از خود بی خودم کرد. گریه ام گرفت. 🕊
خانم فرمود: هرکس که یاور ما باشد، ما هم او را یاری می کنیم.🌸🌸🌸
#ساکنانملکاعظم_ج2_ص76
╭┅•••••••••°🦋°ৡ✧°ৡ═══ৡ
@parastohae_ashegh313
ৡ═══ৡ°✧ৡ°🦋°•••••••••┅╯
11.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ڪلیپتصویرے 📹
حسین جان از ما راضی شو!💔
💢 انتشار سخنرانی شهید همدانی برای اولین بار
#شهیدحسینهمدانے 🎙
#اللهمعجللولیکالفرجبحقزینبکبرے
╔════ ೋღ🌹ೋ ════╗
@parastohae_ashegh313
╚════ ೋღ🌹ೋ ════╝
◽️رفیقش میگفت: در خواب محسن را دیدم که میگفت: هر آیه قرآنی که شما برای شهدا میخوانید، در اینجا ثواب یک ختم قرآن را به او میدهند... و نوری هم برای خواننده آیات قرآن فرستاده میشود...
#شهیدمحسنحججی 🕊
#شبتون_شهدایی🌹
@parastohae_ashegh313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#صلیاللهعلیکیااباعبداللهالحسین💚
صبحها می ڪنم✨
ازعشق نگاهی به حسین❤️
می ڪنم باز از این✨
فاصله راهی به حسین❤️
ڪردم امروز✨
سلامی ز سر دلتنگـی❤️
مُردم از حسرت✨
ششگوشه الهی به حسین❤️
#سلاماربابخوبم❤️
#روزتونحسینےعاشقاناباعبداللهالحسینعلیهالسلام
#اللهمعجللولیکالفرجبحقزینبکبرے
╔══ ೋღ✨❤️✨ೋ ══╗
@parastohae_ashegh313
╚══ ೋღ✨❤️✨ೋ ══╝
#پارت51
یدالله
🌸سید ابوالفضل کاظمی🌸
به همراه چند نفر از دوستان نشسته بودیم ودر مورد ابراهیم صحبت می کردیم. یکی از دوستان که ابراهیم را نمی شناخت تصویرش را از من گرفت و نگاه کرد.بعد با تعجب گفت:شمامطمئن هستید اسم ایشون ابراهیمه!؟
یاتعجب گفتم:خُب بله، چطور مگه؟!
گفت: من قبلا تو بازار سلطانی مغازه داشتم. این آقا ابراهیم دو روز در هفته سَر بازار می ایستاد. یه کوله بار بری هم می انداخت روی دوشش و بار می برد.
یه روز بهش گفتم اسم شما چیه؟
گفت:من رو یدالله صدا کنید!
🥀🥀🥀
گذشت تا چند وقت بعد یکی از دوستانم آمده بود بازار، تا ایشون رو دید با تعجب گفت:این آقا رو می شناسی!؟
گفتم:نه چطور مگه!
گفت:ایشون قهرمان والیبال وکشتیه، آدم خیلی با تقوائیه، برای شکستن نفسش این کار هارو می کنه. این رو هم برات بگم که آدم خیلی بزرگیه! بعد از آن ماجرا دیگه ایشون رو ندیدم!
صحبت های آن آقا من رو به فکر فرو برد. این ماجرا خیلی برای من عجیب بود اینطور مبارزه کردن با نفس اصلا با عقل جور در نمی آمد.
🌷🌷🌷
@parastohae_ashegh313