eitaa logo
شـهداۍ گـمـنـام ( زندگی به سبڪ شهدا )
1.9هزار دنبال‌کننده
14.2هزار عکس
3.6هزار ویدیو
38 فایل
•❤️|شـهیـد ســید مــرتـضـے آویـنــے: در عالمـ رازےاست کہ جز بـہ بهـای خــون فـــــاش نمـیشـود.💖 ایــنــجــا⇦ 『قـطـعـہ‌اےاز بـهشـ😍ــت』 『شـهـدای گمنـام』(زندگی به سبـ💚ــڪ شهـدا) 🌹°تخریب چی ڪانال ☜ @Khomool2 🌹°بیسیم چی ڪانال ☜ @Hasibaa2
مشاهده در ایتا
دانلود
۱۰ 🔸عملیات با رمز «» شروع شد, شوری دوچندان در نیروها ایجاد کرد. بچه ها همه جا و همیشه «مهدی عجل الله » را صدا می کردند و احساس می‌کردند که در رکاب آن حضرت مبارزه می کنند. فرمانده یکی از گروهان ها حسین روحانی بود او تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده بود و در گردان نقش مهمی داشت، اغلب او را «مهندس» صدا می زدیم. او بچه ها را برای انهدام سنگرهای دشمن تشویق می‌کرد و سنگر ها یکی پس از دیگری منهدم می شد. آخرین نیروهای گردان از کانال بیرون آمدند و در پهن دشت جنوب به پیش رفتند. 🌹 ناگهان صدای لرزان حسین مرا متوجه خود کرد به طرفش دویدم در حالی که دستش را روی قلب خونینش گذاشته بود با دست دیگر به آن سوی خط دفاعی اشاره می‌کرد! سرش را به دامن گرفتم تا آخرین کلامش را بشنوم.تنها و تنها برای چند مرتبه گفت: یا مهدی، یامهدی....آنگاه به فیض عظیم شهادت نائل آمد. 🌷هدیه به روح این شهید بزرگوار @parastohae_ashegh313
در مسیر فرودگاه، حسین مثل اولین بار که سوارمان کرد، پایش را روی گاز گذاشت. دیگر بلد شــده بودیم که اینجا ناامن اســت و تک تیراندازها در مســیر فرودگاه در کمین اند. رگبار تیربار سنگین که به طرفمان گرفته شد، من کمی ترسیدم و طبق معمول دخترها خندیدند و حسین تخته گاز کرد تا به فرودگاه رسیدیم. صحنه ای دیدنی بود. اســرا حمام رفته بودند و لباس نو پوشــیده بودند. چند گوســفند جلوی پایشــان قربانی شــد. تعدادی از آن ها روی دســت وپای حسین افتادند. حســین تک تکشــان را بوســید و بدرقه کرد. وقتی هواپیما از فرودگاه بلند شد، جماعت حاضر صلوات و تکبیر فرستادند. دفتر یادداشتم را باز کردم و گوشه اش نوشتم: «در آخرین روزهای ماه صفر و در آســتانۀ شــهادت پیامبر؟ص؟ و امام حســن مجتبی؟ع؟ و امام رضا؟ع؟ 84 اسیر ایرانی با عنایت ائمه آزاد شدند. خدایا، مردمِ در بندِ سوریه، کی از چنگال تکفیری ها آزاد می شوند؟» 🥀خاطرات همسر شهید سردار حسین همدانی🥀 @parastohae_ashegh313
هوای برگشــتن به ایران را نداشــتم ولی دلم برای پســرانم وهب و مهدی و بقیۀ فامیل تنگ شده بود. زنگ زدم. هر دو دلشان برای آمدن به سوریه پر می زد امــا مجبــور بودنــد به خاطــر کارشــان در تهران بمانند. مهــدی یک خبر خوب داشت، وهب یک خبر بد. مهــدی گفــت: «کار ثبت نــام ســارا تــو دانشــگاه تمــام شــد و باید بــرای ترم بهمن اینجا باشه.» امّا خبر وهب یک خبر سیاسی بود. گفت: «دیروز یک مجادلۀ بد و غیراخلاقی بین رئیس جمهور و رئیس مجلس تو مجلس، درگرفت.» گوشــی را که گذاشــتم. زهرا و ســارا که اول شــادی را در چهره ام دیده بودند و بعد غم را، پرسیدند: «مامان چی شده؟» اول خبر بد را گفتم: «امثال حسین، توی این غربت، شب و روزشون برای تحقق آرمان های امام، انقلاب، شهدا و رهبری یکی شده امّا تو کشور، بعضی ها به جای پرداختــن بــه مشــکلات مــردم، اســباب دلسردی شــون رو فراهــم می کنــن، دیروز تو مجلس حرف هایی گفته شده که در شأن مسئولین نظام نبوده.» بیشــتر از ایــن توضیــح نــدادم و زود رفتــم ســراغ به زعــم خودم خبر شــادی آور و گفتم: «ساراخانم هم از این ترم، ان شاءالله می رن سر کلاس دانشگاه.» 🥀خاطرات همسر شهید سردار حسین همدانی🥀 @parastohae_ashegh313
Part11_قرارگاه محمود.mp3
16.79M
🎧 📗 قرارگاه_محمود فصل 1⃣1⃣ "تبلور عشق به زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها " ─═༅✦🌷✦༅═─ قسمت10👇🏻 https://eitaa.com/parastohae_ashegh313/26342
🔷 ۲۷ اردیبهشت ، حضرت آیت الله محمدتقی فومنی گرامی باد. : 🌐«اکنون در سال‌های آغازین قرن پانزدهم هجری قمری، همان چنان که نبی اکرم‌ (‌ﷺ) پیشگویی فرموده بودند، 🔰 قوم سلمان فارسی، ایرانیان، علم قیام انبیا را بر دوش گرفته‌اند و وجودشان همچون شمسی تازه در خلأ ظلمانی جاهلیت ثانی تولد یافته است، شمسی که اشعه‌ نورش اینک می‌رود تا دورترین نهایت‌های خلقت انسان گسترش یابد و آسمان‌های قلوب را تسخیر کند و مرزهای تفرقه و الحاد و شرک را از جغرافیای کره‌ زمین بسترد.» @parastohae_ashegh313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسم الله الرحمن الرحیم 📖 صفحه۲۲ شرکت در ختم قرآن برای فرج @parastohae_ashegh313