#قسمت107
اون سرها متعلق به همون شیعیانی بود که با سران تکفیری ها بیعت نکرده بودن. زهراجان، هرروز تو یه گوشه ای از سوریه چندیــن جنایــت مثــل این اتفاق می افته. تروریســت های وارداتی از همه جای دنیا به این جماعت پلید اضافه می شن. حالا من کُنج عافیت رو انتخاب کنم و برگردم؟ آیا این سرهای از بدن جدا افتاده، زن و بچه نداشتن؟ آیا این ظلم نیســت؟ به خدا قســم اگر این اتفاق تو قلب آمریکا هم می افتاد، من تکلیف خودم می دونســتم که برای دفاع و دادخواهی از مردم بی گناه، کاری بکنم.» زهرا سرش را پایین انداخت و دانه های اشک روی شیار صورتش غلتید. حســین صحنــه را عــوض کــرد و گفــت: «اگــه می خواید قبــل از پرواز به تهران، یه زیارت کاملاً خصوصی بریم، بسم الله.» زهرا گفت: «عجله ای نیست شما کمی استراحت کن، تا بعد.» و حسین دستانش را زیر سرش بالش کرد و همان جا خوابید.
🥀خاطرات همسر شهید سردار حسین همدانی🥀
@parastohae_ashegh313
#قسمت108
روز وداع بــا زینــب کبــری و حضــرت رقیــه روز ســختی بــود. اولین بــار بــود کــه دوســت نداشــتم بــه زیــارت بــروم. هنــوز خداحافظــی نکــرده، دلــم گرفته بود. دخترها لباس گرم پوشیدند و من شربت آب لیموعسل درست کردم و به حسین دادم. صدایش صاف شــد امّا تب داشــت. این را از روی دانه های عرق روی پیشانی اش فهمیدم. ســاعتی بعد محافظی به نام علی ســراغمان آمد و راه افتادیم. محافظ تازه کار بود. این تغییر مکرر و پی درپی محافظین هم، برای ما سؤال شده بود. هرچه بود حســین اعتقادی به محافظ نداشــت. یک بار به یکی از آن ها گفته بود: «شــما مأمور حفاظت جان من هســتی امّا اگر دیدی که تکفیری ها دارن، اســیرم می کنن. اوّل منو بزن.» این ماجرا را ابوحاتم که به این موضوعات اشراف داشت برایمان تعریف کرده بود. حســین در تب می ســوخت و با دســتمال ســفیدی، مرتّب عرق پیشــانی اش را می گرفــت. صــدای تیــر نمی آمــد امّــا محافظ، گلنگدن کشــید، حســین گفت: «پسرم نگران نباش، امنه.» تا به زینبیه رسیدیم. ما داخل صحن زیارت نامه خواندیم که خدّام حرم یک دست پیرهن سفید بــرای حســین آوردنــد، و یــک پارچــۀ ســفید دســت او دادنــد و در ضریح را باز کردند. زیارت را فراموش کردم و محو حسین شدم.
🥀خاطرات همسر شهید سردار حسین همدانی🥀
@parastohae_ashegh313
حرف آخر...
خدا نکند
در صحرای قیامت
شرمنده دختران شهدا باشیم
#روز_دختر
#امام_زمان
#میلاد_حضرت_معصومه
#شبتونشهدایی
@parastohae_ashegh313
هدایت شده از گذر عمر به سبک شهدا
فردا شب بلوار بهار جنب درب ورودی حرم حضرت معصومه سلام الله علیها
بعد از نماز مغرب و عشاء ساعت ۲۰:۰۰
مراسم جشن میلاد حضرت معصومه با اجرای حجه الاسلام جلالیان
همراه با برنامه های شاد و متنوع و مسابقه و جایزه
#هر_شب_یک_نقطه
https://eitaa.com/BeSabkeShohada
بسم الله الرحمن الرحیم
#هر_روز_با_قرآن
📖 صفحه۲۵
شرکت در ختم قرآن برای فرج
#اللهمعجللولیکالفرج
@parastohae_ashegh313
025-baghare-ar-parhizkar.mp3
1.13M
ترتیل
قاری:استاد پرهیزکار
#صفحه_۲۵ #بقره
#سوره_۲ #جزء_1
#اللهمعجللولیکالفرج
@parastohae_ashegh313
#زیارتنامه_شهدا🕊
✨اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَولِیاءَ اللهِ وَ اَحِبّائَهُ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَصفِیَآءَ اللهِ وَ اَوِدّآئَهُ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصَارَ دینِ اللهِ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ الوَلِیِّ النّاصِحِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی عَبدِ اللهِ ، بِاَبی اَنتُم وَ اُمّی طِبتُم ، وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم ، وَفُزتُم فَوزًا عَظیمًا ،فَیا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَاَفُوزَمَعَکُم✨
🌷شادی_روح_شهدا_#صلوات
#الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍوَعَجِّلْفَرَجَهُمْ
#اللهمعجللولیکالفرج
@parastohae_ashegh313
5.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹شهید مدافع حرمی که اذن شهادتش را از #حضرت_معصومه سلاماللهعلیها گرفت
📖داستانی از زندگی شهید مصطفی نبی لو، شهید مدافع حرمی که پس از چهار بار اعزام به سوریه سرانجام در سال ۱۳۹۶ در منطقه دیرالزور سوریه به شهادت رسید
@parastohae_ashegh313