برادران شما را وصیت می کنم به نماز شب که مبادا ترک شود🍁🍁. به قرآن اهمیت بدهید، زیرا که قرآن چراغی است که فقط عاشقان پروانه وار در اطرافش پرواز می کنند و در شعلۀ عشقش می سوزند. شهید مجید محمد زاده 🌷🌷
#شبتونشهدایی
@parastohae_ashegh313
سلام_مولای_ما_مهدی_جان♥️
سلامی از دوستان دلتنگتان...
سلامی از مشتاقانِ چشم براهتان...
سلامی از منتظرانِ تنهایتان...
سلامی از دردمندانِ فراقتان...
سلامی از فرزندانِ گرفتارتان...
سلامی از محبینِ بغض آلودتان...
سلام بر شما که خوبترینید،عزیزترینید...
سلام برشما که دوستمان دارید...
#الّلهُمَّعَجِّلْلِوَلِیکَالْفَرَج
#امام_زمان_عج
─┅═ೋ❅❄️❅ೋ═┅─
@parastohae_ashegh313
─┅═ೋ❅❄️❅ೋ═┅─
#قسمت152
ابوجعفر
حسين الله كرم، فرج الله مراديان
بچه ها ســريع سنگر گرفتند و به سمت جيپ شليك كردند. بعد از لحظاتي به سمت خودرو عراقي حركت كرديم. يك افسر عالي رتبه عراقي و راننده او كشته شده بودند. فقط بيسيم چي آن ها مجروح روي زمين افتاده بود. گلوله به پاي بيسيم چي عراقي خورده بود و مرتب آه و ناله مي كرد. يكي از بچه ها اســلحه اش را مسلح كرد و به سمت بي سيم چي رفت. جوان عراقي مرتب مي گفت: الامان الامان. ابراهيم ناخودآگاه داد زد: مي خواي چيكار كني؟! گفت: هيچي، مي خوام راحتش كنم.
.
🌸🌸🌸🌸
براهيم جواب داد: رفيق، تا وقتي تيراندازي مي كرديم او دشمن ما بود، اما حالا كه اومديم بالاي سرش، اون اسير ماست! بعد هم به سمت بيسيم چي عراقي آمد و او را از روي زمين برداشت. روي كولش گذاشت و حركت كرد. .
همه با تعجب به رفتار ابراهيم نگاه مي كرديم.
يكــي گفت: آقا ابرام، معلومه چي كار مي كنــي!؟ از اينجا تا مواضع خودي ســيزده كيلومتر بايد توي كوه راه بريم. ابراهيم هم برگشت و گفت: اين بدن قوي رو خدا براي همين روزها گذاشته!
@parastohae_ashegh313
سلام دوستان و همراهان
به یاری خدا و لطف شهدا برنامه ای تدارک دیده شده در مورد #دشمن_شناسی #حدیث_خوانی و #تفسیر_قرآن
با مدیریت #حجت_الاسلام_جلالیان
از همه ی عزیزان دعوت بعمل می آید منتظر حضور پرمهرتون هستیم
🕘ساعات برگزاری کلاس ها🔔
📣شنبه،دوشنبــه،چهارشنبــه
👇👇👇👇👇👇👇
#حدیث_خوانی در برنامه ی قرار رأس ساعت 21:00
ــــــــــــــــــــ★★★ـــــــــــــــــــــ
جمعـــــه ها
👇👇👇👇👇👇👇
#تفسیــــــــر_قــــــــرآن در برنامه ی قرار رأس ساعت 21:00
❌کلاسها رایگان میباشد❌
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قسمتی از
🌼وصیت نامه شهید احمد افشار🌼
شهادت هرچند از عسل شیرینتر است اما دوست من! من، به جبهه نیامدم که شهید بشوم چه بسا لیاقتش را هم نداشته باشم، انسان مؤمن باید برای اسلام جهاد کند نه برای شهادت.
🌼@parastohae_ashegh313🌼
#بخونیــــــم_بریده_ای_ازکتاب🍃
#راز_کانال_کمیل🌱
یک ساعت بعد دوباره آتش بعثیها خاموش شد. ما از چندین موقعیت میتوانستیم خاکریز دشمن را نگاه کنیم.
لحظاتی بعد بچهها دیدند تعدادی بعثی با برانکارد برای انتقال مجروحان خودشان از خاکریزهای ب شکل جلو آمدند.
یکی از بچهها که تیراندازی خوبی داشت نشانهگیری کرد و ...
بنکدار فریاد زد: نزنید، کسی حق تیراندازی ندارد، مگر ما مثل آنها خبیث هستیم. هر وقت برای جنگ جلو آمدند مردانه با آنها میجنگیم. بچهها در عین #جوانمردی، گذاشتند تا بعثیها مجروحانشان را جمع کنند و به عقب ببرند و خشم خود را از اینکه چند ساعت قبل، آنها مجروحان ما را تیر خلاص زدند، به دستور فرمانده در خودشان فرو بردند.
اما در پشت میدان نبرد، #فرمانده_گردان_کمیل در تاریکی سحرگاه، به سختی خودش را به فرمانده تیپ رساند، او با اشک و التماس از اکبر حاجیپور درخواست نیروی کمکی کرد. اما در جواب خواهش و تمنایش، برادر حاجی پور فقط سکوت کرد و آرامآرام اشک ریخت. از سوی قرارگاه، دستور توقف عملیات صادر شده بود. این یعنی اینکه از دست حاجیپور هم کاری ساخته نبود. حالا باید تا دستور بعدی و اعزام گردانها برای انجام عملیات صبر کرد.
از آنسو، بیش از صد نفر از نیروهای کمیل، به همراه معاون گردان در کانال سوم بودند. حدود ۱۲۰ نفر هم در کانال دوم زمینگیر شده بودند. حالا کانال، زیر آتش شدید نیروهای دشمن بود. اگرچه آتش از زمین و هوا میبارید اما شیربچههای گردان کمیل تصمیم گرفته بودند هر طور شده تا رسیدن فرمانده مقاومت کنند...
#شهید_ابراهیم_هادی
ــــــــــــــــــــــــ
@parastohae_ashegh313🦋
شهید ماشااله قندی :
ای منافق دور از خدا، تا این ملت در صحنه باشند، یاس و رسوایی را پیشه خود خواهی ساخت و این انقلاب از مرز ایران می گذرد و به تمام جهان صادر می گردد. اما تو ای منافق، عذاب الهی در انتظارت می باشد، عذابی بزرگ، لعنت خدا و بندگان خدا بر تو باد که می خواهی این انقلاب را سرکوب کنی. تو ای ضد انقلاب گور سیاهی با آتش دوزخ برای خود آماده کردی.
@parastohae_ashegh313