صبـح است و هـواے دل
مـن مثـل بهــار است
پلڪی بزن و صبـح بخیـر
غـزلـم باش!
#شهید_سیدعمار_موسوی
🌷°•|صبحتون شهدایـے|•°🌷
╔══════••••••••••○○✿❤️╗
@parastohae_ashegh313
╚❤️✿○○••••••••••══════╝
عاشق ولایت بودن یعنی این ..
#متن_خاطره
یک نوجوان شانزده ساله رو آوردند اورژانس، هنوز از پیکر مطهرش دود بلند میشد. بدنش سوخته بود و چهره اش قابل تشخیص نبود ، اما لبهایش آیات قرآن می خواند و برا سلامتیِ امام خمینی دعا می کرد...
یک مجروح دیگه رو هم آوردند که از هم دریده شده بود. ازش پرسیدم : دردت شدیده؟!!! گفت: خوشحالم که به امام خمینی درد نمیرسه...
📚منبع: کتاب روایت مقدس، صفحه 131
╔══════••••••••••○○✿❤️╗
@parastohae_ashegh313
╚❤️✿○○••••••••••══════╝
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسم رب الزهرا سلام الله علیه ها...
تخریب روح و ریحانم آرزوست😭 انشاءالله هیچ وقت اینجوری بالای سر رفیقت نری😭😢
#یا_فاطمه_الزهراء_سلام_الله_علیها
#حال_دلم_خراب_برای_دلم_امن_یجیب_بخوانید
╔══════••••••••••○○✿❤️╗
@parastohae_ashegh313
╚❤️✿○○••••••••••══════╝
شهید ابوالفضل شفیعی
#متن_خاطره
با ابوالفضل بچه محل بودیم. صبحِ روزِ عملیاتِ خیبر پیکرِ غرقِ خونش رو دیدم. تمام بدنش پر از تیر و ترکش ، و دو تا دستانش قطع شده بود ...
دیدم وصیتنامهاش رو گذاشته توی جیبش. همون اولِ وصیت نامه نوشته بود:
خدایا! دوست دارم همانطورکه اسمم رو ابالفضل گذاشتند، مثلِ حضرت ابالفضل(ع) شهید بشم...
🌷خاطرهای از زندگی شهید ابوالفضل شفیعی
📚منبع: کتاب خط عاشقی 1 ، صفحه 93
╔══════••••••••••○○✿❤️╗
@parastohae_ashegh313
╚❤️✿○○••••••••••══════╝
#شهادت ...
سن و سال نمیشناسد !
نگاهش به دل دریایی توست...
هر وقت #رنگ_آسمان
در زلالی قلبت، بیافتد،😍
لایقش میشوی ...
╔══════••••••••••○○✿❤️╗
@parastohae_ashegh313
╚❤️✿○○••••••••••══════╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
اهتزاز پرچم یا ابالفضل العباس توسط شهید محمودرضا بیضایی😍❤️❤️
#شادی_روحش_صلوات
@parastohae_ashegh313
فَقَد هَرَبتُ اِلَیکَ وَ وَقَفتُ بَینَ یَدَیکَ
مستکِینا لَکَ مُتَضرِّعاً اِلَیک
حالا به سوی تو #گریختهام...
و در میانِ دستهای توام...
#خسته و #درمانده...😔💔
و در آغوش تو زار زار #گریه میکنم...😭
#مناجات_شعبانیه
╔══════••••••••••○○✿❤️╗
@parastohae_ashegh313
╚❤️✿○○••••••••••══════╝
‼️ دیر آمد؛ زود رفت ‼️
🔻 دانشجو بود و جوان، آمده بود خط، داشتم موقعیت منطقه را برایش میگفتم که برگشت و گفت: ببخشید، حمام کجاست؟ گفتم: حمام را میخواهی چکار؟ گفت: میخواهم غسل شهادت کنم.
🔸 با لبخند گفتم: دیر اومدی زود هم میخوای بری. باشه! آن گوشه را میبینی، آنجا حمام صحرایی است. بعدش دوباره بیا اینجا.
🔻 دقایقی بعد آمد. لباس تمیز بسیجی به تن داشت و یک چفیه خوشگل به گردن. چند قدم مانده بود که به من برسد یک گلوله توپ زیر پایش فرود آمد...
راوی: #حاج_حسین_یکتا
#شهدا_را_ياد_كنيم_با_ذكر_صلوات
🌺🍃
╔══════••••••••••○○✿❤️╗
@parastohae_ashegh313
╚❤️✿○○••••••••••══════╝
-❁🌸 #پای_درس_شهید 🌸❁-
همیشہ میگفت :
در زندگی ، آدمی موفق تر است ڪه
⇜ در برابر عصبانیت دیگران " صبور " باشد.
⇜ و ڪار بی منطق انجام ندهد.
👈 و این رمز موفقیت او در برخوردهایش بود .👌
#شهید_ابراهیم_هادی
📚 سلام بر ابراهیم
╔══════••••••••••○○✿❤️╗
@parastohae_ashegh313
╚❤️✿○○••••••••••══════╝
پزشک با پیکر بیسرِ فرزندش چه می کند
#متن_خاطره
پزشک بود و تویِ جبهه امدادگری میکرد ، اما گاهی از نیروهایِ رزمی هم جلوتر بود. بهش خبر دادند که پسرت شهید شده. اومد و کنار پیکرِ بیسرِ پسرش نشست. رگهای بریده گردنش رو بوسید و رفت سراغ مجروحها...
دکتر تا آخر جنگ توی جبهه بود. مثل اینکه میخواست جایِ خالیِ پسرش رو پر کنه ...
🌷نامی از این پزشک و فرزندش در منبع نیامده
📚منبع: مجموعه روزگاران « کتاب پزشکان » صفحه 49
╔══════••••••••••○○✿❤️╗
@parastohae_ashegh313
╚❤️✿○○••••••••••══════╝