هدایت شده از ••پاࢪادوڪس••
تا لابی به قول ممبر نشستیم چایی میزنیم به بدن که حسابی جون بگیریم برای زیارت
هدایت شده از ••پاࢪادوڪس••
راستی
آشنا دیدیم دوباره👍🏼
تو آسانور گیر کردیم👍🏼
بین جمعیت له شدیم👍🏼
جوراب مورد علاقمم سوراخ شد👍🏼
قبل نماز از فرط خستگی خوابم برد تو حرم و مجبور شدم با این لیوان آبا وضو بگیرم👍🏼
دو تا پیرزن عرب مهربون دیدم👍🏼
و در آخر اصلا شب پرفیضی برامون نبود چون به شدت به شدت به شدت شلوغ بود!