هدایت شده از ••پاࢪادوڪس••
راستی
آشنا دیدیم دوباره👍🏼
تو آسانور گیر کردیم👍🏼
بین جمعیت له شدیم👍🏼
جوراب مورد علاقمم سوراخ شد👍🏼
قبل نماز از فرط خستگی خوابم برد تو حرم و مجبور شدم با این لیوان آبا وضو بگیرم👍🏼
دو تا پیرزن عرب مهربون دیدم👍🏼
و در آخر اصلا شب پرفیضی برامون نبود چون به شدت به شدت به شدت شلوغ بود!
- پاࢪادوکـس -
هیچکس: من: از اوضاع حساس سامرا سو استفاده میکنم*
بچه ها
شوهرمو یادتونه؟😂
هدایت شده از ••پاࢪادوڪس••
رفتیم حرم امام جواد
مامانم اینا گوشی همراهشون بود من گوشیمو تو هتل گذاشته بودم شارژ
برگشتن که تحویل امانات بدن
من گفتم اینجا میمونم تا برگردین
هدایت شده از ••پاࢪادوڪس••
من هر تفتیشی میرم سلام میکنم به خانومه و لبخند میزنم حتی اگر جوابمو ندن(که میدن )
دلیل این کارم این بود که به مردم کشورای دیگه نشون بدم که یه ایرانی میتونه یه انسان خوش اخلاق و مهربون و مردم دوست باشه
میخوام از ایرانیا خاطره خوبی داشته باشن
حتی اگر پیرزنی میبینم تو تفتیش جای خودمو بهش میدم که تو ذهنش بمونه مَنِ ایرانی اینطوریم