eitaa logo
- پاࢪادوکـس -
100 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
274 ویدیو
15 فایل
[☕️📚] - مایل به صحبت؟ https://daigo.ir/secret/8735521 ~ - Tel| https://t.me/+PPfgvHNp1VQ5MDg0 . - آدرسِ لدورا شاپـمون: https://eitaa.com/drledora
مشاهده در ایتا
دانلود
البته چرا به تنها کسی که تبریک گفتم عیدو فندق بود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اییییواییی:))))))
دوست فیضیم بهم پیام داد تبریک گفت
اگر بدونید فاطمه چی بود و از وقتی با من گشت چی شد؛هیچوقت نمیاین بگین حس میکنم دوست خوبی هستی:))))
بعد سه ساعت حرف زدن:
چرا من مثل دو سال پیشم شدم هر چرت و پرتیو میام اینجا میذارم😐
لباس عیدتو نفرستادی ببینیما - داش من امسال غیر یه شلوار هیچی نخریدم
کافی شاپ خوب معرفی کن - ندانم
بیااین ادامشه: چند دقیقه ای گذشت که صدام زد: گفتی میارمش پیشت! درحالی که بچه تو بغلم بود از اتاق رفتم بیرون و با شیطنت گفتم عجب چیزی ساختم! میبینی چقدر خوشگله؟؟ ابروهایش را بالا انداخت و گفت هه!! خودم زاییدمش! بچه رو گذاشتم تو بغلش. با دیدن مادرش خندید. - کاش میتونستم خودم شیرش بدم. + نخیر! همین خوبه واسش. قرارمون این نبود که به جز من یه نفر دیگه هم ازت استفاده کنه! بود؟ بالاخره توانستم لبخندی روی لب های بی‌جانش ببینم؛ اما چندان دوامی نداشت... چه شد آن دختر شیطون و پرانرژیِ من؟ واقعا این دختر، همان دخترِ موفق و قوی‌ای است، که من 7 سال پیش با او ازدواج کردم؟ آنقدر غرق نگاهش شده بودم که متوجه نشدم بچم خوابش برده! بغلش کردم و بردم سرجایش... وقتی برگشتم دیدم دلبر از روی صندلی‌اش بلندشده. کمکش کردم تا سمت اتاقمان برود و روی تخت دراز بکشد. پتو را صاف و صوف کردم و خودم هم کنارش دراز کشیدم. دلم پرمیکشید برای بوسیدن لبانش اما میدانستم وقتش نیست... رویش به سمت دیوار بود. چنددقیقه ای منتظر بودم تا برگردد و چیزی بگوید. تا خواستم از جایم بلند بشوم، رویش را برگرداند و دستم را گرفت و کشید سمت خودش... دستان نحیفش را دور گردنم حلقه کرد و سرش را روی سینه ام گذاشت و با صدایی گرفته گفت برای همه چیز ببخشید"... بیشتر به خودم فشردمش.. شانه هایش شروع کرد به لرزیدن... و همینطور شانه های من... آرام در گوشش زمزمه کردم: خوب میشوی؛ همه چیز درست میشود.."🖤 https://eitaa.com/pardox3/3797 خا همون نصفش خب بود؟🥺 - 😂😂مثبت 18 بود ولی قشنگ و پر از احساس بود..
https://eitaa.com/pardox3/3801 خب حالا تکلیف دل ما که خواس چی میشه؟ - هر وقت تکلیف دل خودمو فهمیدم جوابتو میدم.
همین که میام توی چنلت،یاد ساحل پوست شیر میوفتم - منم هر وقت میبینمش یاد خودم میوفتم😂