#توگفتی
https://eitaa.com/pardox3/8058
ن بابا ولی تیشرت داشتم و...
- بهش فکر نکن.
#توگفتی
اقا من عادت کردم هرچی می نویسم و...
اون پیام قبلیم که گفتم تیشرت داشتم ادامه نداشت ولی عادت کردم اونو گذاشتم الان دیدم
همون دیگه تیشرت داشتم موهامگ باز بود
- راهِ حل خوبیه.منم باید امتحانش کنم از زیاد حرف نزدن.
شانسو واقعاً میبینید؟دبیری زبانِ امسال چقدر نیرو میگیره و من خر کنکور زبان ندادم.
حالا سال بعد بیاد و من قبول شم.میبینم که هیچ دانشگاهی منو نمیخواد.
هانا رو اوردم خونه خالم پیش عروس هلندی ای(درنا)که تازه خریده دختر خالم.
اون نره.درنا عاشقش شده از عشقش میخونه.به حرف اومده.هانا هم ازش خوشش اومده هی میومد میچسبید بهش.اومدین ببریمش درنا جیغ جیغ که جداش نکنید.از اونور میگن گناه دارن اینا میخوان باهم جفت بخورن مامانم میگه بفروشش به دختر خالت.ولی من دلم نمیاد.به هانا بدجوری وابستم.از یه طرف داداشم زنگ زده میگه فندوق دیوونه شده هانارو کجا بردی؟
فندوق دائماً منو برای خودم یاداوری میکنه.تا هانا پیششه باهاش بدرفتار میکنه.سلطه گره و زور میگه.به محض اینکه ازش دور میشه بیقراری میکنه..