eitaa logo
- پاࢪادوکـس -
103 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
274 ویدیو
15 فایل
[☕️📚] - مایل به صحبت؟ https://daigo.ir/secret/8735521 ~ - Tel| https://t.me/+PPfgvHNp1VQ5MDg0 . - آدرسِ لدورا شاپـمون: https://eitaa.com/drledora
مشاهده در ایتا
دانلود
درست شد√ دیگه خیالم بابت ناشناسا راحته.
هدایت شده از ناشناسِ پارا
📪 پیام جدید 💬نه صدا چیزه پیام میاد؟
هدایت شده از ناشناسِ پارا
📪 پیام جدید 💬https://eitaa.com/pardox3/9776 مطمئنی خبرت معتبره؟ من هرجا میگردم چیزی راجب این نگفته!
شب عجیبیه.
گشنمه.
صبح میدونید چی خواب دیدم؟
خواب دیدم شب بود و آسمون قرمز بود. داشت با چه شدتی برف میومد. من بوت پام کردم و با یه هودی تنم بدون اینکه چیزی روی سرم باشه رفتم بیرون.از برفی که یه دفعه ای شروع به باریدن کرده بود شگفت زده شده بودم. موهام که بلندیش تا روی شونه هام میرسید بخاطر برفایی که روشون مینشست نم دار شده بود. من گوشی دستم گرفته بودم تا از خودم فیلم بگیرم. همونجوری که سرمو بالا گرفته بودم میچرخیدم و موهام هم تکون میخورد.این سکانس توی خواب برام اسلوموشن پخش میشد.چشمای بسته شده از ذوقِ زیاد، خنده های دندون نما، موهام که هر تَرش یه طرف توی هوا بود و برفایی که روی سر و صورتم میشست.. با آهنگ پس زمینه ریزی که پخش میشد. جای پاهام که روی برفای زمین میموند.. حسی که توی خواب داشتم وحشتناک، عجیب و شگفت انگیز بود. میترسم میترسم که وابسته خواب هام بشم و یواش یواش واقعیت دیگه برام اون جلوه قبلی رو نداشته باشه:]
میتونم خوابمو توی یه عکس که قبلا روی پروفایل یکیتون دیده بودم که یه دختره دور خودش میچرخید و موهاش توی هوا بودن خلاصه کنم ولی الان پیداش نمیکنم.
هدایت شده از ناشناسِ پارا
📪 پیام جدید 💬دوستم، کسی که خیلی دوسش داشتم، بهم گفت دیگه دوست نداره باهم دوست باشیم حتی دلیلشم بهم نمیگه و من موندم کلی غم چون بدون اون من خیلی تنهام تا حالا واست پیش اومده؟ چیکار کردی حالت بهتر شد؟ چیکار کنم؟
برام پیش اومدهシ ولی من اون موقع به پختگی الانم نبودم برای همین تا هفته ها کارم فقط گریه کردن بود😂 از همه جا بلاک شده بودم نمیتونستم بهش پیام بدم. فکر کنم یکی دو ماهی زمان برد تا تونستم حالمو بهتر کنم. ولی شانس اوردم که تازه وارد دبیرستان شده بودم(کلاس دهم بودم) و با اینکه مدرسه ها مجازی بود ولی تعامل با همکلاسی هام باعث شد راحت تر با این موضوع کنار بیام. درست یادم نیست که چجوری تونستم هندل کنم این موضوع رو؛ شاید گذشت زمان؟ولی یادم نمیره که چجوری از ته دلم برای نداشتن اون آدم اشک میرختم که خودم، دلم برای خودم میسوخت. و من برعکس تو کسی رو نداشتم که باهاش حرف بزنم.برای همین این اتفاقا رو توی دلم دفن کردم. من هنوزم تو زندگیم آدمی رو مثل اون پیدا نکردم.جوری که با اون راحت بودم و حرف میزدم هنوز با هیچکس اونجوری نیستم ولی خب الان نبودنش توی زندگیم دیگه اذیتم نمیکنه. تازه حس میکنم از اینکه اون کار رو با من کرد پشیمونه چون نه تنها دیگه مثل من رو تو زندگیش پیدا نکرد؛ بلکه کارماش رو هم تو زندگی خورد!نمیدونم چی بگم برای التیام این غمت..فقط میتونم بگم زمان درستش میکنه. تو حق اینو داری که براش ناراحت باشی یا گریه کنی پس از خودت حق غصه خوردن رو نگیر.ولی بعدش خالی که شدی میتونی جاش رو با یه آدم بهتر پر کنی هر چند که شاید هیچکس دیگه مثل اون نباشه؛ اما از هیچی خیلی بهتره:]