eitaa logo
دانلود
https://eitaa.com/pardox4/14590 واقعا هم کسی بودااا الانش رو نگاه نکن چهار تا ممبر میاد پراش میریزه 😂😂 اون موقع خودش ممبر فرستنده بود برای بقیه ملت سر و دست میشکوندن که با ساحل دوست شن خانومم محل سگ به غریبه ها نمیداد 😂 - جرر🤣🤣
خاک تو سرم تبلیغ میگرفتم بعد پول نمیگرفتم از یارو:)
مجانی کار میکردم😂
کل دبیرستانو تنها ترین و گوشه گیر ترین آدمیزاد اون مدرسه بودم به معنای واقعی کلمه از دیوار صدا میومد از من نه سال آخر تایمی که صبحونه میارن بچه ها تو حیاط میخورنا مثل همیشه یه گوشه نشسته بودم داشتم تو دفترم از حس و حالم مینوشتم یهو یکی از دخترا اومد گفت میتونم کنارت بشینم ؟ نشست و یکم حرف زدیم در این حد که بدونیم اسمامون چیه و کلاسمون کجاست آخرش گفت زنگ بعدی میاد دنبالم اونجا تازه سرم یه جرقه زد که چجور این همه سال بدون دوست و رفیق دووم آوردی ؟ - :)))
بچه...
من دوستام از اهمیتی که به خانوم ام میدادم خوششون نمی‌اومد و به طبع دوستای اونم از من‌. زنگای تفریح برای اینکه بتونیم باهم باشیم مجبورا با دوستام نمیرفتم و میرفتم یه گوشه رو زمین میشستم و کتاب میخوندم تا اون بیاد؛ یه زمانایی هم اون زود تر از من تو حیاط بود.
چقدر دوستامو ایگنور کردم😂😂
https://eitaa.com/pardox4/14594 فکر کنم همین بود نفرتت از عربی برام پررنگ تره😂 - نفرتم از عربی اصلا کم نمیشه=))))
کم کم صمیمی شدیم و با دوستاشم آشنام کرد حال روحیم یه جوری شده بود که وقتی تو حیاط با کیفم ضرب گرفتم و آهنگ خوندم مدیرمون که گیر میداد به همه تا دید منم چیزی نگفت خندید و رفت تا اینکه خوردیم به امتحانا و دیدارمون که فقط تو مدرسه بود خیلی کمتر شد و بعدشم که مدرسه ها تموم شد و دیگه هیچوقت همو ندیدیم :) - پشمامم:)) انتظار نداشتم آخرش اینطوری شه‌.
ماهم وقتی اون وسطه کات خورد ارتباطمون بخاطر این بود که هم‌ سن نبودیم و من از مدرسه رفتم و اون درگیر کنکور شد و کلا جدا افتادیم و رابطمون‌ از بین رفت‌.
منم که وقتی یکی ازم دور بشه فراموشش میکنم😂🙄 دقیقا از چیزی میترسیدم که روزش رسید ولی خداروشکر الان خوبیم. واقعا کار خدا بود اون روز همو ببینیم.
خیلی چندش و ترسناکه😂😐🤦🏻‍♀️