- Paradox -
📪 پیام جدید میدونی.. انگار شب شده و من توو یه جنگل گنده گم شدم، نه کفشی دارم باهاش راه برم نه نوری
من اگر تو همچین موقعیتی بودم، با کمک نور ماه یه مکان مناسب برای خودم میساختم و اجازه میدادم تا هوا روشن بشه. و همچنین تمام امیدم و چیزی که زنده نگهم داشته اینه که روشنایی فردا کمکم کنه راهی که گم کردم رو پیدا کنم.
میبینی؟ خرجش فقط یه تفاوت دیدگاهه.
هدایت شده از - ناشناسِ پارا .
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/pardox4/1568
اینجا بگو پس
ساحل
میخوام بخت پریشانو ببینم
بنظرت سانسورشده ببینم؟
تو سانسور شده دیدیش؟
اصن چیزی داره برا سانسور؟
(منظورم فراتر از بوسه است)
#دایگو
هدایت شده از - ناشناسِ پارا .
📪 پیام جدید
تیری که گذشت:)
اولاش پر استرس و خسته از صبح تا شب تو پانسیون بودن و شب تا صبح درس خوندن تو اتاق:(
ولی بعدش بیرون رفتن با رفیقم و خوشگذرونی،البته خادمی مهمونی ده کیلومتری غدیر تهرانم بود که فرصت نشد عکس بگیریم:)
بعدشم که درس نخوندن و استرسش و فرشته کوچولویی که حس محبت خواهری رو دوباره تو وجودم زنده کرد؛
#دایگو
هدایت شده از - ناشناسِ پارا .
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/pardox4/1586 قمی؟کدوم مدرسه ای؟
#دایگو
هدایت شده از - ناشناسِ پارا .
📪 پیام جدید
اممخب، اولشکهحقیقتاتلخبود
اماخب اونم یه مرحله اززندگی بود دیگه🙂
بعدتواوج اون حال بدی یه شب ویه روزِ قشنگ بابرادرزادم گذروندیم که نتیجش عکس اول بود
بعدش یه حرکت کوچولو واسه غدیرزدیم باکلی ذوق
اونم روز رای هست
امم بعدش یکی ازشبای محرم همون اولا برااولین بار زیراسمون وروپشت بوم نمازخوندم ک خیلی حسه قشنگی بود :)
اون حلواهم که تومسجدبهمون دادن
اما پایانِ یه روزِ قشنگ وپرازحس خوب بود برام :)
اخریشم واسه امشبه که رفیقم برام پیتزاآوردواکلیلی شدم🥹🍕.
#دایگو