eitaa logo
دانلود
بچه ها الان تهرانو میفهمم🙂
خیلی نزدیک بود..
- Paradox -
لرزیدن دستام و هنگ کردن مغزم اصلا دست خودم نبود.
حالت خوبه؟ خانواده‌تون چیزیشون نشده؟
نه
الان خوبم.
بعدش سریع رفتم حمام غسل شهادت کنم دیدم زینب چند بار زنگ زده به گوشیم:))
دیشب فکر میکردم ممکن بود امشب رو نبینم؟
باز الحمدالله‌.
فقط خونمون بوی بدی گرفته‌. با اینکه پنجره ها بسته بود.
از خونه که خطرناک تره بیایم بیرون.. مسکونی نزدن ولی خورده بهشون‌. مطمئنم تو خیابون اصلی کسی الان شیشه نداره.