eitaa logo
دانلود
با این مغزی که این دانشجو های دانشگاهم دارن من تا لیسانسم سینگل خواهم ماند.
داشتم اون‌ روزیه برای زن داداشم تعریف میکردم که همکلاسی‌هام چه شکلی‌ان‌. داشتم میگفتم پسره فلان جور باهام حرف زد و زهرا دیگه برگی براش نمونده بود. مامانم که میشنید یه چیزی گفت که انگار مثلا من اجازه داده بودم اینطوری باهام برخورد شه. بهش گفتم مامان باورت میشه من انقدر با اینا سرد و محکمم که وقتی این حرفو زد خیلی مودبانه برگشتم گفتم حواست باشه چی داری میگی؟ و پسره گفت خب حالا؟ بعدش یهو مامانم به خودش اومد که آره اخلاق دخترش واقعا سگه(متاسفانه قبول داره) گفت یعنی کسی رو اونجا پیدا نمیکنی؟ گفتم چی میگی مامان اینا از من کوچیک ترن، تو میذاری دامادت از دخترت کوچیک تر باشه؟ بچه ها هیچی نگفت://///////////
ایشالا از اون نوع سکوتایی که یه معنای تاییده نباشه.
زهرا گفت از بدی پشت موندن همینه دیگه😔
وای جدی باورم نشد انقدر به من امیدوار بودن‌.
مامان عزیزم، اینو بدون من پشت دستمو داغ کردم و میذارم سنتی دخترتو شوهر بدی.
چیه مدرن.
فقط بکاییه.
زهرا میگفت فاطمه یکم راه بده، نرم برخورد کن‌. من تو دلم: تو نمیدونی اینا کین که بهم میگی نرم باش:))))