eitaa logo
دانلود
احساس میکنم
دارم از پوسته‌ی قشرِ خاکستری خارج میشم.
هدایت شده از - Rusty lake !
مدتی پیش به صحبت‌های دکتر حامد وحدتی‌نسب درباره‌ی "Evolution" گوش میدادم و به این پرسش رسیدم: چرا بیشترِ مردم تصمیم قاطع نمیگیرند و "قشر خاکستری" انقدر پرشمار است؟! شاید پاسخ ساده باشد: تصمیم گرفتن هزینه دارد؛ و بیشینه‌ی جامعه میلی به پرداختِ هزینه ندارد. بقا معمولاً نصیبِ کسانی میشود که کمتر هزینه میدهند؛ گویی انتخابِ طبیعی، در مسیرِ تکامل، مغزهایی را برگزیده که اهلِ دو‌رویی هستند؛ مغزهایی که می‌ایستند، تماشا میکنند و صبر میکنند ببینند چه میشود تا کمترین هزینه را بپردازند.. که البته پیشرو بودن لزوماً به معنای موفق شدن هم نیست؛ گاهی شکست میخورند، حذف میشوند و یا قربانی... آن ها درصدِ کوچکی از جامعه‌اند؛ کسانی که امتحان میکنند، ریسک میکنند و قدم در تاریکی میگذارند و در مقابل، بخشِ بزرگی از جامعه می‌ایستد و از دور نگاه میکند تا ببیند پیشرو ها به کجا میرسند.. اما چرا قشرِ پیشرو انقدر کمتر از قشر خاکستری است؟! پاسخ همچنان ساده است: بقا! انسان‌ها میخواهند زنده بمانند و ادامه دهند. بقای قشرِ خاکستری، در گرو ماندن در گله است؛ در گرو حل شدن در جمع، منتظر ماندن، و هزینه ندادن! تلاش برای حفظِ بقا باعث میشود که نود درصدِ یک جامعه در وضعیتِ خاکستری بماند؛ وضعیتی میانِ عمل و بی‌عملی. و در این میان، افرادِ بی‌عمل و کم‌اثر، اغلب بسیار بیشتر از آن اقلیتِ پیشرو هستند که در بسیاری از مواقع، هزینه‌ی حرکتِ جمعی را با شکست، حذف شدن و یا حتی فدا شدن میپردازند.. اینگونه است که قشرِ خاکستری، حاضر می‌شود در تاریکی بماند و از دور، به آتشِ آن پیشرو هایی نگاه کند که با سوزاندنِ خویش، گرمای کافی را برای آسوده ماندنِ دیگران فراهم میکنند!
بچه ها من تازه به نتیجه‌ی معجزه‌ی پادکست گوش دادن رسیدم.
پادکست های علمی گوش بدید. اطلاعاتتون رو ببرید بالا‌.
قبلا هر کاری که میکردم باید موزیک پلی میکردم، الان چند وقتی هست که جای اون پادکست میذارم و گوش میدم؛ موقع جمع کردن اتاقم، ظرف شستن، غذا درست کردن‌..
حتی سعی کردم وقتی پیاده روی میکنم هم جای موزیک پادکست پلی کنم(هنوز کامل موفق نشدم)
مهمه که چجوری از زمانت استفاده کنی‌.
چون اینجوری بودم که خب، این همه موزیک تکراری پلی کردم، بار ها و بار ها؛ چیزی بهم اضافه شد؟!
اصلا نمیخوام نصیحت کنم چون به شدت خودم خراب کردم.
صرفاً داشتم تجربه و احساسی که داشتم رو باهاتون به‌اشتراک میذاشتم.