#ناشناس
یادته یه ویدیو پارا تلگرام گذاشتی طرف به خاطر بد بودن نون میخواست اعتراض کنه یهو همه چیز به هم ریخت یه ویدیو کارتونی بود ولی خیلی حق بود ما هم که طرفدار نظامیم اعتراض داریم اصلا مگه میشه اعتراض نداشت مگه میشه یه چیزی خیر و خوبی مطلق باشه اصلا نشدنیه این مدینه فاضله است که هیچ وقت نمیشه بهش رسید ولی اعتراض خب فرق داره با نابود کردن خونه و مملکت خودمون فرق داره با دست به دامن دشمن شدن
- اینجا هم فرستادمش.
#ناشناس
https://eitaa.com/pardox4/16971
پیوی هم نمیشه فرستاد؟😭😂
بیا سروش
- آبجی فوشای رکیک توش زیاده.
#ناشناس
سلام من بعنوان یه چادری دست بوس همه کسایی هستم که تجمع میرن هرشب
چه بی حجاب چه با حجاب چه مذهبی چه غیر مذهبی
و ازتون بعنوان خواهر کوچکتر خواهش میکنم این شبا خیابان رو خالی نکنید حتی اگه محجبه و مذهبی و انقلابی نیستین بعنوان یه ایرانی نذارید کشور مون و تمدن چند هزار ساله مونو نابود کنن
- +
#ناشناس
میخوام یکم درد و دل کنم، حقیقتا من از ۱۴۰۱ کاملا اونوری شدم، خانوادم مذهبین ولی خودم به هیچی باورم نداشتم، کم کم همهی باورام و از دست داده بودم، بعد از ۱۴۰۱ حتی روسری هم دیگه نمیپوشیدم، کاملا ضد حکومت شدم انقدر که با بابام و مامانم دیگه حرف نمیزدم حرف هم که میزدم دعوا میکردیم چون اونا نمیتونستن منو اینطوری ببینن تا امسال، با پهلوی هم صدا بودم با آدمایی که به اصطلاح میگن براندازن و نگران وطن همراه بودم کاملا ضد حکومت، دی که شد و اتفاقات دی من ۱۸ و۱۹ دی به قول اونوریا رفتم تو جمعیتی که میخواستن
میخواستن حکومت و براندازی کنن، منم خوشحال بودم چون اصلا از این حکومت خوشم نمیومد ولی وقتی رفتم تو اون جمعیت برام همهچی عجیب بود بهمون گفته بودن ما سلاح نداریم ما بی دفاعیم و پلیس و بسیجیا بهمون شلیک میکنن و چه و چه و چه منم باور کرده بودم ولی وقتی رفتم همه ی باورام شکست چون خودم دیدم کوکتل پرتاب میکردن تو دست بعضیاشون اسلحه دیدم خودم تو اون جمعیت دیدم چه بلایی سر پلیس آوردن بعدش با یه حال خرابی برگشتم خونه نمیدونستم باید چیکارکنم چون دیگه نه از اینوری خوشم میومد نه از اونوری
ساحل ببخشید تیکه تیکه میفرستم، بیشتر از اونثدر نمیاد، خلاصه برگشتم خونه حالم خیلی بد بود چون چیزایی که دیده بودم واقعا وحشتناک بود، حقیقتا نمیتونستم دلم و با جمهوری اسلامی صاف کنم ولی دلم با اینورم صاف نمیشد، فکر نمیکردم اینور هم اینطوری باشن همیشه فکر میکردم اینکارا رو فقط حکومت میکنه بعد هم توییتا و چیزایی که تو اینستاگرام بود، بعدشم که طرفدارای پهلوی و غیره از ترامپ خواستن حمله کنه من اینو نمیخواستم حمله به وطنم و نمیخواستم چون منِ نوعی منی که از دو طرف خوشم نمیومد از ترامپم خوشم نمیومد
همینطوری بودم توی برزخ با خودم کلنجار داشتم چون با پهلوی وطنم و تجزیه شده میدیدم و با جمهوری اسلامی اقتصادم و نابود خامنهای و پهلوی رو تو یه کاسه میدیدم فکر میکردم دوتاشون فقط کشور و میچاپن حالم از طرفدارای دو طرف بهم میخورد پهلوی پشت پنجره ضد گلوله بود و بچههای ما تو خیابون و فکر میکردم خامنهای زیر زمینه و بچههای ما رو میکشه، تا ۱۰ اسفند که اعلام کردن خامنهای کشته شده با خودم فکر میکردم اگر روزی کشته بشه خوشحال میشم ولی نشدم برام عجیب بود
برام عجیب بود چون فکر میکردم ازش متنفرم تا اینکه گفتن تو دفتر کارش بوده برام عجیب بود چون به نظزم هرکس دیگه ای بود باید میرفت تو پناهگاه بعد که گفتن زن و بچشم کشته شدن برام عجیب بود همین باعث شد به خودم شک کنم چون میدیدم که پهلوی تو اون کشور امن پشت شیشه ضد گلوله وایساده و خامنهای تو کشوری که تهدید میشه وسط دفترکارش من اونوری بودم هنوزم اینوری نیستم دارم تحقیث میکنم دارم واقعیتارو میبنیم ولی منی که وطن پرست بودم وطن برام مهمه دارم میبینم کی پای وطن ایستاده دارم میبینم اون بسیجی و سپاهی داره از
داره از کشور دفاع میکنه ولی سلطنت طلب خوشحاله:)
این باعث شده من شک کنم شک کنم که شاید چیزی که من فکر میکردم درمورد خامنهای درست نبوده درمورد سپاهیا و بسیجیا درست نبوده