eitaa logo
دانلود
امروز صبح همه رو مخ من بودن.
میرم بخوابم که دیگه بیدار نشم.
اه
از آدما متنفرم.
شببخیر.
خوابشو دیدم:)
یه دست نوشته ازش بهم رسوندن که هروز فلان ساعت منتظرمه تو یه رستوران آسیایی‌...
وای.. فضای خوابم خیلی سورئال بود.. یه جورایی شبیه دایورجنت بود. میگفت اگر هنوز شانسی وجود داره بیا به اون رستوران‌. و من میخواستم برم اما هیچوقت نتونستم‌.
الانم از رعد و برق و بارون از خواب بیدار شدم:)
کاش بیدار نمیشدم‌.
بارون تنده‌.
خیلی تند..