eitaa logo
دانلود
شببخیر.
خوابشو دیدم:)
یه دست نوشته ازش بهم رسوندن که هروز فلان ساعت منتظرمه تو یه رستوران آسیایی‌...
وای.. فضای خوابم خیلی سورئال بود.. یه جورایی شبیه دایورجنت بود. میگفت اگر هنوز شانسی وجود داره بیا به اون رستوران‌. و من میخواستم برم اما هیچوقت نتونستم‌.
الانم از رعد و برق و بارون از خواب بیدار شدم:)
کاش بیدار نمیشدم‌.
بارون تنده‌.
خیلی تند..
فاطمه امروز قرار داره دهنش سرویس:)))
وای
چرا بیدار شدم..
اون از خوابم. اینم از هوا.