وای.. فضای خوابم خیلی سورئال بود..
یه جورایی شبیه دایورجنت بود.
میگفت اگر هنوز شانسی وجود داره بیا به اون رستوران.
و من میخواستم برم اما هیچوقت نتونستم.
جدی یکی از بزرگ ترین لطفهایی که خدا در حقم کرد این بود پاییز و زمستونی من امسال ندیدم وگرنه دیوونه بودم.