eitaa logo
دانلود
چراغا روشن و خاموش میشد در خونه می‌خورد به هم پنجره ها باز و بسته میشد پرده هارو باد میزد و من تک و تنها وسط حال وایساده بودم
قلبم داشت میومد تو دهنم‌که داد زدم از خونه من گمشوووووو بییییرون.
با صد سلام و صلوات البته^^
کابوس وحشتناکی بود اما هیجانش چسبید
هروقت کابوس دیدم اصلا فکر نمیکردم‌که خوابه. همش عینِ واقعیت بود.
و معتقدم الکی خواب این چیزا رو نمیبینم. موجودات ماورایی به خوابم نفوذ میکنن چون مطمئنم توهم الکی نیست.
البته اینطوری هم هیچوقت نبوده که بگم بسم الله یهو دنیام گل و بلبل شه پدرم در میومد تا اونارو از خودم دور کنم‌ولی عاملش همین بود.
خلاصه که انقدر به خواب هام حسودی نکنید که چرا انقدر هیجان انگیز و طبیعیه و زیاد میبینم؛ کابوس هم زیاد میبینم و مثل اون رویاهام طبیعیه. سکته میکنید اگر جای من اون چیزایی که دیدمو ببینید من عادت کردم بهش(ولی هنوزم تو یه سری کابوسام واقعا از ترس میمیرم)
باورتون میشه تو یه سری از خواب هام انقدر میترسم که میدونم الان سکته میکنم و نمیشه چیزی رو حل کرد که توی خواب به خودم دستور میدم الان باید بیدار شم؟ و خودمو بیدار میکنم؟
و خیلی جالبه. نمیدونم چجوری اما من کنترل خواب هام دست خودمه. که کجا برم چیکار بکنم. انگار که روحم داخل یه کرکتر گیم فرو رفته باشه. ولی یه سری چیزا خارج از کنترلمه؛ اینکه اگرقراره بیدار بشم از خواب نمیتونم کنترلش کنم که نه میخوام خوابمو ببینم(استثنا دارم). تو بحث کابوس این قضیه واقعا فرق میکنه و هیچ چیزی تحت کنترل من نیست. من فقط منتظرم ببینم این فیلمی که توش گیر افتادم چجوری قراره پیش بره و در آخر چجوری تموم میشه.
برای منی که خواب زیاد میبینم واقعا یه رویای دست نیافتنیه که فلسفه خواب هارو درک کنم بفهمم اصلا وقتی خوابم چه اتفاقی میوفته.