اینکه بچه هایی که تو خانواده های غیر مذهبی و مخالف نظام یه رویکرد اسلامی و انقلابی دارن چقدر شجاع و قابلِ ستایشن...
الویت آدم ها همیشه آزادی و راحتی بوده. ذاتِ انسان در طلبِ همینه اصلا. اگر بخوایم از بیرون به این موضوع نگاه کنیم گرایش یک آدمی که قرار باشه به یکی از این دو باشه، احتمال بیشتری داره که بخواد اون چیزی رو انتخاب کنه که منافع و آسودگی بیشتری داره.
سو؟ نتیجه میگیریم اگر قرار باشه کسی از ساید خودش بزنه و به ساید مخالف بپیونده، این موارد از آدمهای معتقد به نامعتقد، به نسبتِ آدمهایی که اسمِ خودشون رو "انسانِ آزاد" میذارن و حاضر به تحمل سختی به هر دلیلی دینی، دنیوی و اُخرویای میشن بیشتره.
..
پس تا اینجا میفهمیم اینکه بخوای از رویکردی که فکر میکنی درسته حمایت کنی؛ درست وقتی تو مرکز جبهه مخالف اون چیزی و ممکنه هیچ حمایتگری نداشته باشی و برعکس، حتی طرد بشی چقدر سخته.
این جور افراد واقعا قابلِ ستایشن.
فکر کن از یه خانوادهای که هیچ معنویتی نداره یه استخراج دینی انقلابی داشته باشی. اونم وقتی حمایت خانواده از هر چیزی توی دنیا برای یه فرزند مهم تر و اثر بخش تره.
ما وقتی میبینیم کسی به باور هامون اهانت میکنه تهش از کوره در میریم دو تا دری وری میگیم به طرف آروم میشیم اما این آدمها، از اونجایی که اسلام سفارش کرده احترامِ خانواده تو هر شرایطی، حتی وقتی میدونی حرفی که داره میزنه بهناحقه، واجبه.. میفهمی که اونا حتی نمیتونن با این روش ها خودشون رو آروم کنن. از طرفی اگر ذاتِ سکوتکنندهای؟ نداشته باشن میفهمم که چقدر عذابِ خالصه..
خلاصه که گفتم اگر کسی بخاطر استقامتتون ازتون تشکر نمیکنه یا حواسش بهتون نیست، من خیلی بهتون فکر میکنم و حواسم هست.
خیلی راحته که از یک خانواده مذهبی یه استخراج مذهبی داشته باشی.
خیلیها چون خانوادشون اینشکلیه چادر میپوشن، نماز و روزه میگیرن و حتی نمیدونن برای چی. کاری رو انجام میدن که از روی معنا نیست(حتی شاید ندونن معناش هم چیه)، از تقلیده.
و از نظر من شاید ثواب کنن، اما ارزشی نداره که تو ندونی بخاطر چی داری خدارو میپرسی، برای چی برای امام حسین گریه میکنی و برای چی تو کل تاریخ این همه به اهل بیت ظلم شده و میشه.
اون استخراجِ مذهبی ای که از یک خانواده غیرمذهبی میشه ارزشش خیلی بیشتره چون یک: اصلا تو محیطش نبوده که بخواد تقلید کنه. دو: اتفاقا چون تو محیطش نیست خیلی سخته که بخواد نشون بده اعتقاداتش فرق میکنه چون قطعا سرکوب میشه و مقابله با سرکوبیت؟ اصلا راحت نیست. و سه: چیزی رو دنبال میکنه که از معناش آگاهی داره! چون تحقیق کرده و دنبالش رفته.
مثلا امروز خواب دیدم که یه محققم و با چند نفرِ دیگه مثل خودم رفتیم یه یه سری سفر تحقیقاتی.. یه جای شمال مانندی بود رفتیم دیدیم یه آغل دارن جلوش که در چوبی بود وایسادیم از داخل که انگار مثلا طویله باشه درش باز بُز و گوسفند و مرغ و ای نی جور حیوونا ازش ریخت بیرون. بعد یه پسره که هم محقق من بود گفت اون سمت در رو بگیر(بیشتر شبیه بین فنسا، منتها از چوب) بود که نیان بیرون.
بعد صاحبش اومد و یه فرد مسن که نه پیر باشه نه جوون با کله طاس و پوست سفید سرخابی و یه کلاه رو سرش از آغله اومد بیرون و انگار که منتظرمون باشه مهمون نوازی کرد.
بعد اینجایی که میرفتیم انگار ایران نبود ولی ایران بود:/ چون من داشتم انگلیسی حرف میزدم و اون انگلیسی جوابمو میداد. بعد فارسی یه جا حرف زدم اونم فارسی حرف زد گفتم عه فارسی بلدی و از این به بعد فارسی حرف زدیم. داشت راجع به حیوونا و صفر تا صد دامپروری و از این چیزا حرف میزد که زنش اومد و روسری روی سرش داشت. حالا من چرا تعجب کردم؟ چون این زن و شوهر آلمانی بودن و انگار مهاجرت کردن ایران://///.بهشون گفتم مسلمونید؟ گفتن آره. یکم حرف زدیم دوباره پرسیدم یعنی نماز روزه و اینا.. ؟ گفتن آره بابا غذامونم حلاله و..
بعد داشت یکی از بزغاله هاشو برای ما قربونی میکرد که شام باهاش درست کنه:/ و همه چیز از قسمت سر بر.یدن و خو.ن و .. واضح بود. من تو خواب درد کشیدم.
دلیل ایران اومدنشونم پرسیدم و جواب جالبی داد ولی یادم نیست.