eitaa logo
دانلود
خلاصه که گفتم اگر کسی بخاطر استقامتتون ازتون تشکر نمیکنه یا حواسش بهتون نیست، من خیلی بهتون فکر میکنم‌ و حواسم هست‌.
خیلی راحته که از یک خانواده مذهبی یه استخراج مذهبی داشته باشی‌. خیلی‌ها چون خانوادشون این‌شکلیه‌ چادر میپوشن، نماز و روزه میگیرن و حتی نمیدونن برای چی. کاری رو انجام میدن که از روی معنا نیست(حتی شاید ندونن معناش‌ هم چیه)، از تقلیده‌. و از نظر من شاید ثواب کنن، اما ارزشی نداره که تو ندونی بخاطر چی داری خدارو میپرسی، برای چی برای امام حسین گریه میکنی و برای چی تو کل تاریخ این همه به اهل بیت ظلم شده و میشه‌. اون استخراجِ مذهبی ای‌ که از یک خانواده غیرمذهبی میشه ارزشش خیلی بیشتره چون یک: اصلا تو محیطش نبوده که بخواد تقلید کنه. دو: اتفاقا چون تو محیطش نیست خیلی سخته که بخواد نشون بده اعتقاداتش فرق میکنه چون قطعا سرکوب میشه و مقابله با سرکوبیت؟ اصلا راحت نیست‌. و سه: چیزی رو دنبال میکنه که از معناش آگاهی داره‌! چون تحقیق کرده و دنبالش رفته.
بچه ها خوابام خیلی عجیب شده‌.
خیلی منعطفن دارم این میزان منعطف بودن رو نمیتونم‌.
مثلا امروز خواب دیدم که یه محققم و با چند نفرِ دیگه مثل خودم رفتیم یه یه سری سفر تحقیقاتی‌.. یه جای شمال مانندی بود رفتیم دیدیم یه آغل دارن جلوش که در چوبی بود وایسادیم از داخل که انگار مثلا طویله باشه درش باز بُز و گوسفند و مرغ و ای نی جور حیوونا ازش ریخت بیرون‌. بعد یه پسره که هم محقق من بود گفت اون سمت در رو بگیر(بیشتر شبیه بین فنسا، منتها از چوب) بود که نیان بیرون‌. بعد صاحبش اومد و یه فرد مسن که نه پیر باشه نه جوون با کله طاس و پوست سفید سرخابی و یه کلاه رو سرش از آغله اومد بیرون و انگار که منتظرمون باشه مهمون نوازی کرد.
بعد اینجایی که میرفتیم انگار ایران نبود ولی ایران بود:/ چون من داشتم انگلیسی حرف میزدم و اون انگلیسی جوابمو میداد‌. بعد فارسی یه جا حرف زدم اونم فارسی حرف زد گفتم عه فارسی بلدی و از این به بعد فارسی حرف زدیم‌. داشت راجع به حیوونا و صفر تا صد دامپروری و از این چیزا‌ حرف میزد که زنش اومد و روسری روی سرش داشت‌. حالا من چرا تعجب کردم؟ چون این زن و شوهر آلمانی بودن و انگار مهاجرت کردن ایران://///.بهشون گفتم مسلمونید؟ گفتن آره‌. یکم حرف زدیم دوباره پرسیدم یعنی نماز روزه و اینا.. ؟ گفتن آره بابا غذامونم حلاله و.. بعد داشت یکی از بزغاله هاشو برای ما قربونی میکرد که شام باهاش درست کنه:/ و همه چیز از قسمت سر بر‌‌.یدن و خو‌.ن و .. واضح بود. من تو خواب درد کشیدم‌. دلیل ایران اومدنشونم پرسیدم و جواب جالبی داد ولی یادم نیست‌.
خدایی کی از این خوابا با این میزان جزئیات میبینه؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قبل اینم خواب دیدم داشتم ماشین آتش نشانی میروندم و سارا صندلی عقبم نشسته بود و من هِی بر میگشتم بهش نگاه میکردم یه ابرو مینداختم بالا که حال میکنی چجوری میرونم؟😏
چرا خب؟!
بعد همه چی واقعا واقعی بود‌. اون فرمون‌ و جنسِ سخت و براقِ پلاستیکش. رنگِ قرمزِ ماشین. حتی ارتفاعی که به نسبت ماشین های شخصی داشت‌. یعنی جدی مغزم هیچ جزئیاتیو از قلم نمیندازه.