eitaa logo
دانلود
هدایت شده از - پاࢪادوکـس -
صبحانه:
هدایت شده از - پاࢪادوکـس -
از تواب بیدار شدم دیدم مامانم اینجا نیست.از خانومه کناریم دو تا دستمال کاغدی گرفتم که دیگه قابل استفاده نیست.روم نمیشه بگم دوباره بده.
هدایت شده از - پاࢪادوکـس -
خانومه گفت بیا بستش برای تو.گفتم چی؟نه بابا من دستمال کاغذی میخوام این همه چیکار. آقا غلط کردم یکی دستمال برسونه بهمم.
هدایت شده از - پاࢪادوکـس -
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از - پاࢪادوکـس -
نجف یه جوریه که تو بخوای هم نمیتونی حالت بد باشه.انگار هر چی غم و غصه داری رو ول میکنی میای توی این شهر.این میزان سرزندگی برام خیلی دلچسبه.واقعاً به این حال خوب احتیاج داشتم.
هدایت شده از - پاࢪادوکـس -
از صبح هیچی نخورده بودم با بابام همانگ کردم برم بیرون یه چیزی پیدا کنم.تو یه موکبی باقالی پلو با ماهیچه میدادن.وقتی گرفتم داشتم از موکبه میومدم بیرون به اون آقا عراقیه گفتم شکراً آقاعه گفت خواهش میکنم پشمام ریخت😂😐من خیر سرم عربی گفتم یارو حال کنه اون فارسی گفت قشنگ ضایع شدم رفت😂😂
هدایت شده از - پاࢪادوکـس -
خُبُزز.
هدایت شده از - پاࢪادوکـس -
بینیم بخاطر حساسیتی که این دو روزه گرفتم قشنگ چهار لایه بخاطر مصرف دستمال کاغذی سابیده شده.
هدایت شده از - پاࢪادوکـس -
نمیخوام برگردم قم.
هدایت شده از - پاࢪادوکـس -
پیش به سوی مشایه..
هدایت شده از - پاࢪادوکـس -
رفتم حمام.بدون هیچ تجهیزاتی.در این حد که جورابمو به عنوان لیف استفاده کردم😂 یه ساعت تو صف حمام،تو مکانی که پر از دمه بعد برو تو حمام برق قطع بشه بمونی تو تاریکی بعد وضعیت بهتر نشه که هیچ،بدترم بشه و آب قطع بشه و تو ده دقیقه بمونی با بدن کفی.تازه آب گرم کن نداشته باشن و با یه لیوان آب یخ بخوای دوش بگیری.نمیدونید چه وضعی بود😂