eitaa logo
دانلود
رودریگو گومز‌. دوتا بچه داره‌. بچه سومشم فکر کنم زنش زایید‌. رفتم ته و تو‌ی کرکتر آرشام رو در اوردم.
تا گلو دلم برای باشگاه تنگ شده‌.
خیلی جسم و روحم شاد بود‌. نصف تایمی که باشگاه بودم بخاطر پرت شدن حواسم بخاطر نگاه کردن خودم تو آینه‌ی باشگاه از دست میرفت😂
یه آهنگی پلی شد که باشگاه گوشش میدادم یادم افتاد*
https://eitaa.com/its_sin_sa/15571 اونم دوست داشتم‌. آهنگشم دوست داشتم‌.
یه دختره بود تو باشگاه همسن خودم بود فکر کنم. خیلی خوشگل بود‌. هر جا تمرین میکردم یهو میدیدم کنارمه. داره ستاشو میزنه‌.
وسطش یهو نرفتم و دیگه ازش خبر ندارم‌. خیلی هم دلم میخواست باهاش حرف بزنم بنظرم آدم جالبی بود.
کل تایم باشگاهم تو خاموشیا بود.
من اسطوره رو خیلی دوس داشتم البته هنوزم دوسش دارم کلا همون زمان چند تا سر و گردن از بقیه رمانا بالاتر بود - بین فنای اسطوره و گناهکار همیشه دعوا بود‌. ولی من از اسطوره خوشم نیومد. نه اینکه فن گناهکار باشم.
https://eitaa.com/pardox4/23610 عه مرسی آبجی پس ارزش نداره ببینم