eitaa logo
دانلود
نشسته ام به منقل نگاه میکنم، شکمم آه میکشد؛ جوجه ها کِی میرسند؟ خیال جوجه خوردن چه دلپذیر بود، صبرم در انتظارش پیر شد. نپختند، دیر شد.. - دلنوشته‌ های یک جوجه لاور*
اون میمه هست که پسره دست هاشو میکوبه به هم و سرشو تکون میده و به یه زبونی میگه بریم تو کارش؟ خانواده ما برای هر پلنی: یه جوجمون نشه؟!
آخیش.
الهی شکر.
در انتظار شنیدن دینگ ناشناس*
نوش جون - دینگ
چونکه هیچ کس نباید منتظر بمونه* - دینگ
از مزایای روستا:
عالیه حتماً نصب کنید.
مشتاق صحبت، اما غوطه‌ور در فقدانِ هم‌صحبت‌.