بچه ها این کفشه که پوشیدم فقط قشنگی داره اصلا راحت نیست و من شیش هفتم تایم تالار رو پا برهنه از اینور به اونور میرفتم:)))
ورود زینب به تالار این سمتم یکی دستمال بر میداشت اشکاشو پاک میکرد یکی سمت دیگم دست به چشماش میکشید منم اینجوری بودم پس چرا من گریه نمیکنم😂🙂