eitaa logo
دانلود
چند هفته گذشت و دیگه با نگهبانا حرف میزدیم و گپ و اینا(نگهباناشون خانومایی بودن که مقنعه سرشون بود:)))))) ) یه شب که تایم فرارم بود و من همه وسایلمو زیر پتو قایم کرده بودم که چراغارو خاموش کردن و رفتن، در سلولم رو باز کنم و بریم پیش سارا و فاطمه تا اونارم با خودم ببرم‌. اما پلن بهم خورد چون نگهبان اومد و من مجبور شدم خودم رو بزنم به خواب‌. همه چیز برنامه ریزی شده بود و اگر تو اون تایم فرار نمیکردم دیگه نمیشد‌. گاوم زایید و جای یکی دو تا نگهبان اومدن یه صندلی گذاشتن جلوی سلولم رو نشستن‌. قبل اینکه در تمامِ سلول ها بسته بشه سارا اومد گفت بیا یه چایی بخور. سارا عجیب نگاهم میکرد و من گرفتم که چایی رو نباید بخورم و برنامست😂😂:) نگهبانا که چایی رو دیدن گفتن به ماهم بده(از دست هیچکس هیچ چیزی نباید میگفتن اما من چون خودمو بهشون ثابت کرده بودم اعتماد کردن) سارا رفت و ما سه تایی موندیم و گپ زدیم و اونا چایی خوردن و من چایی رو میخوردم ولی قورت نمیدادم، وقتی حواسشون نبود تف میکردم بیرون😂😂 دیگه چاییم تموم شد و گفتم شب بخیر و رفتم زیر پتو تا منتظر بمونم‌. زمانش رسید و اینا یهو فلج شدن و نتونستن تکون لخورن‌. منم از فرصت استفاده کردم و در سلولم رو با داد و ستدایی که واشتیم باز کردم و یه دکمه رو زدم و در هعم سلولا باز شد و داد زدم همه فراررررررر کنید تا نفهمیدن‌.
منتظر بودم از در ورودی سارا و فاطمه رو ببینم چون سالن های من با اونا یکی نبود. تا اومدن و فرار کردیم از راه پله ها بریم پایین‌. وسط فرار یادم افتاد من وسایلم رو تو سلولم جا گذاشتم و فاطمه گفت مهم نیست بیا بریم(ذهن فقیرم اونجادفکر میکرد من اگر بدون اونا برم بعد آزادی باید کلی پولشون رو بدم و نتونسستم😂😂) گفتم شما برید من میام رفتم دم سلول و وسایلمو ریختم تو به کیف اومدم که برم از راه پله پایین یکی از نگهبانا که روی زمین افتاده بود مچ پامو گرفت و ریدم تو خودم:)))))) ولی چون فلج شده بودن خیلی زور نداشت و پامو از دستش کشیدم بیرون و فرار کردیم:))
خیلی خواب هیجان انگیزی بود دوسش داشتم.
https://eitaa.com/pardox4/29879 من هیدرودرم استفاده کردم سبک بود - به این یکی از دوستان حساسیت داشت.
بچه‌ها به نظرتون اگه شب با پلاکارد Free Internet و "اینترنت آزاد حق همه مردم است" برم تجمع مورد عنایت عموهای امنیتی قرار می‌گیرم؟💀 - فکر کنم مردم آمادگی انقدر صداقت رو نداشته باشن.
از صبح تو جام دراز کشیده ام دریغ از یک تکونی بخورم یا از حتی بلند شم زخم بستر گرفتم - تکون بخور خواهر‌. تکون بخور.
مال من بیول رایحه‌اش لاله های عباسی و ارگانه سبکه اوکیه
https://eitaa.com/pardox4/29879 کرم مرطوب‌کننده‌ی نوتروژینا هم خوبه