eitaa logo
دانلود
منتظر بودم از در ورودی سارا و فاطمه رو ببینم چون سالن های من با اونا یکی نبود. تا اومدن و فرار کردیم از راه پله ها بریم پایین‌. وسط فرار یادم افتاد من وسایلم رو تو سلولم جا گذاشتم و فاطمه گفت مهم نیست بیا بریم(ذهن فقیرم اونجادفکر میکرد من اگر بدون اونا برم بعد آزادی باید کلی پولشون رو بدم و نتونسستم😂😂) گفتم شما برید من میام رفتم دم سلول و وسایلمو ریختم تو به کیف اومدم که برم از راه پله پایین یکی از نگهبانا که روی زمین افتاده بود مچ پامو گرفت و ریدم تو خودم:)))))) ولی چون فلج شده بودن خیلی زور نداشت و پامو از دستش کشیدم بیرون و فرار کردیم:))
خیلی خواب هیجان انگیزی بود دوسش داشتم.
https://eitaa.com/pardox4/29879 من هیدرودرم استفاده کردم سبک بود - به این یکی از دوستان حساسیت داشت.
بچه‌ها به نظرتون اگه شب با پلاکارد Free Internet و "اینترنت آزاد حق همه مردم است" برم تجمع مورد عنایت عموهای امنیتی قرار می‌گیرم؟💀 - فکر کنم مردم آمادگی انقدر صداقت رو نداشته باشن.
از صبح تو جام دراز کشیده ام دریغ از یک تکونی بخورم یا از حتی بلند شم زخم بستر گرفتم - تکون بخور خواهر‌. تکون بخور.
مال من بیول رایحه‌اش لاله های عباسی و ارگانه سبکه اوکیه
https://eitaa.com/pardox4/29879 کرم مرطوب‌کننده‌ی نوتروژینا هم خوبه
برای کرم اول ویت یو بعد درماکلین صورتیش خیلی خوبه هم بوش هم نرم کنندگیش هندولوژی ام بد نیست
من اسکلت میخوام.
کنکوریم و دو دیقه میخوام بشینم سر کتاب همش هی تو گوشی میچرخم و اصلا حواسم جمع درس نیست. کلافه شدم از اینکه انقد آدم مزخرفی ام:)) - گوشیو بده به مامانت و تا درست تموم نشده نگیر ازش یا برو کتابخونه.