eitaa logo
دانلود
باورت میشه اون موقعی که اتاق من و داداشم مشترک بود سر همین چند بار دعوا کردیم و یک بار دعوام به خون و خون ریزی رسید و تا شیش ماه کامل باهاش حرف نزدم؟!
- Paradox -
آماده میخوام.
بابا راحته
الان که دیگه خونمون نیست به اون روزا نگاه میکنم و میگم یادش بخیر..
چشم بند بگیر. من بعد از ظهرا که میخوام بخوابم نور اذیتم میکنه چشم بند میبندم.
چاره ای نیست.
- Paradox -
بابا راحته
برام درست کن.
- Paradox -
باورت میشه اون موقعی که اتاق من و داداشم مشترک بود سر همین چند بار دعوا کردیم و یک بار دعوام به خون
یه عکس دارم از اون موقع که رو مبل نشستیم و به زور منو گرفته و داره گونمو بوس میکنه و برام یه هدیه خریده که از دلم در بیاره‌. عکاسم مامانم بود و من قیافم اینجوریه که: ایح، کمک.
- Paradox -
برام درست کن.
دیدی چیشد؟ اردیبهشت امسال نمیشه ببینمت.
- Paradox -
تو پاشو بیا قم‌.
وای جدا چرا نمیشه بیام😭😭
اون گیفه که پتو می‌کشه روش گریه می‌کنه
سلام به دختری که چشماش آسمون شبِ و هر نگاهش شهابیه که قلبم رو میسوزونه 🪐 حالت چطوره زحل؟ - جیزز کرایست‌.