دو روزه فقط دارم اعضا و جوارح گوسفند میخورم و حالم از هر چی سیرابی و کلهپاچست بهم میخوره.
جدیداً برای درکِ بهتر این اتفاق "ازدواج" (حکم یه بچه تازه به دنیا اومده دارم که همه چیز براش جدیده و گوش میده، نگاه میکنه و سعی میکنه کشف کنه اطرافشو) خیلی به زوج های اطرافم، حرف هاشون، زندگیشون، کانکتشون و.. توجه میکنم و متوجه شدم که..
بیشترشون اصلاً شبیه به هم نیستن. از لحاظِ شخصیتی که اکثراً ترکیبی از یک برونگرا و درونگران. کم دیدم دوتاشون درون باشن یا برون. و به نظرم درستشم همینه.
زهرا میگه من خیلی بهت دقت کردم و تو برونگرا نیستی. حالا من هِی میگم نه باباا من برونگرام و اینا. گفت این حرفو الان نمیزنم تو طولانی مدت، تو اصلا برونگرا نیستی. شاید گاهی خیلی ابراز وجود کنی ولی میانگرایی برای توصیفِ تو خیلی بهتره. و دروغ چرا، از حرفش ترسیدم.