- Paradox -
من هیدرودرم مخصوص پوست حساس دارم خوبه راضیم🗿 حجمشم خوب بود فکنم بعد یه سال تازه تموم شد دیروز
منم به گفتهی سارا همینو خریدم و الان چندماهه دارم راضیم
#ناشناس
https://eitaa.com/pardox4/31232
من هم اسم خودم خیلی کمه نسبتا هم اسم اون ولی هردومون یه دورهای اسمامون تو این ریلزای طنز اینستا وایرال شده بود. شانس🗿
هنوزم که هنوزه بعضیا میخونن🤭
- میگم شانس نداریم.
#ناشناس
بعدم خیلی همراهن باهم تو خوشگذرونی و فیلم دیدن و سینما رفتن و حتی باهم شهربازی میرن سینمای هفتگیشون تعطیل نمیشه..
اینجوری بودن که نماز خوندن رو خیلی شل میگرفتن یهو دوتاییشون باهم تصمیم گرفتن و باهم یه گوشه وایمیسن نماز میخونن امسال خیلی بانمک برای ماه رمضون کلی خوراکی و مغزیجات و چیزای مقوی گرفته بودن که روزه بگیرن😂😂
اصلا تو کار رمانتیک بازیای اونجوری سوپرایزی و فیلمی به قول خودمون نیستن ولی برای تولداشون کلی ذوق دارن چون دوتایی باهم کل اونروزو میرن کیک میخرن کافه و طبیعت میرن و..
- وای به نظرم خیلی عاشقانست هم دیگه رو برای نماز صبح بیدار کنید:))))
آدم نباید ازدواج کنه یا اگر میکنه باید باهم سینک باشن.
ما خیلی وقته که قرار های خانوادگیمون که پارک و اینا بود رو دیگه اجرا نمیکنیم و انقدر زندگیم غرق کار و درس و خرج شده که یادمون رفته هر کسی نیاز به تفریح داره.
من تمام اینارو توی ذهنم یادداشت کردم که اشتباهات زندگی خودمون و اطراف رو توی زندگی خصوصی خودم انجام ندم.
نباید بذاری زندگی برات کسل کننده بشه؛ اینطوری باشه سطح اکسیتوسین و آدرنالین میاد پایین و حالا بیا خودتو جر بده شرایط رو به قبل برگردون.
یه مقاله داشتم میخوندم درباره اینکه چیکار کنیم تو زندگی مشترک ارتباط راکد نشه. حیف نت قطعه دسترسی بهش ندارم.
۱. او گفت: «تعریفها مثل شکر هستند؛ برای یک لحظه همه چیز را شیرین میکنند، بعد طعم واقعی را کند میکنند.» مغز سریع عادت میکند. تحسین یک بار دوپامین آزاد میکند، اما تکرار آن باعث میشود همان کلمات نامرئی شوند. عشق برای واقعی به نظر رسیدن، به دوزهای قویتر نیاز پیدا میکند.
۲. او تعریف را با کنجکاوی جایگزین کرد. به جای «چه ظاهرت عالیه»، میگفت: «چطور این رنگ را انتخاب کردی؟» به جای «بهت افتخار میکنم» — «چه چیزی باعث شد اینطوری تصمیم بگیری؟» مغز کنجکاوی را بهعنوان توجه میخواند، نه تأیید. این تفاوت، اشتیاق را زنده نگه میدارد.
۳. اسکنهای MRI تأیید میکنند: جذابیت از پاداش غیرقابل پیشبینی تغذیه میکند. وقتی زوجها هنوز میتوانند همدیگر را غافلگیر کنند، دوپامین دوباره اوج میگیرد. تعریف مداوم آن چرخه را میکشد—محبت را قابل پیشبینی، امن و از نظر عصبی کسلکننده میکند.
۴. قانون او ساده بود: یک مشاهدهی صادقانه بده، نه ده تعریف. «امروز تمرکزت عالی بود.» «بعد از آن تماس، حرکاتت فرق کرده بود.» مشخص، واقعی، هرگز کلیشهای. ذهن این را بهعنوان مدرکی برای دیده شدن ذخیره میکند، نه برای چاپلوسی.
۵. این نوروساینتیست بعداً نوشت: «اشتیاق کم نمیشود چون آدمها دیگر دوست ندارند—کم میشود چون دیگر متوجه نمیشوند.» یک هفته امتحان کنید: هیچ تعریف، فقط مشاهدات. خواهید دید فضای بین شما تغییر میکند، ساکتتر، تیزتر، زندهتر.