eitaa logo
دانلود
- Paradox -
وضعیت:
از لحاظ روحی نیاز دارم جلوی همچین صحنه ای نشسته باشم.
کربلا بهشته ولی نجف برام یه چیزِ دیگه ای بود.
حتی اون حمام های شلوغش بازارهای کیپ تا کیپ پر دم حرمش. کثیفیش نون های داغ و تخم مرغ های آب پزش برای صبحونه. پنیرهای مثلثی شکلش.
وقتی برای بقیه تعریف میکنم که سر اربعین پارسال چقدر پدرم برای حمام رفتن در اومد و اونا به ریکشن "واای چجوری تحمل کردی من نمیتونم" ای نشون میدن؛ یه لبخندِ تلخ میزنم و میگم درک نمیکنید که حتی اون اذیت و کثیفیش هم برام شیرین بود و اگر برگردم عقب باز هم تحملش میکنم.
با قلب و جون و دلم.
گاهی وقت ها به این فکر میکنم که واقعا انسان هایی وجود دارن که حب حسین تو دلاشون نیست و زنده ان؟ نفس میکشن؟
بدون عشق حسین چجور میشه زنده موند؟
میدونید
دارم به این فکر میکنم اینکه امسال اربعین کربلا نیستم و مثل پارسال خودمو به در و دیوار نمیکوبونم بخاطر صبریه که امام حسین بهم داده که نریزم خودمو بیرون یا بخاطر سنگین شدن حجم گناه هاییه که قسی القلبم‌ کرده؟
امیدوارم که اولی باشه.