خونه رو به قدری گرم کرده بودن که شبا( تو حال روی مبل میخوابیدم چون از تختشون خوشم نمیومد و نم داشت) و مجبور بودم شال سرم باشه و از اونجایی که بدون پتو هم خوابم نمیبره نصف شبا از گرما بلند میشدم میرفتم تو تراس و فقط من بیدار بودم و سگای شمال.
دلم میخواد زندگی رو یه پنج سال اسکیپ کنم و به جایی رسیده باشم که خانوادگی با فاطمه و چند تا از بچه ها میتونیم بزنیم به جاده و از شب تا صبح یکم "زندگی کردن" رو حس کنیم.
#ناشناس
ساحل میشه اگه تقلب واسه غیر تل اومد تو دستو بالت بذاری؟ پینترستم رو لازم دارم
- باشه ولی فکر نکنم وصل شه.
#ناشناس
وای ساحل بشین if wishes could kill و ببین هر هشت قسمتش اومده یه چی تو مایه های شب فرا رسیدس
- بذار ببینم.