eitaa logo
دانلود
چه حسی داشتی و داری؟ - سردرد. اولش یکم احساساتی شدم چشمام اشکی شد‌. هی پیشونیشو میبوسید، هی من ذوق میکردم:)
وای بچه ها
همون اول که اومدن
اومدم جلو پول بگردونم دور سرشون، به زهرا وادم اول به داداشم که رسیدم منو دید بغلم کرد، فکر کردم فقط بغله یهو دیدم پاهام از روی زمین بلند شد، بعد منو تو هوا پچرخوند تو بغلش:)))
حالا این هیچی
صورتم لب کت و پیرهنش بود همش کرمی شد همون اول کاری:))))
تا همین یک ساعت پیش عذاب وجدان داشتم.
ولی هم پشمای خودم هم پشمای همه ریخته بود. اصلا انتظار نداشتیم.
بچه ها
میام، صبر کنید مهمونا رو اوکی کنم.
گیره های خاله و مامانمو وا کنم‌.
فردا اولین جلسه ی شیمی درمانی مامانه تو رو خدا دعا کنید زودتر خوب بشه من هیچکسو به جز اون ندارم