eitaa logo
- Paradox -
186 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
271 ویدیو
5 فایل
[☕️📚] - مایل به صحبت؟ https://daigo.ir/secret/8735521 ~ https://harfeto.timefriend.net/17688496664208 .. - Tel| https://t.me/+PPfgvHNp1VQ5MDg0 . - آدرسِ لدورا شاپـمون: https://eitaa.com/drledora
مشاهده در ایتا
دانلود
- Paradox -
📪 پیام جدید چه استوری هایی میذاری منم میخوام ببینم #دایگو
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سر این کلاسمون دیر رسیدم، چون تو حلقه شعرخوانی بودم و غیر من و فاطمه همزمان یکی از پسر های کلاس هم اومد. سه تا صندلی فقط خالی بود که دو تاش من و فاطمه برداشتیم اون یکی روش کیف و پالتو بود. من فکر کردم برای معصومست که کنار اون صندلی نشسته( یکی از همکلاسی ها) ما همینطور معطل صندلی بودیم که بیاد اون پسره برش داره معصومه خیلی شل شلی وسایل روی دستشو اول خالی کرد و تا بیاد پالتو و کوله رو برداره خیلی طول کشید. ماهم همینطور وایساده بودیم بهش گفتم چرا انقدر شلی، پالتو رو زود برداشتم دادم دستش کوله هم برداشتم بدم بهش که یهو افشار پرید وسط گفتم با خودم که اون اینجا چیکار میکنه الان، که دیدم معصومه کوله رو نمیگیره. یهو به خودم اومد فهمیدم چیشد:)) اون کوله معصومه نبود کوله افشار بود🤣🤣🤣 دستشو دراز گفت عه.. میشه اون کوله رو بدین. من اینطوری بودم که: ها؟ آها این مال شماست؟ ببخشید:)))
وای خدایا
برای امروز بس.
سوس 🍅🤌🏻
وای😭😭
خالم و دختر خالم اینا اومدن خونمون، من حوصله نداشتم لباس بپوشم چادرمو سر کردم رفتم پیششون نشستم. خالم میگه چرا بوی سیگار میدی رفتی دانشگاه سیگاری شدی؟ از خنده ترکیدم گفتم یکی از پسر های کلاسمون(همون که دیر اومده بود و سر صندلی باهم به مشکل خوردیم) سیگاریه ما نزدیک هم نشسته بودیم منم بوی سیگار گرفتم:))