- Paradox -
میتونم با صدا بشنومش.
دقیقا همون
با ابروهای گره خورده و چشمای فشرده شده.
دست خودم نیست
غرق توی ناامیدی و بلاتکلیفی عجیبیام.
از طرف این افسردگی های کوتاه مدتی که میگیرم خستم کرده.
بعضی موقع ها با اینکه از ته دلم اینو نمیخوام اما آرزو میکنم کاش هیچوقت به دنیا نمیاومدم.
خیلی سخته بچه ها...
امیدوارم چیزی که من دارم باهاش دست و پنجه نرم میکنم تمام این ماه ها، دشمنمم تجربه نکنه.
همه چیزم فیکه. مسخره بازی هام فیکه، خنده هام فیکه. اینا فقط یه سایست روی درون متلاشیشدم.