از همون اول که این خبرو شنیدم هر چند دقیقه یه بار به بچه ها میگفتن من نگرانِ اونم. من از ریکشن اون میترسم. هی گروهو چک میکردیم میدیدیم سین نزده.
تا اینکه سین زد ولی هیچی نگفت.
گفتم این الان داغونه، شقایق گفت تو از کجا میدونی؟ گفتم خیلی احساسیه میدونم الان چه حالی داره. گفت اصلا بهش نمیخوره و واقعا نمیخوره و همونجا بود که حالم بهم خورد از اینکه چرا انقدر میشناسمش.
#ناشناس
https://eitaa.com/Pardox5/1570
از پیامای چنلش این حس و میگیرم که با یه نخ به زندگی وصله.
- واقعا هم همینه.
به نوبه خودش خیلی قشنگ تلاش میکنه. قدرت ادامه دادن اون از من خیلی بیشتره.
#ناشناس
کاش آهنگه رو نمیشنیدم حالم خیلی بد شد همش دارم گریه میکنم خدا رحمتش کنه
- پلی کردن کنار قابِ عکسش.
انگار که کل خونه زد زیر گریه:)