eitaa logo
دانلود
ساحل فردا عروسی خواهرمه بعد به درخواست فامیلای داماد و خود خواهرم و داماد قراره از ۱۱ به بعد برن باغ و مختلط جشن بگیرن حالا ما مذهبی هستیم خودمون مامان و بابام که ازشون ناراحتن احتمالا مستقیم از تالار برن خونه منم خودم محجبم و اهل رقص و اینا نیستم جلو جمع از طرفی میدونم ازم ناراحت میشه خواهرم اگه نرم چون میدونه مامان و بابام اختیارش و میسپرن به خودم از طرفی عمه و خاله و اینا هم احتمالا قراره کلی بهم اصرار کنن حالا من گیجم نمیدونم برم یا نه از طرفی خواهرمه دلم میخواد برم ولی خب حس میکنم اونجا جای من نیست هم میترسم فامیلای داماد یه وقت برن اون پشت درخت مرختا مش.وب بخورن و اعصابم خورد بشه ببینمشون و خب نه قراره برقصم نه لباس باز بپوشم چیکاااار کنم خواهرمم قاطی میکنه که کلا یه شب بود تو منو تنها گذاشتی دارم دیوونه میشم تو پیشنهادی نداری - قرار نیست هم مشر‌.ب بخوری هم برقصی‌. یه مانتو یا عبای مجلسی بپوش برو و به آبجیت بگو اگر گفت بمون که بپون پیشش و همه چیو ندید بگیر‌. اگر گفت برو اشکال نداره برو‌. چجوری با انقدر اختلاف فرهنگی باهم ازدواج کردن؟ برام جالبه‌.
بچه ها:)))
من با این گلو
دارم میمیرم.
شربت بهم دادن به دادم رسیدن
سفره شام انداختیم،
دیدیم عه سالاد ماکارانی:)
یه بشقاب پر کشیدم برای خودم و بینش هی سرفه میزدم.
یهو دیدم عه ترشی:))))))
ترشی کلم درشت=))))
چند تا انداختم تو دهنم‌.