پرسهیآبی.
اینبار قلب زمین و زمان تپش گرفته بود که مبادا باز داغ عزیز ببینند؟اگر دوباره سوگوار شوند چه؟اگر ۳۰ ا
مثل موج های آرام دل به ساحل زده ام
بعدِ تو من موج که نه پنهان و واهی شده ام
باد نوازش بکند قصه ی دریا به دلم
ماه بنوشد ز دلم اندکی از جام غمم
یار ز امواج گذر کرد و رسید بر گذرم
بعد او من به دست امواج نگران جان سپردم
وای من این چنین دل به طوفان ها سپردم
#چرتوپرت.
میخوام دیروز رو همون دیروز ثبت کنم ولیخب فراموشی گرفتم:///
امتحان خوب بود کلاس روال بود خبری خیلی وقته منتظرشم رو بالاخره شنیدم.
یه ادم قدیمی رو پیدا کردم خیلی خیلی قدیمی و فکر کنم منو حتی یادش نمیاد اما خب من دلم براش تنگ شده بود و جدا از احمق بازیام امیدوارم اینو بفهمه.