پرسهیآبی.
اینبار قلب زمین و زمان تپش گرفته بود که مبادا باز داغ عزیز ببینند؟اگر دوباره سوگوار شوند چه؟اگر ۳۰ ا
مثل موج های آرام دل به ساحل زده ام
بعدِ تو من موج که نه پنهان و واهی شده ام
باد نوازش بکند قصه ی دریا به دلم
ماه بنوشد ز دلم اندکی از جام غمم
یار ز امواج گذر کرد و رسید بر گذرم
بعد او من به دست امواج نگران جان سپردم
وای من این چنین دل به طوفان ها سپردم
#چرتوپرت.
میخوام دیروز رو همون دیروز ثبت کنم ولیخب فراموشی گرفتم:///
امتحان خوب بود کلاس روال بود خبری خیلی وقته منتظرشم رو بالاخره شنیدم.
یه ادم قدیمی رو پیدا کردم خیلی خیلی قدیمی و فکر کنم منو حتی یادش نمیاد اما خب من دلم براش تنگ شده بود و جدا از احمق بازیام امیدوارم اینو بفهمه.
هدایت شده از . خودت باش دختر .
چنل داشتن عجیبه. یه چی مینویسی، بعد طوری ناخوداگاهت ازت میپرسه «خب که چی؟» انگار بقیه تو چنلشون راجع به نظریههای علمی بحث میکنن و هر از گاهی اتم میشکافن و تو جا موندی.
یه مدت فضای مجازی رو بزار کنار بعد اگر بازم لبوبو دوست داشتی بازم رنگ سبز دوست داشتی یعنی علاقه هات مال خودتن مشتی.