اینکه هیچ کسی بهم پیام نمیده که حالت خوبه احتمالا بخاطر اینه که میگن ما لیاقت نداریم به بانویی با این کمالات پیام بدیم وگرنه چه دلیلی داره پیام ندن؟
کاش یکی دست و پامو با طناب ببنده منو بندازه یه گوشه تا کاری نکنم که انقدر باعث اورثینک کردنم بشه.
خیلی جدی بوی شوینده ی روی چادر/لباس آدما رو خیلی دوست دارم مخصوصا بوی اون شوینده ای که ۱۴۰۳-۱۴۰۲ رو تداعی میکنه.
همهی آدما با یه شیوه تکراری اما خوشگل موشگل احساساتشون رو بیان میکنن یکی خطاطی میکنه یکی نقاشی میکنه و ... ولی من فقط میتونم با یه خط خرچنگغورباقه(درسته؟) کاغذ سیاه کنم و در نهایت از شدت زار زدنای من اون کاغذه فقط یه خمیر سیاه بشه.
شبیه یه روز تابستونیه که روی ایوون داشتم شربت آب لیمو میخوردم و منتظر بودم بابام بیاد.
یادش بخیر تقریبا مال ۷ سال پیشه